یک جمعیت بازیابی سلامت از اعتیاد در جمهوری اسلامی ایران:
مصاحبه با آقای حسین دژاکام، بنیانگذار کنگره 60
ویلیام وایت
مشاور ارشد پژوهشی
سیستم سلامتی "چستنات"
(bwhite@chestnut.org)
جنبش پویای درمان اعتیاد در جمهوری اسلامی ایران در حال
اوج گیری است. شانزده سال از برگزاری اولین جلسه NA (معتادان گمنام) در
ایران در سال 1373 میگذرد و هم اکنون، 29 درصد از کل جلسات NA در جهان، در
ایران برگزار میشود. همچنین، رشد جنبشهای درمانی خودجوش در این عرصه کاملا
مشهود است. یکی از با ارزشترین این جنبشها، کنگره 60 میباشد، که آقای
مهندس دژاکام آنرا در سال 1377 تاسیس نمودند.

من آقای دژاکام را برای اولین بار در کنفرانس لندن در سال
2009(1388 ه.ش) ملاقات نمودم، و از آن موقع به بعد، به تبادل آراء و
عقایدمان پرداختیم. ما برای یکدیگر احترام زیادی قائلیم و روابطمان
دوستانه وگرم است. در جریان این ارتباطات بود که جوانب مختلف رویکرد
درمانی که آقای دژاکام در موسسه درمان اعتیاد کنگره 60 بنیان نهاده بودند،
مرا کاملا مجذوب خود کرد. کنگره 60 ابعاد متعدد فلسفی و فعالیتهای زیادی
دارد که برای بکار گرفتن در جامعه جهانی ارزشمندند، که از آن جمله می توان
از خط مشی کاملا منحصر بفرد کنگره، نسبت به ورود فعالیتهای قهرمانی و
گروهی، ورزش رقابتی و هنر در این عرصه (درمان اعتیاد) نام برد. (نکته:
تصاویر کلیه افرادی که در عکسها مشاهده می کنید، با اجازه خودشان منتشر
گردیده است.)

در این مصاحبه که در پاییز 2010(1389 ه.ش) انجام شد، آقای
مهندس دژاکام داستان درمان خود، داستان کنگره 60 و تفکراتشان را در مورد
فرایندهای درمان بلند مدت بیان کرده اند.
ویلیام وایت: آیا ممکن است برای خوانندگان ما توضیح دهید که شما چگونه به این قضیه مشغول شدید و جمعیت درمان اعتیاد را در ایران بوجود آوردید؟
حسین دژاکام: شاید برایتان عجیب باشد که
بگویم من در رشته مهندسی الکترونیک تحصیل کرده ام و سی سال در زمینه
تحقیقات، طراحی و تعمیرات (دستگاه های) صنعتی فعالیت داشتم و همزمان،
اعتیاد به الکل، حشیش و تریاک تمام زندگی ام را در برگرفت. من 17 سال
معتاد تمام عیار بودم و از روشهای درمانی زیادی برای معالجه خودم استفاده
کردم، اما به دفعات ناموفق بودم. بالاخره، بازی ای را آغاز نمودم که مرا
به پژوهش و آزمایشاتی سوق داد که بر روی خودم آزمایش کردم. با تعیین مواد
مصرفی روزانه، زمان مصرف و کم کردن مواد برنامه ای را طراحی نمودم که بر
خلاف اعتقاد و باور شخصیم، و پس از گذشت 11 ماه موفق شدم و توانستم اعتیاد
جسمیم را نابود کنم. متد DST در همین زمان ابداع شد. این متد را در کتابم،
"عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر"، شرح داده ام، که تاکنون در ایران یازده
مرتبه چاپ گردیده است.

پس از چاپ اولین کتاب خود، تصمیم گرفتم سازمانی غیر دولتی
ایجاد کنم که آنرا کنگره 60 نامیدم، عدد 60 برگرفته از عنوان کتاب است. بر
این باور بودم که این سازمان جدید روزی مرزهای کشورم را در خواهد نوردید،
به همین دلیل نام کنگره را انتخاب نمودم تا دربرگیرنده این مفهوم باشد که
همه اشخاص از هر ملیتی که باشند، می توانند در آن حضور یابند.
ویلیام وایت: لطفا جزییات متد DST را توضیح دهید.
حسین دژاکام: روش DST فرمولی آزمون شده است که از طریق آن می توان میزان مواد، الکل و داروهای اعتیادآور را کم کرد و در پایان به رهایی رسید.
D: مخفف ضریب دژاکام است که برابر با 0.8 است.
S: مخفف پله (استپ) می باشد، یعنی در مدت 21 روز (یک پله) روزانه مقدار ثابتی از دارو مصرف می گردد.
T: مخفف زمان (تایم) است، یعنی طول مدت درمان حداقل 10 ماه و بطور متوسط 11 ماه می باشد.
در
این روش، میزان مواد روزانه، مقدار هر وعده و زمان های مصرف باید مشخص
شوند و پس از این مرحله، تیپر کردن (کم کردن) آغاز می گردد. برای روشن شدن
این مطلب مثالی می زنم. فرض کنید شخصی هر روز 1000cc الکل را در 3 وعده مصرف می کند، ضریب Dاز این قرار است:
پله اول : میزان مصرف کنونی ضربدر ضریب 0.8= میزان مصرف در پله جدید.
مثلا 1000cc x 0.8 = 800cc
در نتیجه، مقدار مصرفی در قدم اول 800 سی سی می باشد و شخص می بایست 21
روز در این مرحله بماند و به همین ترتیب گام بعدی محاسبه می شود.
پله دوم:800cc x 0.8 = 640cc ، میزان مصرف از 800cc به 640cc کاهش یافته و پس از 21 روز مصرف روزانه 640cc، فرد قدم به مرحله بعدی می گذارد.
پله سوم: 640cc x 0.8 = 512cc،
این عملیات در هر مرحله انجام می گیرد تا آنجا که مصرف روزانه مواد یا
الکل به کمترین میزان ممکن رسیده و بالاخره رهایی حاصل شود. این برنامه
تقریبا در طول 11 ماه صورت می پذیرد، گرچه مسئله ای نیست اگر یک یا دو ماه
بیشتر از حد معمول (11 ماه) به طول بیانجامد.
ویلیام وایت: آیا شخص مصرف کننده (مسافر) خود میزان مصرفی را طی 11 ماه کاهش می دهد یا شخص دیگری این فرآیند را نظارت و کنترل می کند؟
حسین دژاکام:
فرآیند کاهش توسط راهنما یا کمک راهنما صورت می گیرد و شخص مسافر اجازه
خود- درمانی ندارد. هر مسافر در بدو ورود می بایست یک راهنما یا کمک
راهنما انتخاب نموده و تیپر (کاهش) خود را در لژیون و تحت نظارت دقیق
راهنما دریافت کند. این برنامه مطابق با فرمول DST انجام می شود و هر 21 روز کاهش می یابد.
ویلیام وایت: آیا ممکن است بنا به درخواست مسافرینی که می خواهند مصرف خود را به طور کامل و ناگهانی قطع کنند، سرعت فرآیند تیپرینگ افزایش یابد؟
حسین دژاکام: خیر، مطابق پروتکل DST،
مدت زمان لازم جهت فرآیند درمان، حداقل 10 ماه است. حتی اگر مسافری
آمادگیش را داشته باشد و بتواند مصرف مواد خود را قطع کند، بنا به فلسفه
روش درمانی DST
نمی تواند این کار را انجام دهد. در اینجا، هدف ما قطع ناگهانی مواد نیست،
بلکه بازیابی و ترمیم سیستم تولید مواد شبه افیونی بدن (سیستم X
)، مد نظر است. مدت زمان لازم برای فعال سازی این سیستم به طور متوسط 11
ماه است و ما عامل و میزان زمان را بر اساس تجربه واقعی مان تعیین کرده
ایم.
من
این قضیه (درمان اعتیاد) را چیزی شبیه دوران بارداری می دانم که تقریبا 9
ماه طول می کشد. حتی اگر مادر آماده باشد، تسریع در تولد نوزاد، کاری غیر
ممکن است. بنابراین هیچ مسافری نمی تواند از طول سفر خود بکاهد. ممکن است
باور این قضیه دشوار باشد، ولی به کسانی که علاقه مندند این مسئله را درک
کنند، توصیه می نمایم دو کتاب "عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر" (که اساس
روش DST را توضیح می دهد) و کتاب" عشق، 14 وادی برای درمان" را مطالعه کنند. امیدوارم که این دو کتاب به زودی در آمریکا به چاپ برسند.
ویلیام وایت:
آیا مصرف مداوم مواد، حتی به میزان کم (در دوران درمان)، باعث می شود که
حضور مسافر در کنگره 60 دچار اختلال شود و یا موجبات ناراحتی افرادی را
فراهم کند، که دیگردرمان و رها شده اند؟
حسین دژاکام: برخی از دستاوردها و یافته های روش DST
ممکن است در ابتدا عجیب به نظر برسند. ما گمان می کنیم اگر یک آدم معتاد
میزان مصرفی موادش را بیشتر و بیشتر کند، خوشحالتر و شادمانتر می شود؛ در
حالی که همه می دانیم بیشتر معتادان و الکلی ها در اثر مصرف مداوم مواد،
به حالت اشباع رسیده اند. این پروسه را می توان به فرایند انحلال نمک در
آب تشبیه کرد، یعنی زمانی می رسد که نمک بیشتری در آب حل نمی شود و آب از
نمک اشباع می شود. به همین ترتیب، در زندگی معتاد زمانی فرا می رسد که صرف
نظر از میزان مصرفی، نه تنها شخص به نشئگی نمی رسد و لذتی نمی برد، بلکه
حال شخص بدتر می شود.
از
طرف دیگر، یک مصرف کننده، روزانه، مقدار معینی مواد مصرف می کند تا حالش
طبیعی باشد؛ و پس از مدتی، دیگر از مصرف خود لذتی نمی برد. تحت این شرایط،
ما به یک نتیجه باورنکردنی دست یافته ایم و آن این است: "وقتی که مصرف
مواد مطابق با روش DST،
کاهش پلکانی می یابد؛ شرایط ذهنی و فیزیکی مصرف کننده بهبودی حاصل
می کند." کاهش مواد مصرفی، علاوه بر ایجاد حال خوش در اثر مصرف معین مواد،
باعث تقویت اعتماد بنفس مسافر می گردد. با گذر از هر مرحله کاهش پلکانی،
شوک ملایمی به بدن وارد می شود؛ این شوک باعث راه اندازی سیستم تولید مواد
شبه افیونی بدن می گردد. به عبارت دیگر، در مواجهه با کاهش مواد مخدر
بیرونی، سیستم x بدن درست همان مقدار مخدر کم شده را تولید می کند.
به عنوان مثال، وقتی شخصی 200 سی سی خون می دهد، بدن ظرف مدت چند روز، این
کمبود را جبران می کند؛ این در حالی است که از دست دادن cc 2000 خون می تواند به شوک ناگهانی بیانجامد و یا موجب مرگ شود.
بنابراین
وجود مسافرینی که در مرحله کاهش پلکانی هستند، تاثیر منفی بر رهاشدگان از
مواد ندارد. می دانم که درک چنین پدیده ای سخت است؛ اما درمان شدگان در
کنگره 60، به دلیل تجدید و ترمیم موفقیت آمیز سیستمهای فیزیولوژیکی بدنشان
و دریافت آموزشهای صحیح، نسبت به هر نوع موادی، هیچ میل و هوسی ندارند.
اگر کسی در مقابل آنان مواد مصرف کند و یا اینکه مواد را در نزدیکیشان
ببینند، وسوسه نمی شوند؛ زیرا از نظر جسمی نیازی به مواد احساس نمی کنند،
و به آن نقطه از تفکر رسیده اند که لذت و نشئگی مقطعی هرگز با آن لذت طبیعی که دائما تجربه می کنند، قابل مقایسه نیست.
ویلیام وایت: چگونه اعضای جدید کنگره می
توانند کاهش پلکانی را ادامه دهند، در حالی که چنین دستاوردی در گذشته
برایشان فراهم نبوده است؟ آیا این موضوع با حمایت دوستانه و راهنمایی هایی
که در کنگره می گیرند، مرتبط است؟ آیا امکان دارد استفاده محض از روش DST
به تنهایی و بدون کمک و راهنمایی، به درمان بیانجامد؟
حسین دژاکام: هیچکس هیچ کاری را نمی
تواند بدون آموزش لازم انجام دهد. شما نمی توانید گیتار را به شخصی بدهید
که نمی تواند آن را بنوازد. وقتی شخصی را می بینید که به زیبایی گیتار می
زند و بدانید که قبلا این شخص نمی توانسته این کار را انجام دهد، سوالی
برایتان مطرح می شود: "این شخص چگونه به این مهارت دست یافته است؟" پاسخ
روشن به این سوال این است: "با آموزش و تمرین فراوان." پس چرا وقتی پای
اعتیاد و مصرف مواد به میان می آید؛ جور دیگری فکر می کنیم؟ چطور می
توانیم انتظار داشته باشیم که افراد تغییر یابند؛ بدون آنکه آموزش لازم را
دیده باشند.
همه می گویند استفاده از مواد به شیوه کنترل شده و پلکانی
تا رسیدن به درمان ، غیر ممکن است؛ اما من این کار را با موفقیت به انجام
رسانده ام و 13 سال است که از مواد رهایی یافته ام. من کتاب ها و
راهکارهایی در این مقوله نوشته ام و راهنمایانی را برای کمک به دیگران
تعلیم داده ام. به این ترتیب و با استفاده از روش DST، بیش از 2000 نفر
درمان شده اند. البته من با کسانی که اصرار می ورزند هیچکس نمی تواند مواد
را به صورت کنترل شده مصرف نماید؛ (مگر آن که آموزش لازم را ببیند)
موافقم. اما زمانی که فرد دانش، آگاهی و آموزش لازم را دریافت کند؛ قضیه
کاملا فرق می کند.
البته اجرای صحیح روش DST، کاهش پلکانی و استفاده از مواد
به صورت کنترل شده ارتباطی مستقیم با حمایت و آموزش های راهنما و دیگر
اعضای کنگره 60 دارد. در ارتباط با بخشی از سوالتان که پرسیدید: "آیا روش
DST به خودی خود و بدون پشتیبانی و راهنمایی، کارآمد نیست؟" باید بگویم
چنین کاری غیرممکن نیست. اگر کسی روش را به خوبی بشناسد و رهنمون های لازم
را به خوبی مطالعه کرده باشد؛ میتواند به این هدف دست یابد. گرچه با شرکت
در جلسات و حضور در لژیون این کار(درمان) آسان تر می گردد. درست مثل کسی
که بخواهد به تنهایی قله اورست را فتح کند، در مقایسه با کسی که این کار
را با همراهی یک گروه انجام می دهد.
کنگره 60
ویلیام وایت: کنگره 60 چگونه سازمانی است؟
حسین دژاکام: من در سال 1998 جمعیت
انسانی کنگره 60 را با هدف کمک به افرادی که با اعتیاد خود دست به گریبان
هستند، تاسیس نمودم. کنگره 60 سازمانی مردمی و غیر دولتی است، که در زمینه
درمان و معالجه اعتیاد فعالیت می کند؛ و بر این اساس بنیان گذاری شده است
که فرد رها شده به دیگر معتادانی که در حال مصرف مواد می باشند، کمک می
کند. کنگره 60 بر مبنای این شعار تاسیس شده است که "بیایید این آتش
ویرانگر را مهار کنیم." این سازمان مجوز وزارت کشور را داراست و هدف آن
کاهش عواقب مخرب اعتیاد است.
محور فعالیت های کنگره 60 در درمان اعتیاد مشتمل بر آموزش،
جلوگیری، مهار و راهنمایی است. اهداف اصلی کنگره 60 از این قرار است:
ارائه پژوهش های علمی و راهکارهای عملی جهت شناخت رابطه میان روان انسان و
وابستگی به مواد مخدر؛ و ارائه راهنمایی و متدی کارآمد برای معتادان و
خانواده هایشان. اعتیاد به مواد مخدر ناشی از تعامل میان انسان و مواد
است، بنابراین هر دوی این عوامل را باید به دقت مطالعه و بررسی کرد.
پس از ده سال حضور فعال در این عرصه، کنگره 60 به یک NGO
فعال و استوار تبدیل شده است که به عموم مردم خدمات رایگان ارائه میدهد.
کنگره 60 در تهران و سایر شهرستانها 15 شعبه دارد و سالانه بیش از 800
کارگاه آموزشی (بطور متوسط 2000 ساعت، و 150 نفر در هر کارگاه) برگزار
میکند. هر کارگاه متشکل از سه گروه است: 1) آقایان مصرف كننده مواد مخدر،
2) خانمهای مصرف كننده مواد مخدر و 3) خانواده هایشان. در کنگره 60 به شخص
مصرف كننده، مسافر و به همراه او، همسفر اطلاق میگردد. آنها در سفر رهایی
همراه یکدیگرند.

از دستاوردهای کنگره میتوان به موارد ذیل اشاره کرد: رهایی
هزاران نفر از معتادان از عادتهای مخرب با کمترین نرخ بازگشت، آموزش بیش
از 155 راهنمای متخصص در زمینه درمان اعتیاد برای آقایان و 10 راهنمای
متخصص برای خانمها، آموزش 120 راهنما برای خانمهای همسفر و 5 راهنما برای
همسفران مرد. کنگره 60 برای اولین بار، پروتکل درمان بیماری اعتیاد را
تدوین نموده است که توسط بسیاری از متخصصین، مراکز علمی پژوهشی، جامعه
پزشکی و دیگر مراکز معتبر به رسمیت شناخته شده است. کنگره 60 به عنوان یک
مرکز پژوهشی با دیگر متخصصین، دانشگاهها، مراکز علمی و سازمانهای غیر
دولتی همکاری می نماید و همیشه پذیرای ایده های نوین می باشد.
ویلیام وایت: برای تاسیس کنگره 60، شما چه مدلی را سرمشق خود قرار دادید؟
حسین دژاکام: بگذارید از 13 سال پیش شروع
کنم، زمانی که درمان خود را با روش DST به پایان رساندم و نوشتن اولین
کتابم را تحت عنوان "عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر" تمام کردم. گرچه هفت
ماه از رهایی خودم گذشته بود؛ به یک انجمن حمایت از درمان وارد شدم که در
همه دنیا معروف است و در کشور ما نیز فعالیت میکند. در آنجا هفت ماهی را
صرف انجام تحقیقات شخصیم کردم و به چندین نکته مثبت و موثر و چند مساله
مبهم و پیچیده پی بردم. در روش درمان اعتیاد آنان، سولات بسیاری بی جواب
مانده بود. در آن روزها، راه حل آن مسائل پیچیده و مبهم را میدانستم، ولی
بخاطر مقررات و قوانین موجود در آنجا، نمیتوانستم آنها را بیان کنم. هیچ
گوشی برای شنیدن نظرات من باز نبود و هیچ جایی برای تغییر وجود نداشت. راه
دیگری باقی نمانده بود جز آنکه سازمان خود را برای انتقال دانش و تجربیاتم
تاسیس نمایم.
ویلیام وایت: در مورد جزییات تفاوتهای موجود میان دستاوردهای خودتان و آنان توضیح دهید.
حسین دژاکام: مثلا از دیدگاه آنان،
اعتیاد یک بیماری لاعلاج و مرموز است که همواره حالتی پیشرونده دارد.
مانند بیماری وبا که 200 سال پیش آنرا غیر قابل درمان میدانستند؛ آنها نیز
فکر میکردند اعتیاد بیماری پیچیده ای است که درمان ندارد. در حال حاضر،
بسیاری از متخصصین در این عرصه، چنین اعتقادی دارند؛ اما من با چنین
دیدگاهی کاملا مخالفم. با گذشت 10 سال از تجربه من در این زمینه، و درمان
موفقیت آمیز بیش از 2000 معتاد تمام عیار و حرفه ای با این روش، من به این
نتیجه رسیدم که اعتیاد طولانی مدت به مواد مخدر، موجب ایجاد اختلال و بهم
ریختگی در نوروترانسمیترها (انتقال دهنده های عصبی) و هورمونهای مغز میشود
که با روش DST کاملا قابل درمان است.

این سیستم داخلی که من آنرا سیستم x نامیده ام، میتواند
بازسازی و ترمیم شود و به حالت عادی خود بازگردد، و حتی شاید بهتر از روز
اولش شود؛ منظورم پیش از شروع اعتیاد است. معتقدم همانطور که اعتیاد به
مواد میتواند پدیده ای پیشرونده باشد، در عین حال میتواند عقبگرد کند و به
توقف کامل برسد. در واقع روش DST نوعی عقبگرد در مصرف مواد، الکل و
داروهای جایگزین است.
ویلیام وایت: تعریف شما از سیستم X چیست؟
حسین دژاکام: سیستم X چیزیست که شامل
کلیه نوروترانسمیترها و هورمونهای بدن است. کلیه فعالیتهای روحی، روانی،
هیجانی، جنسی و جسمی ما تحت تاثیر این سیستم قرار دارد. برای روشن شدن
مطلب، میبایست اعتیاد را از نقطه نظر فیزیولوژی انسانی تعریف کنم. اعتیاد
به مواد مخدر در واقع جایگزینی تدریجی تریاک، الکل و داروهای تجویزی بجای
مواد طبیعی و شبه افیونی درونی بدن است؛ موادی مانند دوپامین، اندروفین، و
سرتونین. با در نظر گرفتن تعریف فوق درمیابیم زمانی که مواد خارجی نظیر
مواد مخدر و الکل در درازمدت وارد بدن شوند؛ سیستم X آسیب جدی میبیند و
این آسیب موجب از دست رفتن تعادل، ناکارآمدی و اختلال در سیستم فیزیکی
(بدن) میشود. به همین دلیل است که ما به داروهای فوق الذکر والکل، آنتیX
میگوییم، زیرا آنها به این سیستم حیاتی بدن، آسیب گسترده میرسانند. در
واقع، شناخت و درک سیستم x و عوامل آنتی x بخشهای مهمی از درمان قطعی
اعتیاد را تشکیل میدهند.
ویلیام وایت: نام انجمنی که قبلا در آن حضور میافتید، چه بود؟
حسین دژاکام: من قبلا در انجمن معتادان
گمنام (NA) حضور یافتم و هنوز هم برای آنها احترام زیادی قائلم. من مطالب
فراوانی از آموزشها و سازمان آنان آموختم. به نظر من، کنگره 60، شعبه مکمل
NA میباشد و من همیشه مشتاق پیشرفت آنان بوده ام.
ویلیام وایت: پس شما برخلاف NA معتقد هستید که یک معتاد میتواند از ثابت نگهداشتن دوز مواد برای حمایت از مراحل ابتدایی درمانش سود ببرد؟
حسین دژاکام: بله، اما هر نوع دارو یا
موادی برای اینکار مناسب نیست. آن ماده باید جایگزین مناسبی باشد، بطوریکه
بتواند سیستم X را ترمیم و بازیابی کند. علاوه بر این، تغییرات در این
سیستم، شرایط خاص خود را میطلبد و بدون یک راهنما و گرفتن آموزشهای لازم،
شخص نمیتواند به نتیجه مطلوب دست یابد. مثلا همگی میدانیم که وجود سلاح و
مواد منفجره در محل کار یا خانه میتواند بسیار خطرناک و حتی مرگبار باشد،
که همیشه امکان وقوع فاجعه را به همراه دارد. پس چگونه است که انبار چنین
مواد خطرناکی در پایگاهها و پادگانهای نظامی، هر روز منجر به فاجعه
نمیشود؟ من فکر میکنم دلیل اصلی آن، آموزش صحیح، هوشیاری و مربیان متخصص
است. وقتی مصرف كنندگان را آموزش میدهیم و دانش لازم را دراختیارشان
میگذاریم و از آنها پشتیبانی میکنیم، اجرای موفقیت آمیز روش DST کاملا
موثر عمل میکند. در ابتدای امر، آنها ممکن است مرتکب خطاهایی شوند؛ اما با
گذشت زمان یاد میگیرند که با موادشان مانند دارو برخورد کرده و میزان
مصرفشان را تا قطع کامل مواد کنترل کنند. در این متد لازم نیست افراد از
دوستان ، ارتباطات اجتماعی و یا مکانهای خاص دوری گزینند.
ویلیام وایت: داروی جایگزین در کنگره 60 چیست؟ شما همچنین گفتید که همه مخدرها را نمیتوان کنترل کرد، منظور شما دقیقا کدامیک از مخدرها بود؟
حسین دژاکام: ما در کنگره از شربت تریاک
بعنوان داروی جایگزین استفاده میکنیم. ما به نتایج مهمی دست یافته ایم و
آن اینکه وقتی شربت تریاک از تریاک، آب و کمی الکل (بعنوان حلال) ساخته
شود، بسیار بهتر خواهد بود. ما بواسطه تجربیاتمان دریافتیم که موادی مانند
LSD، شیشه، کوکایین و هرویین را به سختی میتوان کنترل کرد و حتی اگر بتوان
آنها را کنترل کرد؛ هیچگونه تعادل جسمی و روحی حاصل نخواهد شد. از آنجایی
که هدف ما بازیابی و ترمیم سیستم X میباشد، معتقدم هیچ دارویی مثل تریاک
وجود ندارد که حاوی ترکیبات و آلکالوییدهای ضروری (و مورد نیاز بدن) باشد
به همین دلیل، تریاک برای (درمان) اعتیاد بسیار مناسبتر است.
راهنماها و همسفران
ویلیام وایت: شما به راهنماها و همسفران اشاره ای کردید. آیا ممکن است نقش آنها را در کنگره 60 بیان کنید؟
حسین دژاکام: بگذارید از همسفران شروع
کنیم. همسفر کسی است که سابقه مصرف مواد ندارد و از اعضای خانواده یا
دوستان مصرف كننده است و رابطه نزدیکی با او دارد. همانطوری که بخوبی
میدانید، اعتیاد بسیار مخرب است و برای پیروزی در این جنگ باید از آموزش
وتعالیم صحیح همراه با حمایت خانواده، راهنما و مشاور برخوردار شد.
بنابراین، به جهت اتحاد شخص مصرف كننده و خانواده اش (با هدف غلبه بر
اعتیاد)، گروه همسفران در اولین روزهای کنگره 60 ایجاد گردید. در واقع
برای پرواز بسوی درمان، دو بال پرواز لازم است: یکی مسافر ودیگری همسفر.

درکنگره 60 همسفران بخش جدایی ناپذیری هستند که شالوده
محکم فرایند درمان را پی ریزی میکنند. آموزشهای آنان دقیقا بمانند
آموزشهای مصرف كنندگان است. آنها برای کسب سمت "راهنما" آزمون میدهند و
سپس در اداره سازمان غیردولتی ما، مسولیتهای خطیری بر عهده میگیرند. آنان
در مسابقات ورزشی شرکت میکنند و کارگاههای آموزشی خود را مدیریت و سرپرستی
مینمایند و بالاخره، آنها فضایی سرشار از شادی را برای کنگره 60 به ارمغان
می آورند. حضور بچه ها و جوانان و صدای خنده و شادی آنان در سالنها، فضای
آرام و خوشی را ایجاد میکند. همواره درآنجا میتوان نوید فردایی درخشانتر
را احساس کرد. با این روش، از فروپاشی خانواده ها جلوگیری می شود و مفهوم
عشق بی قید و شرط تحقق می یابد.
همسفران ما در کنگره 60 دو گروهند:1) خانم هایی که همسر،
خواهر، مادر، یا دوست مصرف كنندگان هستند 2) آقایانی که پدر، برادر، همسر
و یا دوست مصرف كنندگان هستند.
برای سمت راهنما، هم اکنون کنگره 60 بر این اصل استوار است
که افراد درمان شده به دیگر افراد مصرف کننده کمک می کنند و این کمک علاوه
بر کمک خانواده های مصرف كنندگان صورت می گیرد. سوالی که ممکن است در
اینجا مطرح شود این است که آیا کسی که به درمان رسیده است می تواند گزینه
مناسبی برای کمک به دیگر مصرف كنندگان باشد؟ ما معتقدیم شخصی که فورا مصرف
مواد خود را قطع می کند و یا به عبارتی" سقوط آزاد" دارد، می تواند
تجربیاتش را به دیگران انتقال دهد؛ اما وقتی سخن از یک متد درمانی خاص به
میان می آید، شخص نمی تواند بدون بهره مندی از آموزش صحیح به دیگران (مصرف
كنندگان) کمک کند.

از نظر ما (درمان) اعتیاد، علم است؛ مخصوصا زمانی که صحبت
از مهار، درمان، مراقبت و پیشگیری در میان باشد. بنابراین فقط راهنمایی که
آموزش صحیح، دانش و تجربه داشته و از وضعیت متعادل ذهنی و فکری برخوردار
باشد؛ می تواند دست کمک خود را برای گرفتن دستان معتادان نیازمند دراز
کند. بنابراین، برای تعیین صلاحیت های فوق ما آزمون های کتبی و شفاهی
برگزار می کنیم و به دنبال رویکرد مناسب اخلاقی هستیم. اگر یک راهنما
آموزش نادرست و اشتباهی بدهد، عواقب جدی دربرخواهد داشت. در این پروسه، ما
باید بسیار محتاط عمل کنیم.
ویلیام وایت: مواد امتحانی کدامند؟

حسین دژاکام: ما بر روی سه موضوع اصلی
تمرکز می کنیم: 1) دانش تخصصی در زمینه مواد مخدر، تاثیرات آن بر روی
انسان و روش های موثر درمان 2) جهانبینی و ابعاد معنوی فرآیند درمان 3)
وضعیت اخلاقی داوطلب که تیم مدیریت آن را ارزیابی می کند.
ویلیام وایت: منابع آزمون چیست؟
حسین دژاکام: آزمون ها بر اساس دانش به
دست آمده از مجموعه نوشتارهای من می باشد که شامل این موارد است:1) کتاب
عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر، 2) 14 وادی عشق برای درمان و بهبودی (
چیزی شبیه به 12 قدم NA)، 3)مانیفست و اصول کنگره 60، 4)جزوه راهنما و کمک
راهنمایی در کنگره 60، 5) جزوه جهانبینی 1 و 2، 6) مقالات متعدد و سی دی
های آموزشی.
ویلیام وایت: یک راهنما چه شرایطی باید داشته باشد؟
حسین دژاکام: راهنمایی درکنگره 60 سه سطح
دارد 1) کمک راهنما 2) راهنما 3) استاد راهنما. زمانی که یک مصرف كننده
پروسه درمان خود را با موفقیت به پایان برساند و یک سال از رهایی او
بگذرد، می تواند در امتحان کمک راهنمایی شرکت نماید. برای همسفران نیز به
همین نحو است؛ باید از رهایی مصرف كننده شان یکسال گذشته باشد، چنانچه
نمره خوبی بیاورند؛ شال نارنجی دریافت می کنند و اجازه می یابند که لژیون
خود را تشکیل دهند.

ویلیام وایت: هدف از اعطای شال نارنجی چیست؟
حسین دژاکام: استفاده از شال نارنجی در
کارگاه ها باعث می شود، راهنما از بقیه افراد متمایز شود و تازه واردین
راحت تر بتوانند مطابق میل خود، راهنمای خودشان را انتخاب نمایند.
ویلیام وایت: منظور شما از لژیون چیست؟
حسین دژاکام: هر راهنما چند رهجو دارد که
به این گروه لژیون می گوییم. همانطور که واحد تشکیل دهنده جامعه، خانواده
است؛ لژیون نیز حکم خانواده را در کنگره دارد. لژیون ها مانند شاخه هایی
از جامعه اند. در کنگره 60، کسی حق ندارد به حال خود رها باشد، هر کس می
بایست عضوی از خانواده یا لژیون باشد. زمانی که کارگاه تمام می شود، هر
لژیون دور راهنمای محترمشان می نشینند و جلسه کوچکی برگزار می کنند. سپس،
راهنما موضوعی را برای بحث برمی گزیند و از هر عضو انتظار می رود که در
بحث شرکت کند. به راهنما هر هفته اجازه می دهند که لژیون خود را در طبیعت
( فضای باز) برگزار کند.
ویلیام وایت: در مورد نقش راهنما به تفضیل توضیح دهید.

حسین دژاکام: برای پویا نگهداشتن چرخه
آموزش و تعلیم در کنگره 60، هر کمک راهنما میتواند چهار سال خدمت کند و پس
از سپری شدن این مدت، یا باید راهنما شود و یا دیگر رهجوی جدید نپذیرد.
برای اعطای درجه "راهنما"، داشتن شروط زیر الزامی است: 1) حداقل سه رهجوی
وی باید به درجه کمک راهنمایی رسیده باشند. 2) پنج راهنمای دیگر، صلاحیت
وی را برای کسب سمت جدید تایید کنند. 3) او باید پایان نامه ای مرتبط با
تجربیات و یافته هایش در زمینه اعتیاد ارائه دهد. پس از کسب موفقیت آمیز
این شرایط، او "راهنما" گردیده و شال آبی دریافت میکند.
ویلیام وایت: نقش استاد راهنما چیست؟
حسین دژاکام: تاکنون مقرراتی در رابطه با
این منصب نداشته ایم. در حال حاضر من تنها استاد راهنمای کنگره هستم، گرچه
امیدوارم در آینده اساتید راهنمای بیشتری داشته باشیم. استاد راهنما شال
بنفش برگردن دارد.
ویلیام وایت: نقش خودتان را در کنگره 60 چگونه ترسیم میکنید؟
حسین دژاکام: وقتی تلاش خود را برای
تاسیس کنگره 60 آغاز نمودم، شرایط بسیار سخت بود و موانع زیادی بر سر راهم
قرار داشت. با گذشت زمان و درمان افراد بیشتری با روش DST و بهبودی ادامه
دار آنان، به تدریج شخصیت من برای آنها و خانواده هایشان تبدیل به چهره ای
تاثیر گذار و کاریزمایی شد. دلیلش آن بود که بسیاری از مصرف كنندگان حرفه
ای و تمام عیار، کاملا درمان شده اند و خانواده هایشان نیز بر تغییر رفتار
اعجاب انگیز آنان در زندگی، صحه میگذارند. آنها بخوبی درک کرده اند که من
هر کاری انجام میدهم و یا هر حرفی که میزنم، بخاطر صلاح و بهبودی خودشان
است و در عوض این کار، به من موهبتی عطا شد تا بتوانم سیستمی را بر مبنای
عدالت، معرفت و عمل سالم طراحی کنم. من در ذهنم مدلی را (برای درمان
اعتیاد) ترسیم نمودم که بهترین نتایج را با کمترین آمار برگشتی در برداشته
باشد. همچنین در تمامی سطوح، قوانین مستقلی را به اجرا در آوردم تا علاوه
بر پروسه عظیم آموزش و نظارت، همه مسوولیتها، بر دوش شخص خاصی نیفتد.
خرسندم که بگویم امروز کنگره 60 حتی بدون حضور من نیز
میتواند با کمترین تغییر ، به جهش رو به جلوی خود ادامه دهد. این روزها
بیشتر وقت من، صرف این موارد میشود: نوشتن، تحقیق، ارتباط با مراکز علمی،
NGO ها، ملاقات با میهمانان و بازدیدکنندگان، ورزش کردن و نظارت بر کار
کلیه شعب جهت افزایش و بهبود عملکردشان. من همچنین نگهبان کنگره 14 نفره
دیده بانان هستم؛ اگرچه جانشینم اکثر کارهای مرا انجام میدهد.
تاریخچه کنگره 60
ویلیام وایت: نوشته های شما در کنگره 60
نقش بسیار مهمی ایفا کرده اند. آیا میتوانید بطور مختصر در مورد کتابها و
دیگر نوشته های خودتان صحبت کنید و بگویید از آنها در کنگره 60 چه استفاده
ای میکنند؟
حسین دژاکام: من نوشته هایم را با هدف
ارائه دیدگاه جدیدی نسبت به مفاهیم و مسائل مرتبط با مقوله اعتیاد (به
مواد مخدر)، تالیف کردم و این روش نوین از درک وبهبودی اعتیاد را در سه
جلد خلاصه نمودم.
در کتاب اولم، "عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر" برای ملموس
شدن این امر، اعتیاد را با قرار گرفتن در سرمای 60 درجه زیر صفر مقایسه
کردم. هدف از این کتاب، شفاف ساختن فرایند درمان وبهبودی از طریق تعریف
دقیق و کامل معضل اعتیاد بود. این کتاب با زبان ساده به موانع سر راه
معتادان اشاره کرده و نقاط کور درمانهای امروزی را بیان میکند و راه حلهای
جدید ارائه میدهد. فکر میکنم این کتاب در خانه ها برای خانواده ها و در
دانشگاه ها برای متخصصین قابل استفاده و مفید است. مطالعه این کتاب
میتواند برای پزشکان، قضات، محققان، مسوولان و دیگر افراد فعال در این
عرصه مفید باشد. در کتاب دومم، "عشق، 14 وادی برای بهبودی"، عقیده ام را
به تفصیل شرح داده ام که اعتیاد به مواد مخدر به جسم، روان و جهان بینی
آسیب میرساند و درمان موفق، مستلزم بازسازی کامل در عقاید و دیدگاه های
شخص نسبت خود، خانواده، جهان و کل هستی است. در دوران اعتیاد، دیدگاه فرد
مسموم و مخدوش شده و نگرش وی نسبت به زندگی آسیب دیده است. بنابراین،
تغییرات اساسی (در جهان بینی) لازم میباشد. من 14 وادی عشق یا 14 گام برای
تغییر این دیدگاه تالیف کردم که به تدریج این فرصت را برای معتاد فراهم می
آورد که روش زندگیش را تغییر دهد تا به امنیت و آرامش دست یابد. وادی اول
با تفکر عمیق شروع میگردد و به وادی چهاردهم که همان عشق بدون قید وشرط
است، میرسد.
در کتاب سوم، عقاب سفید، من عقایدم را در مورد اعتیاد به
مواد بیان کرده ام، اعتیاد از ازدواج مواد با شخص حاصل میشود و در نتیجه
برای درمان و معالجه آن میبایست این زوج (انسان و مواد) را بشناسیم و آنها
را درک کنیم. "عقاب سفید" به آگاهی ما در مورد ماهیت انسان و فلسفه وجودی
او در این جهان می پردازد. این کتاب تلاش می کند صور پنهان انسان را
موشکافی کرده و رازهای آفرینش او را نمایان سازد. موضوعات مطرح شده در این
کتاب شامل دانش زمینی و آسمانی یا همان فیزیک و متافیزیک است. البته نوشتن
این کتاب 485 صفحه ای حدودا 14 سال به طول انجامید، و من توانستم بخش
کوچکی از فلسفه خود را در مورد صور پنهان انسان بیان کنم. مابقی عقایدم را
در دو کتاب دیگر آوردم: "سردار" و"اشعث".
ویلیام وایت: آیا خلاصه ای از 14 وادی برای اعضای کنگره وجود دارد؟ چیزی شبیه به 12 قدمی که الکلی های گمنام از آن استفاده می کنند.
حسین دژاکام: بله، ما 14 وادی را به
اختصار در اختیار اعضا قرار می دهیم. 14 وادی کنگره 60 درست همان نقشی را
ایفا می کند که "12 قدم" برای اعضای الکلی های گمنام.
14 وادی کنگره 60:
وادی اول: همه ساختارها با تفکر آغاز می شود، بدون تفکرآنچه هست رو به زوال می رود.
وادی دوم: هیچ موجودی جهت بیهودگی پا به حیات نمی دهد. هيچكدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم.
وادی سوم: باید دانست که هیچ موجودی به میزان خود انسان برای خویشتن خویش فکر نمی کند.
وادی چهارم: در مسائل حیاتی مسوولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسوولیت از خویشتن.
وادی پنجم: در جهان ما تفکر قدرت مطلق حل نیست، توام با رفتن و رسیدن آن را کامل می نماید.
وادی ششم: فرمان عقل را در قالب فرمانروای مطلق اجرا کنیم.
وادی هفتم: رمز و راز كشف حقیقت در دو چیز است یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت می نماید.
وادی هشتم: با حرکت راه نمایان می شود.
وادی نهم: وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه بالاتری برسد، نقطه تحمل پیدا می كند.
وادی دهم: صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.
وادی یازدهم: رودهای خروشان و چشمه های جوشان همه به بحر و اقیانوس می رسند.
وادی دوازدهم: در آخرامر، امر اول اجرا می شود.
وادی سیزدهم: پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.
وادی چهاردهم: آنچه هست محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
تامین بودجه و کادر اجرایی کنگره 60
ویلیام وایت: کنگره 60 بودجه خود را چگونه تامین می کند؟ آیا کنگره از دولت کمک مالی دریافت می کند؟
حسین دژاکام: 99 درصد بودجه کنگره از سبد
پول (اهدایی) است که در پایان هر جلسه کمک های داوطلبانه افراد را جمع
آوری می کند. کمک مالی دولت در هر سال حدود 5 تا10 هزار دلار است و این
مبلغ صرف برقراری روابطی خوب با آن ها، پذیرفته می شود. اما مکان بعضی از
شعب کنگره را دولت تامین می کند. مابقی این مکان ها را یا اجاره کرده ایم
و یا با پول خودمان خریده ایم.
ویلیام وایت: تعداد کلی کارمندان و افراد داوطلبی که در کنگره 60 را فعالیت می کنند، چقدر است؟
حسین دژاکام: ممکن است قدری برایتان شگفت
انگیز باشد که بگویم ما هیچ کارمند حقوق بگیری نداریم. همه افراد دارای
پست و سمت در کنگره از جمله دیده بانان، مرزبانان، راهنمایان و کمک
راهنمایان به صورت نیمه وقت در خدمت کنگره اند و تعداد این افراد بیش از
300 نفر می باشد.

ويليام وايت: آيا پزشكان و متخصصان ديگري هستند كه بر خدماتي كه از طريق كنگره 60 ارائه ميشود، نظارت داشته باشند؟
حسين دژاكام: همه كاركناني كه مسئوليت آموزش و تعليم را به
عهده دارند ازدانش آموختگان كنگره 60 هستند. آنها يا قبلا مصرف كننده مواد
مخدر بوده اند يا از اعضاء خانواده مصرف كنندگان. اما ، دانشجويان زيادي
از دانشگاهها براي انجام تحقيق و مطالعاتشان به شعب ما مي آيند. به علاوه
بعضي از اساتيد و پروفسورهاي دانشگاه هم در جلسات ما حضور مي يابند ،
سخنراني ميكنند و سمينار ميدهند و به طور كلي ارتباط ما با مراكز آكادميك
و دانشگاهها بسيار قوي مي باشد.
اعضا و جمعيت كنگره 60
ويليام وايت: مردم چگونه با كنگره 60 آشنا شده و در آن عضو ميشوند؟
حسين دژاكام: در ايران مردم عموما كنگره 60 را ميشناسند و
ما روزانه با تعداد زيادي از مراجعين مواجه مي شويم كه فضا و امكانات كافي
براي ارائه خدمات به آنها نداريم. مسافران كنگره 60 بدون هيچ ترسي از طرق
مختلف مثل مصاحبه هاي تلويزيوني، روزنامه ها ، مجلات و ميادين ورزشي در
معرض ديد عموم ظاهرميشوند. عضو شدن در كنگره 60 ، تا جاييكه هر فرد از
قوانين و مقررات كارگاههاي آموزشي و جلسات پيروي و اطاعت كند، كار بسيار
آساني است.
ويليام وايت: آيا هدف از حضور در جامعه تغيير ديدگاه مردم
نسبت به اعتياد و درمان است؟ اين به كاري كه طرفداران بهبودي تلاش ميكنند
در آمريكا انجام بدهند شبيه است.
حسين دژاكام: بله ما براي جامعه فرصتهايي
را فراهم ميكنيم كه طرف كاملا متفاوت درمان و بهبودي اعتياد را از طريق
تلويزيون، روزنامه، مجله، راديو، سمينارها ، مجامع و ميادين ورزشي ببينند.
اين قضيه، برداشت وديدگاه بسته آنها را در مورد مصرف كنندگان تغيير مي
دهد. ما معتقديم خسارات ثانوي و جنبي، پيامد غير قابل اجتناب هر جنگي است،
اما شجاعت و شهامت مي تواند قضاوتهاي بدبينانه را تغيير دهد. البته در اين
جنگ سلاح ما عشق، ايمان و عقل است. 11 سال پيش براي اولين بار من به عنوان
يك مصرف كننده، در يك برنامه زنده تلويزيوني با 6 كارشناس ديگر در اين
زمينه شركت كردم و بسياري از تفكرات غالب در مورد اعتياد به مواد مخدر را
به چالش كشيدم. نتايج، غير قابل باور بود و مسيرحركت پس از آن روشن شد. من
سعي ميكنم اهداف اصلي را بطور خلاصه بيان نمايم:
1- اگر ما برنامه هاي تلويزيوني درباره مصرف كنندگان را
با يك دادگاه مقايسه كنيم، معمولا شرايط به نحويست كه قاضي، دادستان وهيئت
منصفه هميشه حاضرند و حكم محكوميت هميشه صادر ميشود. متاسفانه متهم، كه
شخص مصرف كننده است هميشه غايب است و قادر نيست هيچگونه دفاعي از خود
ارائه دهد. ما ميخواهيم زواياي تاريك (زندگي) مصرف كنندگان و اعتياد به
مواد مخدر را براي اين دادگاه (وسيله ارتباط جمعي) و هيئت منصفه با
(استعانت) از نور شناخت و آگاهي ، روشن نماييم.
2- بيشتر مردم تصور مي كنند كه مصرف كننده شخصي است كه
صلاحيت اخلاقي ندارد و فردي خودخواه و بي خيال است كه نميخواهد درمان شود.
ما ميخواهيم مفهومي را معرفي كنيم كه مي گويد اعتياد بيماري جسم، روان و
جهان بيني است و براي اينكه با موفقيت درمان شود، مسائل زيادي بايد در نظر
گرفته شوند.
3- هدف ما، در عين حاليكه مسيري عملي و واقعي براي
بهبودي مي گشاييم، به چالش كشيدن روشهاي غلط و بي نتيجه ي درمان اعتياد
است تا از تكرار سيكل معيوب شكست در رهايي از اعتياد جلوگيري كنيم.
شكستهايي كه مي تواند به خواست و اراده كساني كه خواستار رهايي از
اعتيادند آسيب برساند.
4- ما مي گوييم كه اعتياد به مواد مخدر در هر مرحله اي قابل درمان و علاج پذير است.
5- ما معتقديم اعتياد به مواد مخدر هيچ مرزي نميشناسد و
فرزند هيچكس از آتش ويرانگرش در امان نيست. ما ميخواهيم جامعه را از اين
مسئله آگاه كنيم كه مصرف كنندگان تفريحي مواد مخدر درحال حاضر، اولین
نامزدهاي اعتياد هستند و (بعد از مدتي) معتادان تمام عيار فردا مي شوند.
6- ما هميشه به مصرف كنندگان يادآوري ميكنيم كه اشتباه
خطرناكي را مرتكب شده اند ، و همزمان فرصت مي دهيم تا با ورود به پروسه ي
درمان و بهبودي كه عملي شجاعانه است، جبران مافات كنند.
7- هدف ما آگاه نمودن قانونگذاران و مسئولين از ماهيت
واقعي اعتياد به مواد مخدر مي باشد، تا تصميمات درستی بگیرند زیرا این
تصمیمات تاثير مستقيم در زندگی و وضعیت مصرف كنندگان دارند. در مجموع من
مايلم خوشحالي عميقم را از مشاهده حركتي شجاعانه و مشابه در ايالات متحده
ابراز كنم. از ديدن تصاوير راهپيمايي ملي بهبودي در فيلادلفيا خيلي لذت
ميبرم و شما و هر شخص ديگري را كه در راهپيمايي بهبودي شركت ميكند تحسين
مينمايم.
ويليام وايت: آيا خدمات شما در كنگره 60 به طيف وسيع و متنوعی از اعضا ارائه مي شود؟
حسين دژاكام: درهاي كنگره 60 بدون در نظر گرفتن جنس، سن، و پيشينه مذهبي و اعتقادات شخصي، به روي همه باز است . كنگره 60 همه را به گرمي ميپذيرد.