منوي اصلي

موضوعات


*******

امکانات ديگر

انواع مواد مخدر
مخصوص تازه واردان
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/29 چاپ اين صفحه

مخصوص تازه واردان

این قسمت مخصوص تازواردان می باشد.

اگر به دنبال راهی برای درمان اعتياد خود هستید مقدمات درمان را مطالعه بفرمایید. البته پکیج آموزشی به شما کمک می کند که نسبت به اعتیاد و مواد مخدر و نحوه درمان آن در کنگره 60 بهره کافی را ببرید.
شما می توانید به جهت مشاوره به یکی از شعب کنگره 60 امراجعه نمایید اطلاعات کامل از نحوه درمان در این تالار به شما جهت کسب اطلاع از نحوه درمان و انتخاب یکی از
راهنمایان کنگره 60 ( آقایان مسافر ) جهت درمان و اگر یکی از اعضای خانواده شما اعتیاد دارند و می خواهید به شخص دیگری کمک نمایید می توانید از بخش راهنمایان خانواده و ارتباط با آنها جهت راهنمایی پیام ارسال نمایید تا در اسرع وقت پاسخ شما داده شود.


توجه:
راهکارهای درمان اعتیاد به روش D.S.T کاملا علمی
فایلها جهت سهولت دانلود بسیار کم حجم و با فرمت MP3 می باشند.

دانلود صوتی سیستم X بدن انسان حجم فایل: ۴۷۶۸ (مکانیزم اعتیاد)
1-نحوه درمان اعتیاد 178Mb
2-گروه بندی معتادان 440Kb
3-بهترین راه درمان 889Kb
4-چگونگی درمان 816kb



لینک های کمکی:

بهترین راه درمان اعتیاد
نحوه درمان اعتیاد
گروه بندی معتادان
کاربرد تریاک در درمان
چگونگی درمان D.S.T
دانلود صوتی سیستم X بدن انسان


انواع مواد مخدر
یکی از مخاطبین وبلاگ در خواستی مبنی بر آموزش نه گفتن داشتند.
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/27 چاپ اين صفحه

با سلام

یکی از مخاطبین وبلاگ در خواستی مبنی بر آموزش نه گفتن داشتند.

پیشنهاد بنده مبنی بر مطالعه وادی های کنگره 60 و همچنین تهیه  سی دی های آموزشی آنها را دارم که البته می توانید از طریق مراجعه به یکی از شعب یا درخواست ارسال با پست را داشته باشید.

به دلیل اینکه مطالبی پیش نیاز این مبحث بوده و فرمول عجیبی ندارد بلکه باید مقدماتی را انجام داد تا توان انجام این کار را به دست آوریم.


انواع مواد مخدر
دستور جلسه این هفته : وادی چهارم وتاثیر آن روی من
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/27 چاپ اين صفحه

سم الله الرحمان الرحیم
دستور جلسه این هفته :  وادی چهارم وتاثیر آن روی من

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن یعنی سلب مسئولیت از خویشتن

یکبار دیگر نوبت به وادی چهارم رسید ، طبق معمول در مقدمه مروری داریم بر اهمیت وادی ها ؛مسئله جهانبینی در مثلث درمان اعتیاد در کنار دو ضلع دیگر یعنی جسم و روان ، از جایگاه و اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، آن قدر مهم است که با اطمینان میگوییم که اگر این ضلع به تعادل نرسد یعنی تفکرات ،دیدگاه ها ، و نگرش فرد از حالت افیونی بودن زمان اعتیاد خارج نشود ، درمان اعتیاد روی نخواهد داد. وقتی در پروسه درمان اعتیاد بر اساس پروتکل DST کنگره 60  ، جسم ، روان و جهانبینی به تعادل میرسد گویی آن شخصیت و آن شخص قدیم مرده است و شخص دیگری متولد شده است و دیگر اثری از اعتیاد در او مشاهده نمی گردد . ممکن است خیلی ها اعتیاد او را در گذشته باور نکنند و این یعنی درمان اعتیاد .

اگر در کنگره 60 صحبت از درمان قطعی اعتیاد می شود ، منظور تغییر در این حد واندازه است نه اینکه تصور شود فرد در گذشته مواد مخدر مصرف می کرده و حالا مصرف نمی کند ، خیر اتفاقی که در پروسه درمان قطعی اعتیاد می افتد بسیار فراتر و بزرگتر از این نقطه تفکر است . به عبارتی کمترین تخریب اعتیاد وابستگی هر روز به مصرف مواد مخدر است . بسیاری اعتیاد را فقط در همین مصرف روزمره می بینند ؛ اما این کوچکترین تخریب اعتیاد است؛ ضلع جهانبینی مثلث درمان اعتیاد ، بار بسیار سنگینی را در این پروسه بر دوش می کشد در واقع بخش اعظم تغییرات مورد نظر، از عملکرد ما بر روی این ضلع حاصل می شود . مولفه آموزش که یکی از اضلاع مثلث دانایی می باشد در به تعادل رساندن جهانبینی نقش ویژه ای دارد و اگر بخواهیم کاملتر بگوییم ، به طور کلی دانایی زیر بنای جهانبینی ماست ؛ هر قدر مثلث دانایی ما گسترش می یابد مسائل بیشتری در حیطه دانایی موثر ما قرار می گیرد و جهانبینی ما نیز از سطح بالاتر و سالمتری بر خوردار خواهد بود .

تمامی آموزشها ، فعالیتها ، نوشتارها و متون کنگره 60 همه و همه به نوعی در تغییر جهانبینی ما نقش دارند اما بعضی از آنها کنتراست( Contrast ) ، درخشش وجایگاه خاصی در پروسه تعادل جهانبینی بر عهده دارد که از این دست می توانیم به چهارده وادی کنگره 60 اشاره کنیم .

وادی ها به سان ستونهایی هستند که زیر بنا و فندانسیون جهانبینی ما را می سازند ، وادی ها قوانینی هستند که ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در جهان ما حاکمند ؛ آنها بر گرفته از تعالیم کلام الله هستند و راه و روش درست زندگی کردن را به ما می آموزند ، زندگی سالم و روان با کمترین چالش و اصطحکاک.

وادی اول تا چهارم ، مبانی فکری ما را با اصلی ترین قوانین بازی زندگی وفق می دهند و هماهنگ می کنند در واقع ما را آماده می کنند تا حرکت درست و اصولیمان را برای درمان اعتیاد و در ادامه زندگی ، آغاز نماییم .

وادی اول جایگاه تفکر و درست فکر کردن را به ما می آموزد . وادی دوم ، پوچی و ناامیدی که یکی از وحشتناکترین عوامل بازدارنده محسوب می شود را از بین می برد . دقیقاً زمانی که مقدمات حرکتمان را مهیا می کنیم و منتظریم که دیگران به کمک ما بیایند ، وادی سوم خیالمان را راحت می کند که هیچکس به اندازه خود تو به فکر تو نیست . منتظر کمک دیگران نباش و این بار را خودت به تنهایی بایستی حمل کنی و در نهایت به زمین بگذاری . در این مقطع ، ناخودآگاه به سمت خداوند می رویم و با خود فکر می کنیم حالا که هیچکس به فکر مانیست و کسی به ما کمک نمی کند ، پس خداوند خودش به ما کمک می کند و مشکلات ما را حل می کند ، می گوییم خدایا خودت کمک کن ، خودت درستش کن ، یه کاری کن من اعتیادم را بزارم کنار ، قول می دهم بنده خوبی برای تو باشم و درست زندگی کنم . اونجوری که تو دوست داری باشم . اما بلافاصله وادی چهارم مطرح می شود :
در مسایل حیاتی ، به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن .

این قانون به ما می فهماند که در مسایل حیاتی ، مسئولیت به عهده خود ماست و خداوند در این خصوص مسئولیتی ندارد . او این مسئولیت را به ما محول کرده است و تمام ابزارها ، اختیارات تام ، و توانایی لازم را به ما داده است . خداوند کارش را به بهترین شکل ممکن انجام داده است و بقیه امور با ماست . برای درمان اعتیاد نه از طرف انسان ها و نه از طرف خداوند ، مسئولیت درمان اعتیاد ما پذیرفته نمی شود . این مسئولیت فقط و فقط به دوش ماست . وقتی از مسایل حیاتی صحبت می شود یعنی هر مسئله ای که به زندگی  ما و حیات ما مربوط می شود . مسایل و مشکلات جسمی و فیزیکی ما ( مثل از کار انداختن سیستم ایکس و یا ورزش نکردن ) مسایل کار و زندگی ما ، مشکلات روزمره ما ، مسئولیت های ما ، همه و همه در حیطه مسایل حیاتی ماست . اگر به دلیل جهل و نادانی و خارج شدن از صراط مستقیم ، مصرف مواد مخدر و یا هرچیز دیگری ، گرفتاری ها و مصائبی برای ما به وجود آید ، این ما هستیم که مسئول اصلاح آن ها هستیم نه خداوند . خداوند معجزه و نعمت زندگی و حیات را و تمام امکانات آن را به ما داده است . خداوند بهای سنگین و انرژی زیادی را صرف ما کرده است و انسان با پررویی کامل این انرژی ها را به باطلاق می ریزد و نابود می کند و جالب اینکه طلب کار هم هست و می خواهد که خداوند مشکلاتش را حل کند .

وادی سوم و چهارم ، روحیه طلب کاری زمان اعتیاد و مصرف که می توان گفت در مصرف کنندگان مواد مخدر عمومیت دارد را از بین می برند . معمولاً یک مصرف کننده زمانی که می خواهد اقدام به درمان اعتیاد خود کند ، روحیه طلب کاری عجیبی دارد و خیلی جدی باور دارد حالا که او می خواهد اعتیادش را درمان کند ، پس زمین و زمان باید به کمک او بیایند و ناز او را بخرند . اما این دو وادی خیال او را راحت می کنند که خبری از این چیزها نیست . خودت هستی و خودت . باید تمام سختی کار را بپذیری . این مشکلات را مردم و خداوند برای تو به وجود نیاورده اند که حالا بخواهند از تو رفع مشکل کنند . خودت مواد مخدر مصرف کردی و به اعتیاد رسیدی ، خودت این مشکلات و گرفتاری ها را به وجود آورده ای و خودت هم باید حل کنی .

اگر مصرف کننده مواد مخدر این مسئله را پذیرفت و در مقابل این قانون سر تعظیم فرود آورد و با توان خودش حرکت کرد ، و همه مشکلات را با جان و دل پذیرا شد و منتظر کمک نماند و درمان اعتیادش را در صدر تمام خواسته هایش گذاشت  و به قول معروف برادری خودش را ثابت کرد ، آن گاه نوبت به شعبده بازی عجیب هستی و خلقت می رسد . آن شعبده بازی که بارها و بارها نگهبان کنگره 60 به آن اشاره کرده اند ، اگر مصرف کننده مواد مخدر سختی ها را پذیرفت و حرکت کرد ، سر از سادگی و شیرینی در می آورد حتی انسانها و خداوند در موارد متعدد به او کمک می کنند و به یاری او می شتابند .

اما این مسئله زمانی اتفاق می افتد که ما با تمام وجود روی توان خودمان حساب و حرکت کنیم ، منتظرکمک نباشیم و بانیروی خود پیش برویم ، آنگاه آنها خواهند آمد ،اما تا زمانی که کاری انجام نداده ایم و حرکتی نکرده ایم و سختی ها را نپذیرفته ایم ، کوچکترین کمکی نخواهد شد، این شعبده بازی بگونه ای نیست که بخواهیم نقش آنرا بازی کنیم و بخواهیم به صورت ظاهری حرکت نماییم و در نهایت باز منتظر کمک خداوند باشیم ،  نه سیستم خداوند سیستمی است که بتوان برای آن نقش بازی کرد ، بایستی با راستی ، درستی و صداقت تمام ، سختی ها را پذیرفت و به گونه ای حرکت کرد که گویی هیچ وقت کمکی در کار نخواهد بود ، شاید آن روز مشمول رحمت خداوند شویم و اگر آنرا درک کردیم و مجذوب رحمت خداوند شدیم ، به ارتقاء می رسیم . به قول اساتید کنگره 60 وقتی فرمانهای الهی انجام شوند و مشق ها درست نوشته شوند، رسیدن به سلسله جبال حتمی است .

با احترام
مسافر علی خدامی       

www.c60.ir

   

منبع : كنگره 60  


انواع مواد مخدر
آرام از خواب بیدار شو
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/27 چاپ اين صفحه

کالبد ما زخواب ، کاهل و مشغول خواست
آنکه به رقص آورد کاهل ما را کجاست ؟


آنکه به رقص آورد ، پرده دل بَردَرَد
این همه بویش کند ، دیدن او خود جداست

- چه روزهایی بود ... روزهایی که تو اعماق تاریکی ها داشتم دست و پا میزدم . بلا تکلیف و سرگردان . در انتظار یک معجزه ! از خودم خسته شده بودم . همه فکر و ذکرم و همه زندگیم ، شده بود مواد و مواد ...

آه ، خدایا : یعنی میشه یکروز مواد تو زندگیم نباشه ؟ یعنی میشه یکروز بیاد تا بتونم راحت و بی دغدغه ، به کارایی که دوست دارم ، برسم ؟ یعنی میشه یکروز به موقع از خواب بیدار بشم و به موقع بخوابم ؟ خدای من ، نمیشه یه کاری کنی تا وقتی صبح بیدار شدم ، ببینم حالم خوبه خوبه و اصلا به مواد نیاز ندارم ؟ آخه میدونی چیه ؟ زندگیم دیگه بی معنی شده ، دیگه تکراری شده ! دیگه از چیزی لذت نمیبرم ، دیگه هیچ چیزی منو راضی نمیکنه ! اصلا به من بگو ؛ چرا دنیات این رنگی شده ؟! چرا صدا و بوی بارونتو نه میشنوم و نه حس میکنم !!  چرا رودخونه هات دیگه ذوق و شوق ندارن ؟! چرا باریدن برفت ، دیگه منو به وجد نمیاره !

منی که عاشق طبیعتت بودم ، چرا دیگه چیزی رو حس نمیکنم ؟ چرا گل هات دیگه بویی ندارند؟ هر کی ندونه تو خوب میدونی که چقدر طبیعتت منو آروم و شاد میکرد . یادته ، هر روز و هر شب به هر بهونه ای که شده میرفتم و سری بهشون میزدم ... اما الان چرا اینطوری شدن ؟ چرا هیچ احساسی بهشون ندارم ؟ اصلا ، بگو ببینم ؛ چرا دیگه کسی رو دوست ندارم ؟ چرا کسی رو نمیبینم ؟ خدایا ؛ نکنه کور شدم ، نکنه کر شدم ؟! چه اتفاقی برام افتاده ؟

اون وقت بود که با همه این افکار ، دوباره مواد رو میگرفتم دستمو شروع به مصرف میکردم و چند لحظه بعد ... اصلا مگه چی شده !؟ هر چی میخواد بشه ، بذار بشه ! ای بابا مهم نیست ، ولش کن ...! از طبیعت که به اندازه کافی لذت بردی ، دیگه میخوای چکار؟ از زندگی که دیگه چی میخوای بگی ؟ آخرش باید هر چی هست رو بذاری و بری !! چه فرقی میکنه ؟ با همین که هست خوش باش ! دوستت منم . طبیعتت منم ! بیا هرچی دوست داری به من بگو . سنگ صبوری بهتر از من گیرت نمیاد !

مصرفم که تموم میشد بعد از یکی دوساعت و اکثرا آخر شب ، سر و کله وجدان پیدا میشد .....!
تو خجالت نمیکشی ؟ شرم نمیکنی؟ تا کی میخوای ادامه بدی؟ بس کن دیگه. نا سلامتی ، مردی ! نگاه کن همه اطرافیانت از دستت چی میکشن ؟ چرا به خودت نمیای ؟ چرا یه خورده فکر نمی کنی ؟ زندگیت داره نابود میشه. بس کن دیگه پسر تا کی ...؟ منم تو تاریکی شب جوابشو میدادم که : آره ، تو راست میگی . حق با توئه ! ببین امروز دوشنبه ست ، از شنبه صبح به جون خودم ترک میکنم ! ( قسم های دیگرو روم نمیشه بگم ) حالا دیگه دست از سرم بردار بذار بخوابم ...

ادامه دارد ...

 نگارش : M.gharavi

 


انواع مواد مخدر
ترکیبات و فرمول شیشه ، فرمول شیشه ، درمان شیشه ، عوارض شیشه ، استفاده شیشه ، راه درمان شیشه ، عوارض
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/25 چاپ اين صفحه

می دونی چی می کشی؟

شیشه ایرانی به دلیل قیمت بسیار ناچیز نسبت به شیشه اصلی که قیمت بالایی دارد در سطح کشور خودمان تولید می گردد.

ترکیبات این ماده طبق مستندات:

كلرايد، ليتيم ، امونياك ( به عنوان حلال ) ، استون ، اب مقطر ، يد ،استات سرب ( به عنوان يك تجزيه گر شيميائي در توليد غير قانوني ) ، پرمنگنات و انتي هيستامين ، فسفر قرمز ، جوهر نمک

لازم به ذكر است كه در بعضي از اين تركيبات اسيد باطري و مواد لوله بازكن مانند جوهر نمك نيز ديده شده است .


انواع مواد مخدر
دارو هاي مسكن مخدر يا اپيو ييد هاي مصنوعی
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/24 چاپ اين صفحه

 دارو هاي مسكن مخدر يا اپيو ييد هاي مصنوعی

ترياك عصاره خشك شده گل خشخاش است كه با تيغ كشيدن به دور كاسبرگ گل به دست مي آيد . ترياك از تركيبات مختلف و گوناگوني متشكل شده كه بالغ بر 25 آلكالوئيد آن تاكنون شناسائي شده است . عمل كرد اين آلكالوئيد ها و اثرات آن در بدن همانند كار هورمون هاي طبيعي ضد درد مانند اندروفين ها و انكفالين ها مي باشد . در اوايل دهه 1970 دانشمندان متوجه شدند كه مواد اپيو ييدي به گيرنده هايي در مغز متصل شده و اثرات خود را بروز مي دهن دكه هورمون هاي ضد درد طبيعي نيز با همان گيرنده ها تركيب مي شوند و از طريق تاثير سلسله اعصاب مركزي موجب تخفيف احساس درد و سر خوشي مي گردند . هزاران سال است كه براي تسكين درد از اين مواد استفاده مي شود و اين امر هميشه موجب سو مصرف از اين گياه جادوئي و تركيبات آن از زمان پي بردن بشر به اثرات آن شده است .

برخي از آلكالوئيد ها و تركيبات ترياك مثل مورفين ، كدئين ، تبائين ، بعلت اينكه سنتز شيميائي شان گران و پر هزينه است از ترياك استخراج مي شوند اما اين كار بدين جهت حائز اهميت است كه با ايجاد تغييراتي در ساختمان آنها و اضافه كردن مواد شيميائي مي توان اپيوييدهائي مصنوئي را بدين روش تهيه كرد همانند هروئين كه از استيله كردن مورفين به دست مي آيد هر چند امروزه دارو هاي مخدر مصنوعي و گوناگوني ساخته مي شود كه هيچ گونه پايه طبيعي نداشته و صرفاً در آزمايشگاه بر پايه و همانند سازي ساختمان مولكول هاي تركيبات ترياك ساخته مي شود مانند پتدين و متادون كه به اشكال مختلف قرص ، آمپول تزريقي و شربت خوراكي وجود دارند .
درعلم پزشكي اپيوييدها را بر حسب آگونيست خالص يا نسبی و آنتاگونيست بودن آنها طبقه بندي مي كنن میکنند و عبارتند از :
مرفيبن وابيوييد هاي مشابه آن : متادون ، I aam، پرو پوكسي فن ، مپردين ، و ايبوييدهاي مشابه آن : پتدين ، ديفنو كسيلات لوپراميد ، آلفاپرودين و ديگر اپيو ييدها مانند پنتا زوسين ، بوپره نورفين ، بوتر فانل ، بي پريدين ، نالتروكسان . ....
عمده ترين مورد مصرف اپيو ييدها براي كاهش درد ناشي از بيماري و جراحي است مخصوصاً دردهاي شديد و حاد از هر نوع كه باشد بسيار موثراند ، هرچند اثرات اين تركيبات متفاوت است و بسته به شدت درد تجويز مي گردنند كه در اين مورد مصرف mg 10مورفين برابر با mg50 دي هيدرو كدئين وmg600 بوپره نورفين است .
مورد ديگر مصرف اين داروها استفاده در تسكين سرفه است . براي اينكار بيشتر از تركيب مورفين و كدئين استفاده مي شود همانند شربت اكسپكتورانت كدئين و دكسترو متورفان pكه اثر ضعيف تري دارد .
از ديگر موارد استفاده مي توان به درمان موقتي اسهال اشاره كرد كه از داروهاي مصنوعي نظير لوپراميد و يا ديفنو كسيلات استفاده مي شود كه براي سو مصرف اين از داروها مقداري آتروپين به آن اضافه شده است هرچند هرگز موثر واقع نشده است و عوارض شديد و وحشتناكي يه علت مصرف ديفنوكسيلات بوجود مي آيد عمده اش به خاطر آتروپين مي باشد .
بسياري از اين داروها براي يك دوره تجويز مي شوند اما با ايجاد حالت سر خوشي در فرد سو مصرف اغاز مي شود و تجديد مكرر نسخه در ابتدا و مراجعه به پزشكان مختلف براي تهيه دوباره دارو ها ، دزديده شدن دارو ها از داروخانه ها و كار خانه هاي دارو سازي و فروش در خيابان ها ، تهیه روزانه و مراجعه مكرر به دارو خانه ها و دسترسي آسان به اين داروها از نشانه هاي این شيوع گسترده و مرگبار است كه به علت ارزان بودن اين دارو ها نسبت به مواد مخدر طبيعي هر روز در حال افزايش است .نحوه اثر مواد شبه مصنوعي و صنائي اپيوييدي به

چند عامل وابسته است : 
مقدار مصرف ، شيوه مصرف ، وجود بيماري هاي قبلي ، مصرف همزمان با ساير مخدر ها و الكل و تداخل چند نوع از اين داروها ازعوامل مهم آن مي باشد . مقادير كم اين داروها احساس درد را مهار مي كند و همچنين واب آلودگي ، آرامش عضلاني ، تنگ شدن مردمك چشم ، كاهش تنفس ، تعريق و تهوع بوجود مي آورد ودر مقدارهاي بالاي مصرف خطر از كار افتادگي كبد ، تاول هاي چركي ، يبوست هاي حاد بسيار شايع است و اغلب پس از چند سال مصرف منجر به مرگ مي گردد . عمده ترين مشكل هنگامي رخ مي دهد كه يكي از تركيبات همانند هروئين يا ديفنوكسيلات به همراه الكل و يا داروهاي بنزو دياز پين مانند دياز پام مصرف شوند در اين موارد و به علت تركيب آنها فعاليت بخشي از مغز كه عهده دار كنترل كردن تنفس است را مختل كرده و در مقادير زياد باعث قطع تنفس و مرگ مي شود . افرادي كه بدنبال آثار نعشه زا و سر خوشي اين دارو ها هستند براي رسيدن به سطح نشعگي قبلي مدام مصرف خود را افزايش مي دهند دكه با توجه به بي اثر شدن تدريجي اين داروها و پديده تحمل نسبت به آنها ديگر اثرقبلي را ندارند و فرد فردمصرف دارو را قطع مي كند و در شروع مجدد به همان ميزان قبلي مصرف كرده كه اغلبي منجر به دارو زدگي يا over dose شده وبه مرگ اين افراد مي انجامد .
در حال حاضر سو مصرف واعتياد به داروهاي اپيو ييدي شيوع گسترده اي پيدا نموده است . از مصرف گسترده دارو هاي بدون نسخه نظير ديفنو كسيلات و استا مينوفن كدئين ، اكسپكتورانت كدئين ، ترامادل و بي پريدين گرفته تا انواع تقلبي بوپره نورفين ،مورفين . نورچيزك ، متادن و غيرهخ به تجربه در اين سال ها ثابت شده است . پيامد هاي مصرف اين دارو و عوارض آنها بمراتب مخرب تر از مواد مخدر طبيعي نظير ترياك است و بايد با انديشه اي نو و طرحي تازه به جنگ با اين پديده مخرب رفت
به طور مثال بنا بر آمار رسمی منتشر شده در جدول پر فروشترین داروها در ایران در سال 84 رتبه اول متعلق به قرص استامینفن کدئین و رتبه چهارم برای دیفنوکسیلات است که عمده آن سوء مصرف می باشد و متاسفانه بخش عمده ای این سوء مصرف از هنگامی شروع می شود که شخص مصرف کننده مواد مخدر برای درمان اعتیاد خود اقدام کرده و به علت عدم آشنایی درمانگر با صورت مسئله اعتیاد و برای رفع سندروم محرومیت ناشی از قطع مصرف مواد با تجویز این داروها شروع به مصرف کرده و بی توجه به این موضوع مهم هسند که تمامی این عوارض ناشی از کمبود ترشح هورمنهای طبیعی جسم می باشد و این داروها هیچ گونه تسریعی در بهبودی و راه اندازی این سیستم ایجاد نکرده و تنها درمانی همایتی بوده و باعث بروز وضعیت بسیار وخیم تری نسبت به گذشته شده است وبیمار پس از مدتی خودسرانه دز مصرفی را بالا برده و بعد از بعد بیماری اعتیاد و به علت مصرف همزمان چندین نوع از این داروها به همراه مواد مخدر دچار وضعیت جدید و خطرناکی می شوند که منجر به اغتشاش شعور و کاهش سطح هوشیاری ، بروز عوارض ناشناخته شده که در مواردی هرگز قادر به درمان این بیماری جدید نخواهند بود هرچند که اکنون با روش درمان تدریجی در کنگره 60 بسیاری از این افراد درمان و به حالت تعادل طبیعی برگشتند


انواع مواد مخدر
عوارض و تخریبهای متادن
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/24 چاپ اين صفحه

عوارض و تخریبهای متادن

1- آبریزش بینی، عطسه

2- سیخ شدن موها

3- دردهای شكمی‌

4- دردپشت ومفاصل

5- احساس ضعف جسمی

6- افزایش درجة حرارت بدن و احساس سرما

7- از دست دادن اشتها   

8- تعریق

9- لرزش

10- تحریك پذیری و پرخاشگری

11- اسپاسم ماهیچه ای وپرش عضلانی

12- اختلال درخواب

13- تهوع و استفراغ

14- ولع برای مواد

15- خمیازه

16- اسهال

فردی كه مصرف متادون را یكباره قطع كند ممكن است بسیاری از علائم ذكر شده را تجربه نماید. علائم ترك ( بازگیری) معمولاً یك تا سه روز بعد از آخرین مصرف شروع می‌شود و در حدود روزششم به حداكثر می‌رسد اما مدت طولانی تری به طولانی می‌انجامد.


علائم ناشی از مصرف متادون به مقدار زیاد عبارتند از:

1- خواب آلودگی و چرت زدن 6- ضعیف شدن نبض و كاهش فشار خون

2- تهوع واستفراغ 7- طپش قلب

3- تنفس سطحی 8- سرگیجه

4- مردمك نوك سنجاقی 9- اختلال در عملكرد جنسی

5- كاهش دمای بدن 10- گردش خون ضعیف

بعضی افراد ممكن است عوارض را تجربه كنند كه ارتباطی با دوز مصرفی متادون ندارد:

1- تعریق (فردبایدحداقل دولیتر آب در روز بنوشدتا دچاركمبود آب بدن نشود)

2- یبوست  

3- درد ماهیچه‌ها ومفاصل   

4- كاهش میل جنسی ‌

5- جوش‌های پوستی و خارش

6- تسكین

7- احتباس مایع

8- كاهش اشتها، تهوع و استفراغ

9- دردشكمی

10- پوسیدگی دندان

11- بی نظمی‌درقاعدگی

این عوارض مدت كوتاهی پس ازمصرف متادون فروكش می‌كند.

درافرادی كه كاركرد كبدی آنها ضعیف است ( به طور مثال عفونت هپاتیتB، ‌هپاتیت‌ها ونیز استفادة طولانی مدت از الكل ) مقدار متادون تجویز شده نیاز به نظارت دقیقی دارد.

افرادی كه به مواد افیونی و ابستگی ندارند در صورت مصرف متادون علائمی‌را تجربه خواهند كرد كه شبیه به علائم ناشی از مصرف مقدار زیاد متادون است (قبلاً ذكر شده است ) .


شکلهای مختلف متادون

انواع مواد مخدر
افزايش قربانيان رژيم لاغري
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/24 چاپ اين صفحه
افزايش قربانيان رژيم لاغري
076251.jpg

وقتي «يوشي» قرص هاي لاغري چيني را خريد و به سرعت وزنش كم شد، فكر كرد رؤيايش تعبير شده است.
اين كارمند ۳۰ ساله ژاپني دراين باره مي گويد: من بارها رژيم هاي لاغري متفاوتي را امتحان كرده ام كه هيچ نتيجه اي نداشته اند. مثلاً رژيم آب گرفته ام و هيچ غذاي ديگري نخورده ام. يااينكه به ورزش پرداخته ام، اما هيچكدام تأثيري نداشته اند.
اما خوشحالي وي ديري نپاييد و او دچار بي حالي، خواب آلودگي ، تهوع شد به طوري كه قادر نبود سركار برود.
بعد از مدتي «يوشي» درخبرها خواند كه قرص هاي لاغري كه وي استفاده مي كند مرگ آورند. اين قرص هاي لاغري ساخت چين، ۴ نفر را در ژاپن كشت و باعث بيماري صدها نفر شد.
يوشي دراين باره مي گويد: من واقعاً ترسيده بودم. اگر خبرها را نمي شنيدم ا حتمالاً به خوردن قرص ها ادامه مي دادم. ترس از قرص هاي لاغري چيني در ژاپن باعث نگراني كساني كه رژيم مي گيرند شده است و برخي زنان كه مثل يوشي هستند. از خوردن اين قرص ها خودداري مي كنند.
«جن كوماكي» روانشناس انستيتوي بهداشت رواني ژاپن، مي گويد: درمقايسه با كشورهايي مثل آمريكا و اروپا ، در ژاپن افراد چاق زيادي وجود ندارند. استفاده رژيم هاي لاغري بيشتر جنبه فكري ورواني دارد. و اكنون اين رژيم لاغري باعث به خطرافتادن سلامتي افراد زيادي در ژاپن شده است و حدود ۴ نفر كشته و بيش از ۵۰۰ نفر بيمار شده اند.
چندين قرص لاغري از جمله قرصي كه «يوشي» از آن استفاده كرده، شامل عنصر خطرناك «فن فلورامين» است كه در سال ۱۹۹۷ از بازارها ي آمريكا وارد شد و اين ماده وقتي باديگر محصولات لاغركننده مصرف شود، باعث بروز بيماري هاي قلبي خواهد شد. اين ماده همچنين در يك نوع قرص لاغري ساخت چين به نام «Slim-10» ديده شد كه باعث مرگ زني در سنگاپور شد. كنيچي نوئي، مالك يك داروخانه در شهر توكيو كه قرص هاي لاغري متنوعي نيز براي فروش دارد، مي گويد: اكثركساني كه به مامراجعه و قرص هاي لاغري خريداري مي كنند، اضافه وزن ندارند، اما ما نكن هم نيستند. يك نظرسنجي كه اخيراً در ژاپن انجام شده، نشان مي دهد ۴۰درصد مردان و ۴۹ درصد زنان ژاپني احساس مي كنند اضافه وزن دارند. اين ارقام نشان مي دهد اكنون وزن زنان اين كشور كمتر از وزن زنان در دهه پيش است.
بويژه زناني كه درسنين ۲۰سالگي هستند معمولاً كمبود وزن دارند. استاندارد بين المللي براي تعيين چاقي، در ۱۰ سال گذشته دوبرابر شده است.
«كوماكي» مي گويد: زنان در دوران ميانسالي چاق مي شوند. ولي از زمان جواني رژيم لاغري مي گيرند. حتي اين نگراني اين روزها در ميان كودكان دبستاني نيز ديده مي شود. «يوشي» معتقد است هرقدر فرد لاغرتر باشد، سبك تر و راحت تر است. روزنامه ها ومجلات ژاپن پر از تبليغات رژيم لاغري است وتلويزيون اين كشور آگهي هايي درباره كاهش وزن پخش مي كنند.
*چاقي به منزله دشمن تلقي مي شود
بيشتر اين فشار از طريق رسانه ها بر مردم ژاپن وارد مي شود. «يوشي هيكو فوجي»، معاون اجرايي مؤسسه تحقيقات انساني مي گويد: به نظر مي رسد رژيم گرفتن مانند يك بازي باشد، در بين زنان اين امر به صورت رقابت درآمده است.
«يوشي» نيز معتقد است كه رژيم لاغري به صورت يك عادت در آمده است و مي گويد:خيلي جالب است كه وزنتان پايين بيايد. من هميشه از كم كردن وزنم خوشحال مي شوم ولي فكر مي كنم رژيم گرفتن برايم عادت شده است. قرص هاي لاغري چيني در ژاپن بسيار محبوبند زيرا ژاپن مدت زيادي به داروهاي گياهي چيني متكي بوده و اكثرژاپني ها به درمان طبيعي معتقدند.
در بروشور قرص هايي كه «يوشي» استفاده مي كند مانند بسياري ديگر از قرص ها نوشته شده مخلوطي از گياهان دارويي و چاي است و از كپسول هاي سفيد و آبي تشكيل شده است كه با دانه هاي قهوه يي پر شده اند. يوشي حدود ۳ هزارين (۲۵دلار) براي قوطي ۱۲۰ عددي اين قرص ها پرداخته است. بيشتر مشكلات ناشي از اين مسأله هستند كه خريد بيشتر اين محصولات از طريق اينترنت يا كانال هاي غير رسمي صورت مي گيرد. دولت توكيو دستور جمع آوري دومارك قرص لاغري را داده است اما آگهي اين محصولات هنوز از طريق اينترنت منتشر مي شود. تاوقتي كه تب رژيم لاغري در اين كشور وجود داشته باشد، كم شدن اشتياق مردم به رژ يم بعيد به نظر مي رسد و اين قرص ها همچنان مصرف خواهند شد.
«يوشي» از اينكه توانسته از اين قرص ها جان سالم به در ببرد، خوشحال است ومي گويد:وقتي فكرمي كنم زندگي ام را با دست هاي خودم بخاطرلاغر شدن به خطر انداخته بودم، خنده ام مي گيرد. فكركنم خيلي خوش شانس هستم. از حالا به بعد، از هيچ قرص لاغري خارجي استفاده نخواهم كرد.
نوشته: الين لايز ـ ترجمه: فرين عاصمي

انواع مواد مخدر
دل نوشته یک همسفر
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/21 چاپ اين صفحه

دل نوشته یک همسفر

براي تو مي نويسم براي تو كه هيچ راه چاره اي نداري و دنبال راهي مي گردي .مي دانم خسته شده اي پاهايت ديگر توان ندارد ومي دانم تو چه سختي هايي مي كشي ِشايدتو هم مثل من در دنياي بزرگ هيچ كسي را پيدا نكردي كه بتواند کمکت کند وتصمیم گرفتی در دنیای مجازی تایپ کنی معتاد اعتیاد و.......و سرنوشت این بود که به صفحه ای انتقال داده بشوی که جایی است برای کمک برای رهایی پس بدان که تو انتخاب شده ای. کافی است با ما سفر کنی سفری از تاریکی به روشنایی پس دستانت را باز کن برای لحظه ای چشمانت را ببند توکل کن به خدایی که همین نزدیکی است وبا تمام وجود نوشته زیر را بخوان می دانم اگر بخوانی می گویی چقدر شبیه من است .


دل نوشته ی زیر خلاصه ای از سرگذشت همسفر زهرا از کمک راهنمایان کنگره است که مسافر ایشان مدت دو سال و دو ماه است که به رهایی رسیده است و هر دوی این عزیزان در حال خدمت برای کسانی هستند که آیینه گذشته خودشان هستند.

به نام خدا

در زندگي خود به تنها چيزي فكر نمي كردم اعتياد و زندگي كردن با يك فرد مصرف كننده بود. به همين خاطر با آرامش تمام وارد زندگي مشترك شدم. سال اول و دوم زندگي هيچ دغدغه اي نداشتم جز بيرون رفتن هاي زياد همسرم و دير آمده هاي او به خانه اما هيچ شكي نسبت به او در رابطه با اعتياد نداشتم. با خودم مي گفتم چون در زمان مجردي آزادي رابطه با دوستانش داشته وضع به اين گونه است و اميدواربودم گذر زمان همه چيز را درست خواهد كرد. سه سال بعد از ازدواج كه فرزندمان به دنيا آمد بيرون رفتنهاي او بيشتر شد در خانه خيلي كم حرف مي زد مدام تلويزيون نگاه مي كرد با كوچكترين حرف به هم مي ريخت و دعوايمان مي شد. شنيده بودم وقتي عضو جديدي به خانه اضافه شود سيستم زندگي براي مدتي به هم مي ريزد ولي بعد ازچند وقت دوباره همه چيز عادي مي شود و من رفتار هاي همسرم را تحمل مي كردم به اميد روز ي كه دوباره به زندگي عادي برگردد اما درست كه نشد هيچ روز به روز هم بدتر شد. بعد از يك سال كه فاصله ي عاطفي پيدا كرده بوديم متوجه شدم همسرم دچار افسردگي شده. با اصرار فراوان من به يك روانپزشك مراجعه كرد و دكترروانپزشك انواع و اقسام قرص هاي آرام بخش و ضد اضطراب براي او تجويز كرد. خيلي خوشحال بودم چون فكر مي كردم همسرم با خوردن اين داروها خوب مي شود اما او يا خواب بود يا بيرون از خانه بود تا دو سال اين وضع را تحمل كردم خودم هم نمي دانم چرا و براي چه؟ شايد به خاطر فرزندم ، شايد به خاطر عشق به همسرم شايد به خاطر اينكه زندگيم را دوست داشتم يا شايد به خاطر اينكه همه فكر مي كردند من خيلي خوشبختم و من نمي خواستم ذهنيت آنها نسبت به ما عوض شود.

مدتي بود وقتي از بيرون وارد خانه مي شدم احساس مي كردم خانه بوي دود مي دهد و يك بوي ديگر كه نمي فهميدم چيست.هر چه بيشتر دنبال اين بومي گشتم گيج تر مي شدم چون اصلا نمي فهميدم اين بو از كجا مي آيد؟ تا اينكه روزي با يكي از اقوام كه خيلي با او صميمي بودم به خانه آمديم و از او سوال كردم كه اين بوي چيست و اوگفت اين بوي ترياک است و من اصلا در ذهنم نمي گنجيد كه همسرم ترياك مصرف كند اما از آنجا كه ماه هيچوقت پشت ابر نمي ماند روزي بي خبر كه وارد خانه شدم بوي ترياك همه جا را فراگرفته بود شروع به گشتن خانه كردم و بالاخره يك كاغذ لول شده و يك سيخ پيدا كردم . زندگي جلوي چشمانم تيره و تار شده بود خودرا بدبخت ترين آدم روي زمين مي ديدم دوست داشتم مرگم فرا مي رسيد . وقتي به همسرم گفتم خيلي سريع پذيرفت كه مصرف مي كند اما گفت خيلي كم است و همان جا قول داد كه ديگر مصرف نكند. ديگر زندگي برايم معنا نداشت و هميشه در شك و ترديد بودم مدتي گذشت ودوباره متوجه شدم كه همسرم مصرف ميكند. اصلا از همان موقع كه قول داده بود مصرف مي كرده و من در عين خوش خيالي فكر مي كردم كه او ديگر معتاد نيست .هيچ چيز و هيچ كس ديگر برايم مهم نبود روزي نبود كه حسرت زندگي سالم را نخورم. بارها از خدا پرسيدم كه چرا سهم من از زندگي اعتياد است؟ روزي نبود كه در خلوت گريه نكنم و به بخت سياه خود نفرين نفرستم. يك روز همسرم وقتي مرا در حال گريه ديد گفت به خاطر تو و دخترم مي خواهم ترك كنم سه روز مرا تنها بگذاريد از خوشحالي داشتم بال در مي آوردم انگار ديگر روزهاي سخت زندگيمان تمام شده بود سه روز گذشت ومن به چشمانش با تمام وجودگرچه خسته اما عاشق نگاه كردم آن روز چشمانش قرمز نبود اما دوروز نشده بود كه دوباره اوضاع مثل قبل شد .حالم بد بود تعادل زندگیم بهم خورده بود دیگر مهر و محبت از زندگی ما رخت بر بسته بود مثل دو آدم غریبه همزیستی می کردیم .همسرم دنبال ترکهای مختلف می رفت ، اما هیچ نتیجه ای نداشت تا اینکه خداوند راه کنگره را به ما نشان داد من روز به روز تغییرات را دراو می دیدم شوق درونش را احساس می کردم. دیگر از آن آدم اخمو و خواب آلود خبری نبود اضطراب و افسردگی وجودش کم کم از بین رفت و بعد از گذشت هفت ماه شخصیت همسرم به کلی عوض شد. وقتی تغییرات همسرم را دیدم تصمیم گرفتم من هم به کنگره بروم و همسفر او شدم و همسرم به رهایی رسید رهایی از بند اعتیاد رهایی از تفکر بسته و رهایی از بندهای شیطان. کنگره به ما درس درست زندگی کردن را آموخت . در زمان اعتیاد همواره از خدا می پرسیدم چرا سهم من از زندگی اعتیاد است ؟ اما الان جوابش را پیدا کرده ام چون باید درست زندگی کردن را یاد می گرفتم باید خدارا می شناختم باید خودم را می شناختم باید خودم را می ساختم. خدارا به خاطر این عمل عظیم هزاران مرتبه شکر می کنم و آرزوی قلبی من این است که تمام کسانی که بیرون کنگره هستند و مواد مصرف می کنند کنگره را پیدا کنند و به درمان واقعی برسند.

زهرا همسفر ابوالفضل


پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست....

وبلاگ معجزه
http://alizia33.blogfa.com/

انواع مواد مخدر
(انسان هیچ چیز نیست جزء سعی و تلاش)
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/21 چاپ اين صفحه

بنام قادر هستی

(انسان هیچ چیز نیست جزء سعی و تلاش)

نمونه بارز این سعی تلاش  مردی است 56 ساله که 35 سال در دام اعتیاد گرفتار بوده و اهریمن هروئین تمام وجودش را تسخیر کرده بود .

اما به راستی قرار گرفتن در صراط مستقیم و ایمان و عزم راسخ نه تنها باعث رهایی آن از بند اعتیاد شد بلکه در عرصه ورزش نیز گامهای مستحکمی برداشت و حاصل آن 2 مدال کشوری و چندین مدال در  عرصه های دیگر ورزشی در رشته پاور لیفتینگ شد و تبدیل به نمادی راستین از سعی و تلاش و قدرت انسان در نبرد با اهریمن گردید.

 

 درمان اعتیاد و قهرمان پاورلیفتینگ

گفتگوی داریم با فاضل علینیا یکی از پیشکسوتان کنگره 60:

خودتو معرفی کنید ؟چند سالتونه و اعتیاد را از چه سالی آغاز کردید؟

بنده متولد 1334 هستم 35 سال مواد مصرف می کردم مواد مصرفی ام هروئین بود.

چند بار در دوران مصرف اقدام به ترک کردید؟

من ترکهای مکرری داشتم اما هیچ موفقیتی بدست نیاوردم موفقترین تر کم  در کنگره 60 به درمان رسیدم در تاریخ 30/02/۱۳۸۲

رمز موفقیت شما در کنگره چه بوده؟

سوال قشنگی کردید رمز موفقیت من شرکت در جلسات گروه درمانی و گوش دادن به صحبتهای راهنمایم

گروه درمانی یعنی چه؟

یعنی افراد در کنار هم جمع میشوند و در مورد مشکلمان با هم صحبت می کنیم و انرژی لازم برای حرکت در کنگره میگیریم  وبا راهکار دادن راهنمایمان اون را حل میکنیم.

راه و روش درمان که شما در کنگره صحبت می کنید چیست ؟

روش (D S T) وقتی ناراحتی قلبی دارید و به دکتر مراجعه میکنید دکتر زمانی را برای طول درمان شما تعیین می کند که باید سپری شود تا خوب شوید برای درمان اعتیاد هم یک دفعه نمی شود ترک کرد باید به آن زمان داد که در کنگره این مدت زمان 11ماه می باشد .

شما در هنگام اعلام سفر می گویید سفرم را با عشق شروع کردم جریان چیه؟

من چون سفر نکردم راهنمای اول من دستور داد که شما اعلام نکنید که سفر نداشتی اما من با یک نگاه قشنگی وارد اینجا شدم و کنگره را به چشم عشق می بینم به همان خاطر می گم (من سفرم را با عشق شروع کردم)

ایا تا به حال به این فکر کردید سفر تدریجی انجام بدهید؟

گروه درمانی و علمی که در کنگره  که با اگاهی کامل است در هیچ جای نیست من یک سقوط  آزاد کنگره ای هستم .مهندس دژاکام منو درک میکند و من آنقدر به مهندس ایمان دارم که اگر به من بگوید بر روی آتش راه بروم میروم.من با عشق به مهندس این راه را رفتم .

فاضل جان آیا از زندگیت راضی هستی؟

بله من اصلا جور دیگری به زندگیم نگاه میکنم.

کسانی که یک دفعه قطع میکنند شوکی به آنها وارد میشود که سیستم بدن را به هم میزند نظر شما چی ؟

به نظر من 3 یا 4 سال طول می کشد تا سیستم شبه افیونی در بدن راه بیفتد انسان باید بیشتر از بقیه تلاش کند.(و این امکان وجود دارد که هیچ وقت راه نیفتد)

چه تاثیری در شعبه رباط کریم داشته ای ؟

من وقتی 35 سال مصرف داشتم و الان  خود را معرفی میکنم که ۷ سال رها هستم پیامی برای تازه واردان است و هر خدمتی در کنگره باشد با تمام وجود انجام میدهم.

حضور شما در کنگره کم رنگ شده است علت آن چی؟

 دوست دارم   مشغله کاری این اجازه را نمی دهد   اما هفته یک بار به کنگره میام

چرا کمک راهنما نشدی ؟

 من توان این کار را ندارم وقتشو ندارم من به علت ضعف بینایی نمیتوانم کتاب و جزوات را بخوانم من فقط میخواهم زندگی کنم وبه خانواده ام خدمت کنم.

شما یکی از قهرمانان  کنگره هستید در مورد ورزش توضیح بدهید؟

کمی فکر کردنند یادم میاد که 14ماه از رهایی گذشته بود که مهندس گفتم میخواهم ورزش کنم ایشان فرمودند باید 18 ماه بگذرد من هم پس از 18 ماه ورزش را شروع کردم در ادامه جذب رشته مورد علاقه ام شدم که پاور لیفتینگ است و در سال (85و 89) دو مقام کشوری را کسب کردم و این کار را ادامه میدهم تا مقام اولی کشور را بدست بیاورم در سفر دوم ورزش برای به تعادل رسیدن جسم الزامی است.

اگر بگویند که همین الان یک آرزو بکن بر آورده شود چیه ؟

از خدا میخواهم به من یک توان مالی بدهد که بتونم به کنگره خدمت کنم.

آیا زندگی از شما راضی است؟

من تا عمر دارم به دو جا مدیونم کنگره و زندگیم .بله

همسفر شما چقدر به شما کمک کرده؟

همسفر من دو بال پرواز من هستند .

حرف آخر؟

من میخواهم بگم آنهایی که به کنگره میایند و خواستار رهایی هستند مطمئنا رها میشوند.

 گفت و گو :شهرام

نویسنده:مهدی

انواع مواد مخدر
دعای کنگره به روایت یک مسافر
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/21 چاپ اين صفحه

 دعای کنگره به روایت یک مسافر


بپاس شكر گزاري از آفريدگار ،دستهايمان را در دست يكديگر حلقه مي كنيم ،
وپس از لحظه اي سكوت از سر توا ضع بدرگاه احديت سر فرود مي آوريم ،
آنگاه هر كس درضمير خود يك دعا ويا يك خواسته را با تمناي دل درخواست ميكند ،


ودسته جمعي مي خوانيم :
خداوندا ،


ما درپي هم روان شده ايم تا بدانيم آنچه نميدانيم از هستي ونيستي
خداوندا ،


تاريكي ها را تجربه نموده ايم ،مارا با روشنايي ها آشنا گردان ،
تابه فرمان عقل نزديك شويم وبه مكاني برسيم، كه از آنجا انشعاب يافته ايم .
آمين .


مي خواهيم فرياد بزنیم كه از تنهايي وفرديت راه به جائي نبرده ايم ، واين بار در پي هم روان شده ايم تا با جمع حركت كنيم ،
ازدور شدن وجدائي يكديگر جز تاريكي و نا اميدي چيزي بياد نداريم وخسته شده ايم . اين بار كساني را يا فته ايم كه روزنه هاي نور را ديده اند وبسوی آن حرکت می کنند.


وجلوه هاي حقيقي آن روشنایی در رنگ ورخسارشان ميتواند بيان كننده درون ماهم باشد.غرق در تاریکی بودیم درواقع  راه بلدان این راه آئينه ما هستند وآنچه ميخواستيم باشيم ونميدانستيم را اين بار با چشم دل مي بينيم .


دستگيرمان شده كه هيچ آداب وترتيبي هم نجوئيم و هر چه دل تنگمان ميخواهد رافقط در روشنائي مطا لبه كنيم .
خداوندا، وقتي با اين جماعت اهل دل هستيم ويكصدا باتو سخن ميگوئيم احساس پرواز بسوي تورا داريم .واحساس يكي بودن واينكه همه از يك جنس هستيم .زيرا محور گرداننده اين دلشدگان تجربه تاريكي هاي گذشته است و اين جمع صميمي چه خوب حرف يكديگر را مي فهمند تا تجربه عشق را توصيف كنند و محبت بی منت را با كردارشان حيات بخشند .


خداوندا ،ميداني كه اين رها يافتگان از بيماري اعتياد ،پيشقدم وراه بلد اين مسير مستقيم شده اند ،عاشق اند وشوق آ زادي وادارشان ميكند تا دست هاي لرزان همنوع خود رامحكم تر بگيرند وچه مشتاقانه تلاش ميكنند تا از همانجائي كه جدا شده اند، به هم وصل شوند ،


دريافته اند كه براي نزديك شدن به فرمان عقل بايد جملگي جان شونداز منیت دست بر دارند ، تالايق رسيدن به مقصود باشند .
خداوندا ،درك يافتن مقصد را دراتصال اين حلقه مفقوده وادی محبت که نمیدانستیم ، به ما ارزاني دار، تا گوهر حقيقت وجودمان را باز يابيم وبه سرچشمه نور نزديك شويم .


مسافر- رحمت


انواع مواد مخدر
سیزدهمین سال رهایی جناب آقای مهندس حسین دژاکام بنیانگذار کنگره ۶۰
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/18 چاپ اين صفحه
سیزدهمین سال رهایی جناب آقای مهندس حسین دژاکام بنیانگذار  کنگره ۶۰ 

حسین عزیز، اکنون ۱۳ سال از آخرین روز مصرف شما می گذرد و قبل از همه پایداری و تلاش شما را به شما تبریک می گویم.نعمت های الهی در هر پله ای از صعود به خاندان شما می رسد و این طعامی است که از دو مطلب حکایت دارد، اول غذای روح به آن معنی که خود می دانید، دوم قوت بدن و کالبد شما که در جهان مادی احتیاج دارید و این قدم هایی است که بر می دارید و به طرف بالا حرکت می نمایید.



انواع مواد مخدر
کمک
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/15 چاپ اين صفحه

متن پیغام ایمیل به شرح زیر می باشد:

سلام. زني 30 ساله هستم كه از طريق شوهرم آلوده به شيشه شدم. دنبال راهي هستم كه از اين بلا هر دوي ما رها شويم . خواهش مي كنم كمكمان كنيد. البته مصرف ما شايد در ماه نيم گرم باشد.


با سلام به شما پاسخ شما در آیدی شما ارسال شد.

بهتره است که در درجه اول جهت مشاوره درمان اعتیاد به یکی از شعب (نزدیکترین شعبه به محل زندگی خودتان) مراجعه فرمایید.

فایلهای زیر را دانلود نمایید و گوش کنید.

مقدمات درمان اعتیاد

دانلود مقالات صوتی درمان اعتیاد کنگره 60بهترین راه درمان
دانلود مقالات صوتی درمان اعتیاد کنگره 60 نحوه درمان اعتیاد
دانلود مقالات صوتی درمان اعتیاد کنگره 60گروه بندی معتادان
دانلود مقالات صوتی درمان اعتیاد کنگره 60کاربرد تریاک در درمان
دانلود مقالات صوتی درمان اعتیاد کنگره 60چگونگی درمان D.S.T
دانلود مقالات صوتی درمان اعتیاد کنگره 60سیستمx(مکانیزم اعتیاد)


انواع مواد مخدر
قلب دختر ۱۱ ساله از ترس پدر شیشه ای ترکید
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/13 چاپ اين صفحه

فرارو: دادگاه کیفری تهران‌امروز شاهد محاکمه مردی بود که آنقدر دخترش را ترسانده بود که در اتفاقی نادر در علم پزشکی دختر بیچاره قلبش ترکید و مرد.

در ابتدای این جلسه نماینده دادستان تهران با بسیار فجیع خواندن این جنایت گفت: این قتل یکی از مهیب ترین قتل‌های سال‌های اخیر تهران است. متهم اصلی این پرونده که اکنون در دادگاه حاضر است دختر ۱۱ ساله خود را آنقدر شکنجه کرده که وی دچار ترکیدگی قلب شده است.

وی ادامه داد: این اتفاق ۲۱ آبان ماه ۱۳۸۷ در محله ستارخان تهران رخ داد. در این روز ماموران پلیس از احتمال کشته شدن این دختر توسط پدر خود با خبر شدند.آنها پس از رسیدن به محل متوجه شدند که خانه‌ای که دخترک در آن حبس شده بود، منفجر و این دختر جان خود را از دست داده است.

آنها رضا پدر این دختر را بازداشت و او را به اداره آگاهی انتقال دادند. این مرد که می‌گفت به شیشه اعتیاد دارد و مدتی قبل از مادر مقتول (سارا) جدا شده و حضانت فرزند خود را به عهده گرفته است در جریان بازجویی گفت به خاطر سوءظنی که به دخترش داشته او را به قتل رسانده است. رضا درباره نحوه ارتکاب این جنایت گفت: ابتدا مریم را شکنجه کرده و او را با سیم به بخاری روشن بستم.بعد مقداری نفت روی او ریخته و او را به آتش کشیدم.

با توجه به اعترافات متهم و سایر شواهد و مدارک، ارتکاب این جنایت توسط وی قطعی است و بنده تقاضای صدور مجازات قانونی را برای وی دارم.

سپس دادگاه از مادر مقتول خواست در جایگاه حاضر شود. این زن که می‌گفت پس از مرگ فجیع دخترش دیگر هیچ امیدی به زندگی ندارد و روزو شبش را با غصه و اندوه فراوان می‌گذراند گفت: چرا من نباید بتوانم برای این مرد جنایتکار که اینطور فجیع دختر خود را کشته است از دادگاه تقاضای قصاص کنم؟ حالا که این کار برایم مقدور نیست از قضات استدعا دارم اشد مجازات ممکن را برای این مرد در نظر بگیرند تا وی کمی از جزای کاری که انجام داده را در این دنیا بکشد.

این زن که به شدت می‌گریست ادامه داد: من به خاطر اعتیاد رضا به شیشه از او جدا شدم. رضا بعد از کشیدن شیشه به عالم و ادم مشکوک می‌شد. او من و سارا را آزار می‌داد و زندگی را برایمان زهر ما رساخته بود. من که دیگر زندگی با او برایم امکان‌پذیر نبود از او جدا شدم اما دادگاه با توجه به بالای هفت سال بودن سارا حضانت او را به این مرد داد. سارا هر چندوقت یکبار به دیدن من می‌آمد و با خواهرم دردل می‌کرد. خواهرم به من می‌گفت که سارا از ازارهای پدرش گله می‌کند و می‌گوید پدرش با او به شد ت بدرفتاری می‌کند. او گفت، رضا با اسلحه‌ای که دارد تا‌کنون چندین بار سارا را تهدید به قتل کرده است. ما چون دادگاه حضانت سارا را به پدرش داده بود کاری نمی‌توانستیم بکنیم.چند بار با کانون حمایت از کودکان تماس گرفتیم اما آنها گفتند که چون سرپرستی وی به پدرش سپرده شده است کاری نمی‌توانند برای سارا بکنند. من به‌شدت نگران تهدیدهای رضا بودم تا اینکه روز حادثه سارا چند پیامک به خاله‌اش زده و به او گفته بود امروز دیگر پدرش او را خواهد کشت.

وقتی خواهرم این قضیه را به من خبر داد به سرعت به خانه رضا رفتم. در طول مسیر به برادرم زنگ زدم و از او خواستم به کمک ما بیاید، او هم خود را به خانه رضا رساند.به پلیس ۱۱۰ هم زنگ زدم و ماجرا را به آنها گفته و خواستم هرچه سریع‌تر خود را به محل برسانند.با برادرم به در خانه رسیدیم از داخل سر و صدا میآمد. رضا دم در آمد و با او درگیر شدیم. ما هم صبر کردیم تا پلیس بیاید اما هرچه صبر کردم هیچ ماموری نیامد، حدود ۲۰ دقیقه از تلفن من به پلیس گذشته بود که یکمرتبه صدای انفجار شدیدی از داخل خانه آمد و اتاقی که سارا در آن زندانی شده بود منفجر شد. با ورود به خانه متوجه مرگ سارا شدم. من از پلیس ۱۱۰ به خاطر این تاخیر زیاد شکایت کردم اما به جایی نرسید. اگر پلیس زودتر می‌آمد یا من از پلیس قطع امید کرده و خودم برای نجات دخترم به داخل می‌رفتم الان سارا زنده بود.

پزشکی قانونی با معاینه جسد گفت سارا قبل از انفجار از ترس دچار ترکیدگی قلب شده و جان خود را از دست داده است.

رئیس دادگاه پس از این اظهارات که با تاسف شدید حاضران در دادگاه همراه شد از متهم خواست به دفاع از خود بپردازد.

متهم با حضور در جایگاه به بیان حرف‌هایی پرداخت که به سختی می‌شد منطق خاصی را در آن پیدا کرد.

رضا ابتدا خود را دارای مشکل روحی خوانده و گفت: من می‌دانستم که عده‌ای از مدت‌ها پیش دارند من و سارا را تعقیب می‌کنند و می‌خواهند زندگی ما را نابود کنند. این گروه یک گروه اینترنتی بود. روز حادثه وقتی سارا به خانه آمد، از او خواستم لپ‌‌تاپش را روشن کند. وقتی او لپ تاپش را درآورد و به اینترنت وصل کرد متوجه عده‌ای شدم که با وصل شدن ما به اینترنت در حال رصد کردن ما هستند. آنها می‌خواستند زندگی دخترم را تباه کنند و سارا هم متوجه این توطئه نبود. برای نجات سارا تصمیم گرفتم او را بکشم.

سارا را با سیم به بخاری بستم و مقداری نفت روی او ریختم.او شروع به جیغ و داد کرد. بعد هم کل اتاق را آغشته به نفت کردم و از او خواستم فریاد بکشد تا دوستان اینترنتی‌اش به کمک او بیایند. از خانه بیرون رفتم که یکمرتبه خانه منفجر شد.

بعد از آن اظهارات، وکلای متهم در جایگاه حاضر شده و گفتند که در نظریه اولیه پزشکی قانونی آمده است که رضا دچار جنون شده و دخترش را به قتل رسانده است، هر چند نظریه دوم بیماری او را رده کرده. آنها از دادگاه خواستند تا یکبار دیگر پزشکی قانونی را مکلف به بررسی وضعیت روحی متهم کند.

اما در پایان هیات قضات شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران متهم را مجرم شناخته و او را به ۱۲ سال زندان و ۱۰ سال تبعید محکوم کرد.


انواع مواد مخدر
عوارض و خطرات شیشه ایرانی (تحقیقی مستند)
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/12 چاپ اين صفحه

تاريخچه مت امفتامين
اولين بار مت امفتامين در سال 1893 در كشور ژاپن از ماده اي به نام افدرين ساخته شد كه بعدها در جنگ جهاني دوم تحت نام ديگري مورد استفاده اعضا ارتش المان از بالاترين تا  پایین ترين رده قرار ميگرفت و نيز به صورت شكلات براي افزايش هوشياري بين خلبانان نيروي هوائي توزيع ميشد . جالب است بدانيد پزشك اختصاصي ادلف هيتلر از سال 1942 تا زمان مرگ او براي جلوگيري از افسردگي  و رفع خستگي روزانه ميزان مشخصي مت به هيتلر تزريق ميكرد ، اين احتمال وجود دارد كه بروز علائمي شبيه پاركينسون در سالهاي اخر زندگي او ( هيتلر) به واسطه مصرف اين ماده مخدر بوده است . بعد از دهه 50 ميلادي مصرف داروئي مت در امريكا افزايش پيدا كرد و پزشكان براي درمان بي خوابي ، پاركينسون ، الكليسم و چاقي مفرط ان را تجويز ميكردند .

متا امفتامين هيدرو كلرايد ( ايس ) جهت مصرف تدخيني اولين بار در سال 1980 در كره جنوبي و تايوان ساخته شد ، البته مصرف تدخيني مت هم وجود داشته است كه در سال 1968 در هاوائي و نيز اواخر دهه 1950 در مناطقي از امريكا گزارش شده است .

انواع مت امفتامين :
به صورت قرص ، كپسول ، پودر كريستالي و محلول قابل تزريق ميباشد ، البته همه اينها از نظر تركيب شيميائي چندان تفاوتي با هم ندارند و تفاوتشان به لحاظ خلوص و شكل فيزيكي ميباشد .
شكل فيزيكي مت امفتامين :

بطور معمول مت امفتامين به صورت پودر سفيد رنگي ميباشد كه به راحتي در اب حل ميشود ، پودر مت نرم نيست چون ذرات تشكيل دهنده ان نسبتا درشت ميباشد ، در نتيجه كریستال كردن مجدد مت نوع ديگري از اين دارو بدست مي ايد كه به صورت دانه هاي بلورين شفاف ميباشد و ايس  بلورين ناميده ميشود . ايس به جهت كريستال بودن خالص تر از مت امفتامين معمولي ميباشد ، چرا كه مخلوط كردن افزودنيها به كريستال سخت و غير ممكن ميباشد .
مت امفتامين همچنين به شكل قرصهاي كوچك و به رنگ روشن يافت ميشود كه به نام يابا كه نامي تايلندي است خوانده ميشود .
همه انواع اين دارو در اب و الكل به راحتي حل ميشوند و مزه تلخ و تيزي دارند .
نوع قالب شيشه در كشور ما همان پودر كريستالي مت ميباشد .


استفاده پزشكي و تفريحي :

از مت امفتامين با دوز 10 تا 40 ميلي گرم در روز در يك دوره كمتر از 6 هفته جهت درمان ناركلپسي ، اختلال كمبود تمركز، اختلال كمي تمركز به همراه بيش فعالي استفاده ميشود ، همچنبن از اين دارو در درمان چاقي و اختلالات پرخوري استفاده ميشود .
از نظر تفريحي به عنوان كاهش خستگي ، افزايش هوشياري و زيركي ، كنترل وزن ، درمان افسردگي خفيف و سرخوشي استفاده ميگردد .

-مت امفتامين از تبديل افدرين يا دي پسودو افدرين در حضور فسفر قرمز به توسط اسيد هيدرويوديك يا توسط سديم يا ليتيم در مايع غليظ امونياك بدست مي ايد .

توجه: مواد و ترکیبات شیشه ایرانی که در حال حاضر سودا گران مرگ از آن جهت تهیه این ماده استفاده می کنند طبق تحقیقات به عمل آمده  از قرار زیر است:

 آستون ، آب مقطر، جوهر نمک، هیدرو کلرید اسید ، فسفر قرمز، مقادیری سدیم کلراید، افدرین، ، ید
تركيبات :
تركيباتي كه براي ساختن مواد مخدر شيشه در كشور بكار ميرود به دلايل :
متخصص نبودن ، در دسترس نبودن ، ارزانتر فراهم كردن ، نبود تجهيزات كافي و غيره متفاوت ميباشد كه عمده ترين انها عبارتند از :
پسودو افدرين ( به عنوان اصلي ترين ماده تشكيل دهنده ) ، فسفر قرمز ، اسيد هيدرويوديك ، سديم كلرايد، ليتيم ، امونياك ( به عنوان حلال ) ، استون ، اب مقطر ، يد ،استات سرب ( به عنوان يك تجزيه گر شيميائي در توليد غير قانوني ) ، پرمنگنات و انتي هيستامين
لازم به ذكر است كه در بعضي از اين تركيبات اسيد باطري و مواد لوله بازكن مانند جوهر نمك نيز ديده شده است .
نكته لازم به ذكري كه بسيار حائز اهميت است اين است كه پسودو افدرين به عنوان اصلي ترين ماده مورد استفاده قرار ميگيرد با اين تفاوت كه اگر پسودو افدرين با فسفر قرمز تركيب شود تبديل به مت امفتامين ميشود و اگر با پرمنگنات تركيب شود ماده اي را به نام افدرون يا همان شيشه ابراني ميسازد .

این ماده فقط در قرص و شربت های سرما خوردگی وجود دارد انهم به میزان بسیار اندک و استخراج پسودو افدرین از داخل قرص هم کار طولانی و غیر اقتصادی است و اکثرا در کشفیات پلیس ماده پسودو افدرین خالص از لابراتوار ها بدست می اید .
تفاوت افدرون و مت امفتامين :
تفاوت ساختماني انها بر سر يك اكسيژن و هيدروژن است و هر دو از ماده پسودو افدرين سنتز ميشوند . در نوع نشئگي هيچ فرقي بين افدرون و مت امفتامين نيست و انهائي كه از هر دو دسته استفاده كرده اند ميگويند نشئگي افدرون بيشتر از مت امفتامين است اما مشكل سر عوارض جانبي هر دو مواد مخدر و روانگردان است ، زيرا اختلالات كمبود كلسيم و پوكي استخوان و از بين رفتن در افدرون و مت امفتامين يكي است اما عوارض مغزي افدرون بيشتر ميباشد . و به همين علت عوارض مصرف شيشه در ايران شديدتر از اني است كه ما در گزارشات خارج از كشور ميخوانيم ، و علت ان مشكل تصفيه اين مواد ميباشد كه اين مواد به علت خوب تصفيه نشدن املاحي را همراه دارد كه باعث ايحاد عوارض استخواني و مغزي شديد ميشود . كه در مت امفتامين باقي ماندن املاح فسفر و در افدرون باقي ماندن املاح پرمنگنات باعث كشته شدن سلولهاي مغزي ميگردند .
پسودو افدرين هيدروكلرايد psudoephedrin HCI
اسامي تجاري : NOVAFED – SUDAFED
اشكال داروئي : OTC قرص 30 ميلي گرم ، شزبت ( حاوي 30 ميلي گرم در هر 5 ميلي ليتر)
عوارض جانبي : عصبانيت ، بي قراري، بي خوابي
عوارض مصرف بيش از حد دارو: عصبانيت ، بي قراري ، سردرد ، ضربان تند و غير عادي قلب ، تعرق ، تهوع و استفراغ ، اضطراب ، گيجي و منگي ، لرزش ، تشنج و توهم
پسودو افدرين به عنوان داروي محرك سيستم عصبي مركزي براي دوپينگ ورزشكاران به صورت قرص و تزريقي رواج دارد .دي متامفتامين به نام تجاري دزوكسين به صورت قرصهاي 5 ميلي گرمي سفيد ، 10 ميلي گرمي صورتي و 15 ميلي گرمي زرد عرضه شده است .
عوارض مصرف :
از عوارض مصرف مت امفتامين يا افدرون ( شيشه ايراني ) ميتوان از :
خشكي دهان ، افزايش سرعت تنفس ، سردردهاي طاقت فرسا ، حالت تهوع ، تعرق بيش از اندازه ، سرگيجه ، بالا رفتن فشار خون ، بالا رفتن حرارت بدن ، تپش قلب ، خشكي ، سوزش و ترك لبها ، بزرگ شدن مردمك چشم ، سياهي رفتن چشم ، لرزش دستها و انگشتان پوسيدگي شديد دندانها ، الزايمر ، افكار قتل و خود كشي ، ضعف سيستم ايمني ، اسيبهاي كليوي و ريوي ، انقباضات فك و بهم زدن دندانها  نام برد .مصرف شيشه در بارداري موجب بروز مشكلات عمده اي از قبيل زايمان زودرس ، عكس العملهاي غير طبيعي در مادر ، حساسيت روحي بسيار شديد و نقص هاي مادرزادي در طفل به وجود مياورد .استفاده از دوز بالاي شيشه ميتواند موجب اسيب در رگهاي مغزي و در نهايت مرگ شود .افرادي كه به يكباره مصرف شيشه را قطع ميكنند دچار علائم وحشتناكي نظير : افسردگي عصبي ، خواب طولاني و اشفتگي ، به هم ريختگي هاي رواني ، كم اوردن انرژي ، سراسيمگي ، تيكهاي عصبي ، اضطراب و عدم تعادل در رفتار ميگردند .يكي از عوارض رواني ان ايجاد بيماري رواني اسكيزو فرني است كه شامل توهمات بينائي ، شنوائي ، بدبيني و پرخاشگري است .از مهمترين عوارض طولاني مدت مصرف شيشه كه معمولا بعد از گذشت كمتر از 6 ماه مصرف ، خود را نشان ميدهد اختلال شديد در عملكرد دريچه پروستات است كه معمولا ادرار و اسپرم با هم دفع ميشوند ، اسيب هاي شديد كبدي ،جوش هاي صورت و بدن ، كوچك شدن بيضه ها به همراه درد شديد و تضعيف قواي جنسي از ديگر عوارض اين ماده مخدر خطرناك ميباشد .
امفتامين وقتي وارد سيستم عصبي مركزي CNS  ميشود باعث ازاد شدن ناگهاني واسطه هاي شيميائي دوپامين از مغز ميشود كه باعث تحريك سلولهاي مغزي و افزايش خلق و خوي و حالت تهاجمي و غير قابل كنترل و افزايش حركات جسمي ميشود كه در صورت ادامه مصرف بعد از مدت طولاني علائم بد خلقي و افسردگي و علائم اختلال حركتي مثل پاركينسون در فرد ظاهر ميشود .
خطرناكترين وضعيت براي مصرف كننده شيشه تويكينگ tweaking   است .

اين حالت وقتي روي ميدهد كه شخص 3 تا 15 روز نخوابيده باشد و دچار علائمي چون تحريك پذيري و بد بيني باشد ، چنين حالتي را تويكينگ و شخص را اصطلاحا تويكر گويند .شخص تويكر اشتياق شديد به مصرف هر چه بيشتر شيشه دارد ولي پيدايش حالت اوج يا اثرات اوليه بسيار مشكل و در حد محال است و از اين رو شخص دچار نااميدي و رفتار نا پايدار ميگردد . رفتارها و واكنشهاي شخص تويكر كاملا غير قابل پيش بيني بوده و امكان دارد رفتاري خشونت اميز از خود نشان دهد ، مواردي از جدالهاي شديد خانوادگي ، تصادفات رانندگي و جنايتهاي لحظه اي از اين افراد گزارش شده است . فرد تويكر ميتواند كاملا طبيعي حلوه كند ، چشماني روشن و گفتاري موجز دارد و حركاتش تند و چابك است اما با كمي دقت ميتوان ديد كه چشمان شخص ده برابر سريعتر از حد طبيعي حركت ميكند ، در صدايش ارتعاشي خفيف وجود دارد و حركاتش سريع و پرشي ميباشد ، البته اگر شخص از مواد مهار كننده اي چون الكل استفاده كرده باشد تشخيص چنين علائمي دشوار خواهد بود ، اما در اين حالت احساسهاي منفي شخص همچون بدبيني و نااميدي به مقدار زيادي افزايش نشان ميدهد ، بيماري اضطراب پارانويا ( جنون سوء ظن ) در اين افراد به شدت ديده ميشود ، برخورد با چنين افراد بايد با احتياط فراوان صورت گيرد .
تجربیات افراد تحت درمان در کنگره 60 در این حالت اعتیاد به شیشه طبق تحقیقات به عمل آمده :
شخص به دلیل ارتباط نا مشروع با جنس مخالف و نیز مصرف شیشه فکر می کند که آن خانم کشته شده و برای دیدن او به بیمارستانها سر می زده  غافل از اینکه پس از تحقیق خانواده وی متوجه می شوند که آن زن به شهرستان زندگی می کند. . همچنین شخصی که متهم درجه یک قتل بود در دادگاه قاضی از وی دلیل قتل را سوال می کند و آن شخص ارتباط نا مشروع آن مرد را با همسر خود بر می شمرد که با تحقیق قاضی تحقیق مطلع شدند که اصلا آن مرد همسری ندارد.
ديدگاه فيزيولوژي :
1- از ديدگاه فيزيولوژي اين اثر شديد در نتيجه ترشح فراوان هورمون دوپامين ( يك انتقال دهنده عصبي ) در مناطقي از مغز كه كنترل كننده احساس لذت است صورت ميگيرد .
2-ایجاد توهم شخص به علت از بین رفتن سلولهای لوب فرونتال مغز که مرکز قضاوت استدلال عقلانی هستند به مرور قدرت قضاوت صحیح و تصمیم گیری درست را از دست می دهد.
3-توهمات بینایی و شنوایی بر اثر مصرف شیشه ناخالص در جوانان سریعتر از پیرمردان  با مصرف یک نوع شیشه بروز می کند. زیرا به علت انسداد عروق مغزی در پیران و کاهش جریان خون مغز پیران میزان ماده مضر کمتری را نسبت به جوانان دریافت می کنند که البته به علت اینکه در سنین پیری تعداد کمتری سلول سالم مغزی نسبت به جوانان وجود دارد . درصورت بروز توهم در پیران دیگر درمانی برای آن وجود ندارد و پیران به سرعت دچال زوال عقل و فراموشی و توهم غیر قابل برگشت می شوند .
4-به علت از بین رفتن سلولهای لوب پیشانی مغز در مصرف مدام شیشه نا خالص شخص دچار توهم بینایی و شنوایی و هزیان می شود و مطا لبی را عنوان می کند که دور از واقعیت بوده و لی خود به انها اعتقاد دارد .

اثر بر مغز :

اثر تحريكي شيشه بر مغز بسيار شديد و فوق العاده است ، مصرف شيشه ( با مكانيزم بالا بردن غلظت نورو ترنسميترهاي منو امين در مغز و طناب نخاعي به وبژه دوپامين ) مغز را در دو جهت حركتي و خلقي تحريك ميكند ، مت امفتانين يك محرك بسيار قوي ميباشد . شيشه به قدري قوي است كه حتي پس از فرو نشستن فلاش اوليه مغز را در حالت اماده باش نگه ميدارد ، پس از حدود 12 ساعت مغز از دوپامين تخليه ميشود و اگر شخص دوباره استفاده نكند دچار افسردگي وحشتناكي ميشود .شيشه شخص را قلابگير ميكند چرا كه همانقدر كه اثرات خوشايند ان شديد هستند ، افسردگي بعد از اتمام اثرات ان هم شديد است و شخص چاره اي جز مصرف نمي يابد .
شيشه اثرات نوروتوكسيك هم دارد و سلولهاي مغزي دارنده دوپامين و سرتونين را تخريب ميكند كه با گذشت زمان مقدار دوپامين مغز كاهش ميابد و حالتي چون بيماري پاركينسون اتفاق مي افتد .اسيب مغزي ايجاد شده توسط مت مشابه تغييرات ايجاد شده بيماري الزايمر ، سكته مغزي و صرع ميباشد .جنبه ديگر تاثيرات شيشه بر مغز اثر تحريكي ان بر فعاليتهاي لوكوموتور مغز ( مواردي چون : رفلكس ها و حركات پايه اي بدن ) ميباشد  كه ميتواند موجب بروز رفتار كليشه اي شود ، يعني شخص حركات و اعمال ناگهاني و تكراري از خود نشان ميدهد كه غير عمدي و اجباري است .


داروهاي رايج توسط پزشكان براي درمان شيشه :
بعضي اوقات داروهاي كند ساز همانند الكل و بنزوديازپين ها به منظور خنثي كردن تاثيرات تحريك كننده كريستال مورد استفاده قرار ميگيرند كه اين داروها ميتواند نقش مهار كننده براي افرادي را داشته باشد كه در اثر مصرف زياد و بي رويه تا حدودي به حالت طبيعي برسند . اما چون اكثر پزشكان در امر اعتياد به شيشه تنها باور به بيماري رواني دارند جهت درمان فرد از داروهاي رواني استفاده كرده و شخص را روان درماني ميكنند.
بعضي از داروهاي ضد ايدز ميتوانند مانع عكس العمل بدن در تجزيه كريستال شود و اين موجب ميشود تا سطح پايداري كريستال در سيستم گردش خون طولاني تر شود .


دلايل گسترش مصرف شيشه :
•    مصرف راحت و نداشتن بوي بد
•    قيمت مناسب ( براي مصرف كنندگان تفنني يك گرم ميتواند 10 مرتبه استفاده شود )
•    افزايش ميل جنسي ( به خصوص در دختران )
•    دسترسي راحت ( حداكثر زمان دسترسي در مناطق تهران 10 تا 30 دقيقه است )
•    سود بسيار مناسب براي توليد كنندگان و قاچاقچيان
•    باور به نداشتن اعتياد جسمي
•    جهت ترك اعتياد مواد مخدر ديگر
•    تبليغات منفي در حهت لاغر شدن و توان مطالعه و رانندگي و لذت بردن
•    مورد استفاده در ورزش و بالاخص باشگاههاي بدن سازي جهت تحريك عصبي و دوپينگ
                 
                                                
رفرنس تحقیقات مستند توسط
   مهدي زارع و مجيد اعتباريان
          نمایندگی اصفهان

فرمول شیشه ، درمان شیشه ، عوارض شیشه ، استفاده شیشه ، راه درمان شیشه ، عوارض جانبی شیشه ، توهم شیشه ، راه درمان توهم شیشه ، آیس یا شیشه ، اختلال هورمونی توسط شیشه ، مواد تشکیل دهنده شیشه ، مخدر شیشه ، ترک شیشه ، شیشه ای که سنگ را می شکند ، شیشه مرگ تدریخی ، مقاله شیشه ، پایان نامه شیشه ، مستند شیشه ، تحقیقات شیشه ، تنها راه درمان شیشه ، مت آمفتامین ، افدرین در شیشه ، تجزیه گر شیشه ، فسفر قرمز در ترکیب شیشه ، تمامی ترکیبات شیشه ، مواد سازنده شیشه، لازمه تهیه شیشه ، فرمول کلی شیشه

انواع مواد مخدر
قدردانی از کسی که با آموزشهای خود ما را بنده خود ساخت
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/12 چاپ اين صفحه

قدردانی از کسی که با آموزشهای خود ما را بنده خود ساخت

هفته شکر گذاری در کنگره 60 هفته ای است که دستور جلسه همه کارگاه های آموزشی کنگره 60 شکر گذاری و نحوه شکرگزاری انسان از رب ، مربی ، راهنما و استاد خود می باشد.

به راستی من چگونه از رب ، استاد یا راهنمای خود تشکر می کنم ؟

چگونه شکر گذار پروردگاری هستم که هر چه آفریده من از آن استفاده می کنم ، همه چیزهایی که در اختیار دارم  آیا قدر همه این چیزها را دارم و اگر دارم چگونگی آن را بیان می نمایم.

و اما عشق

پنج شنبه بود و تولد یکی از بچه های شعبه اصفهان جناب آقای علی خدامی دیدبان تحقیقات کنگره 60 برای شرکت در جلسه با جمعی از دوستان از تهران  به اصفهان آمده بودند شاهپور مرزبان نمایندگی اصفهان صدا می زند آقای خدامی تشریف بیارید.

آقای خدامی به سمت درب حرکت می کند.

یکباره آوای تولد ندا سر می دهد و همه راهنمایان اصفهان با شادی و سروری وصف ناشدنی سرود را با هم می خوانند.


آقای علی خدامی یکی از افرادی بودند که نمایندگی اصفهان را پایه گذاری نمودند و محصول تلاش ایشان افرادی هستند که در این نمایندگی راهنمای افرادی هستند که انسانها را جهت رهایی از دام اعتیاد راهنمایی می نمایند.


راهنمایان کنگره 60 اصفهان به پاس زحمات و همچنین  نهمین سال آزادی آقای خدامی از بند اعتیاد و همچنین ابراز محبت نسبت به اییشان این جشن کوچک را با حسی وصف ناشدنی به ایشان تقدیم نمودند و از ایشان به دلیل کمی و کاستیها عذر خواهی نمودند و برای ایشان آرزوی طول عمر نمودند.

آرزوی آقای علی خدامی:

آرزو می کنم که نمایندگی اصفهان یکی از قوی ترین نمایندگی ها در سطح کشور باشه.

سخنان ایشان در جمع راهنمایان نمایندگی اصفهان

تمام تلاشها گروهی بوده فکر نکنید که من این کارو انجام دادم اصفهان حاصل فعالیت یک گروه است و انشا الله که در کنار هم همه ما طوری رفتار کنیم که لیاقت دیدن  لبخند رضایت آقای مهندس رو داشته باشیم.

که وقتی صحبت از نمایندگی اصفهان میشه آقای مهندس دژاکام همیشه رضایت کامل را داشته باشند.

اگر این طور باشه مطمئن باشید هم بنده های خدا از ما راضی هستند و هم خود خداوند.

 

متن لوح سپاس از طرف راهنمایان

راهنمای گرامی آقای علی خدامی

آن کس که عزیز پروردگار شد خداوند در نظر خلایق عزیزش می گرداند.

آن کس که خود همچون شمع می سوزد تا راه تاریک و سرد ره گمکردگانی چون من را روشن و گرم کند.

آن کس که نگاه مهربانش نگاه بیمار و خسته دلان را درک می کند و هر دم چشمان عاشق و بی توقعش به چشمان شب زدگان مشق عشق می دهد شمعی است که هرگز خاموش نشود.

 

نگاهت با طلوعی عاشقانه                 صدایم زد به عشقی جاودانه

زه تاریکی به سوی نور و امید                   هزاران دل به فرمانت روانه

نهمین سالگرد آزادیتان بر ما مبارک


مسافر: مجید


انواع مواد مخدر
http://newsite.congress60.org/AppData/MultiMedia/Show/kongere.flv
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/11 چاپ اين صفحه

انواع مواد مخدر
زنانی که شیشه پاک می‌کنند و شیشه می کشند
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/10 چاپ اين صفحه

زنان ایرانی اگر این سال‌ها نقش‌هایشان را در زندگی کمی تا قسمتی عوض کرده و سعی کرده‌اند تا پایشان را بیشتر به جامعه‌ای که نیمی از جمعیت آن را تشکیل می‌دهند، باز کنند، همراه با آن پایشان به موضوعات دیگری هم باز شده است. یکی از این موضوعات که برعکس پیشرفت‌های دیگری که زنان در سال‌های اخیر در زندگی‌شان داشته‌اند، مثبت نیست، واردشدنشان به تولید و توزیع موادمخدر جدید است که دیگر دارد به یک مسئله جدی اجتماعی وحتی امنیتی تبدیل می‌شود.

اگر تا همین چندسال پیش در ایران فقط مردها بودند که برای توزیع مواد مخدر سر گذرها می‌ایستادند و یا در اندازه‌های بزرگتری برای حمل مواد مخدر به کشورهای دیگر سفر می‌کردند اما حالا بخش بزرگی از این چرخه را زنانی به عهده گرفته‌اند که درصد زیادی‌شان توسط همین مردان که یا پدرانشان هستند یا شوهر و یا حتی پسرشان، وارد چرخه بی سر و ته تولید و توزیع و مصرف مواد مخدر شده‌اند.

هرچند در چندسال گذشته با بالاتر رفتن هر روزه تعداد زنانی که در حوزه مواد‌مخدر فعالیت می‌کنند، مسئولان انتظامی سعی کرده‌اند تا چندان سخنی در این مورد به زبان نیاورند، اما اینطور که معلوم است با زیاد شدن تعداد زنانی که در داخل و خارج کشور به خاطر حمل مواد مخدر که بیشتر هم مواد مخدر جدید مانند شیشه هستند، دستگیر شده‌اند، مسئولان مربوطه ترجیح داده‌اند تا قبح این قضیه و البته قفل دهان‌هایشان را بشکنند و نگرانی‌هایشان را در این مورد به زبان بیاورند.

همین دو روز پیش بود که رییس پلیس مبارزه با موادمخدر ناجا با انتقاد از ابلاغ نشدن قانون جدید مبارزه با مواد مخدر گفت که «در حالی که هر روز شاهد دستگیری افراد مختلف به خصوص خانم‌ها به عنوان حاملان موادمخدر شیشه هستیم و به رغم آن‌که قانون جدید مبارزه با مواد مخدر تصویب شده اما تاکنون این قانون از سوی مجمع تشخیص مصلحت نظام ابلاغ نشده است که علت این موضوع برای ما هم مشخص نیست.»

سردار حسین‌آبادی با بیان اینکه در قانون جدید مبارزه با موادمخدر مجازات درقبال حاملان موادمخدر تشدید می‌شود، خبر داد: « اخیرا مشاهده شده است که قاچاقچیان خانم‌های ایرانی را به عنوان حاملان مواد مخدر شیشه انتخاب می‌کنند و آن‌ها به وسیله خودرو به سوریه رفته و از آنجا موادمخدر شیشه را به مالزی ترانزیت می‌کنند.»

حسین آبادی موضوع ترانزیت موادمخدر شیشه و به کارگیری زنان در این رابطه را یکی از مشکلات جدی دانسته و خبر داده پلیس در چندین مرحله در مرز بازرگان چند تن از زنانی را که اقدام به حمل مواد مخدر شیشه کرده بودند را دستگیر کرده و این درحالی است که چندی پیش نیز 6 تن از زنانی که حامل 6 کیلو مواد مخدر شیشه بودند و قصد داشتند پس از رفتن به سوریه این مواد را به مالزی برسانند از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدند.

قانون فعلی مبارزه با موادمخدر با عنوان «قانون تشدید مجازات قاچاقچیان موادمخدر» در دهه 70 به تصویب مجمع تشخیص مصلحت نظام رسید. در این قانون برخی مصادیق رایج موادمخدر در آن سال‌ها مانند تریاک، حشیش و هروئین مورد اشاره قرار گرفته‌اند و به همین دلیل برخی حقوقدانان معتقدند که مجازات‌های مقرر در این قانون، نمی‌تواند برای تاجران و فروشندگان موادمخدر جدید به کار گرفته شود.

یکی از برنامه‌هایی که در تقویم‌کاری مجمع تشخیص مصلحت نظام ثبت شده تصویب کلیات قانون جدید مبارزه با مواد مخدر است. در این کلیات که بازنگری در «قانون تشدید مجازات قاچاقچیان موادمخدر» بررسی شده به موارد جدید مواد مخدر نیز مانند شیشه، کراک، بنگ، چرس، گراس، شیره سوخته و یا تفاله تریاک اشاره شده است و البته با وجود اتمام بررسی این قانون در مجمع، هنوز به دولت برای اجرا ابلاغ نشده است.

بر اساس آمارهایی که رئیس پلیس فرودگاه‌ها در اوایل آبان ماه وقتی اعلام کرد در طول هفت ماه اول امسال دو هزار و 744 نفر حامل و فروشنده مواد مخدر در فرودگاه‌های کشور دستگیر شده اند که 336 نفر از این دستگیر شدگان زن بوده‌اند.

اما فعالیت زنان در حوزه مواد مخدر به همین‌جا ختم نمی‌شود و شیوه‌های جدید را هم شامل می‌شود. همین چندوقت پیش بود که یک مقام مسئول در ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران خبر داد که برخی از آرایشگاه‌های زنانه در ایران، ماده اعتیادآور شیشه را به عنوان داروی لاغری پیشنهاد و توزیع می‌کنند و اعتیاد زنان به این ماده محرک گسترش پیدا کرده است.

گرچه انجام درمان های لاغری و چاقی در آرایشگاه غیرقانونی است اما خبرها حاکی از این است که شیشه هم به روش های لاغری برخی از آرایشگاه ها افزوده شده است؛ این در حالی‌ست که پزشکان و روانشناسان معتقدند که مصرف شیشه شاید در نگاه اول باعث لاغری شود چون اشتهای فرد را کور می‌کند اما عوارض مصرف آن فوق العاده خطرناک است و درصد قابل توجهی از مصرف کنندگان این ماده دچار جنون، خودکشی و حالت‌های روانی شدید غیرقابل بازگشت می‌شوند.

ماده اعتیادآور شیشه از دسته مواد محرک موسوم به متاآمفتامین است که با نام های «اسپید» و «کریستال متث» هم شناخته می‌شود.

بی اشتهایی یکی از نشانه‌های بالینی مصرف ماده محرک شیشه است که همزمان با آزادسازی مواد انرژی زای بدن می‌تواند منجر به آن شود که مصرف کننده ساعت‌های طولانی بدون نیاز به غذا فعالیت کند و احساس گرسنگی نکند.

قیمت ارزان و در دسترس بودن از عوامل گسترده شدن مصرف شیشه در سطح کشور است و مقابله با تولید و توزبع آن با توجه به خانگی شدن تولید این مواد در کشور و ارزان بودن دستگاه‌های درست کردن آن، دیگر به عنوان یک مشکل بزرگ در میان مسئولان ناجا و ستاد مبارزه با مواد مخدر تبدیل شده است؛ مشکلی که مسئولانی مانند رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر، آن را یک معضل ملی می‌داند.

بنابر اعلام مقامات بهداشتی کشور، سوء مصرف و وابستگی به مواد اعتیادآور در میان زنان ایرانی در سال‌های اخیر افزایش داشته است اما هنوز کمتر از ۱۰ درصد جمعیت معتادان ایرانی را تشکیل می‌دهد.

مطابق آخرین آمارهای رسمی اعلام شده بیش از ۹۰ درصد معتادان مرد و تنها کمی بیش از ۶ درصد جمعیت دو میلیونی معتادان ایران را زنان تشکیل می‌دهند.


انواع مواد مخدر
يافتن ارتباط مولکولي نوروتروفين 4 (NT-4) با اعتياد به اکستازي
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/07 چاپ اين صفحه
عضو هيئت علمي دانشکده علوم طبيعي و مجري اين طرح پژوهشي با اشاره به اهميت پديده مواد مخدر و روانگردان از نظر ماهيت گفت: اين موضوع اکنون در رديف سه بحران جهاني هسته­اي، جمعيت و زيست محيطي قرار گرفته که تهديدکننده بشريت شناخته مي­شوند.

يافتن ارتباط مولکولي نوروتروفين 4 (NT-4) با اعتياد به اکستازي

خبرگزاري آريا- پژوهشگران دانشگاه تبريز براي نخستين بار نقش NT-4را در فرآيند اعتياد به اکستازي  نشان دادند.
به گزارش خبرگزاري آريا از تبريز، محققان دانشکده علوم طبيعي دانشگاه تبريز در قالب انجام يک طرح پژوهشي تحت عنوان" بررسي تغييرات ميزان پروتئين نوروتروفين 4 يا NT-4 در ساقه مغز رت طي اعتياد به اکستازي" موفق به يافتن ارتباط مولکولي بين فاکتور نوروتروفيک 4 (NT-4)  و اعتياد به اکستازي شدند.

عضو هيئت علمي دانشکده علوم طبيعي و مجري اين طرح پژوهشي با اشاره به اهميت پديده مواد مخدر و روانگردان از نظر ماهيت گفت: اين موضوع اکنون در رديف سه بحران جهاني هسته­اي، جمعيت و زيست محيطي قرار گرفته که تهديدکننده بشريت شناخته مي­شوند.

به گزارش روابط عمومي دانشگاه تبريز دکتر حميرا حاتمي با بيان اينکه اعتياد به مواد مخدر يا روان گردان تمامي ساختارهاي اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي جوامع را تحت تاثير مخرب خود قرار داده و نهاد خانواده و کرامت انسان را به کام خود فرو مي برد، خاطرنشان کرد: توجه به اين پديده مسئوليت تمامي دست اندرکاران دولت ها را در کليه عرصه هاي اجرائي، قضايي و تقنيني صدچندان مي نمايد از طرفي حجم گسترده تجارت و گردش مالي مرتبط با قاچاق مواد مخدر و روانگردان در سطح جهان و نقش مافيايي و جهاني اين مسئله را بسيار قابل تأمل کرده است.

وي در ادامه اثرات مختلف کوتاه مدت و بلندمدت اکستازي و مواد روان گردان را بر بدن انسان يادآور شد و گفت: اکستازي داراي اثرات متفاوتي بر عملکردهاي فيزيولوژيک بدن مي باشد که از تاثيرات کوتاه مدت آن مي توان به لرز، تعريق زياد، تاري ديد، افزايش ضربان قلب، افزايش فشار خون واحتمال بروز تشنج اشاره نمود.

دکتر حاتمي با اشاره به اثرات بلندمدت اکستازي افزود: اين ماده بر بدن تاثيرات بلندمدتي نيز مي گذارد که از آن جمله مي توان به ايجاد يک سري تغييرات شکل پذيري در سيستم عصبي مرکزي (مغز) و به ويژه از بين رفتن و تخريب سلولهاي ترشح کننده سروتونين اشاره کرد.

وي با بيان اينکه اين سلولها نقش مهمي در حالت روحي افراد، حافظه، يادگيري، درد و اشتها داشته و تخريب آنها سبب اختلال در عمل آنها مي شود، يادآور شد: مشخص شده است ارتباط غير مستقيمي بين اعتياد به مواد روان گردان و اختلال در حافظه وجود دارد که از مهمترين عوامل درگير در اين زمينه مي توان به فاکتورهاي نوروتروفيک اشاره نمود.

دکتر حاتمي با اشاره به اينکه در اين طرح تحقيقي ارتباط مولکولي بين فاکتور نوروتروفين 4 (NT-4)  و اعتياد به اکستازي مورد بررسي قرار گرفت، اظهار داشت: طي اين تحقيق به منظور القاء وابستگي به اکستازي، موش­هاي صحرايي به شيوه درون صفاقي به مدت 5 روز با دز 10 mg/kg مورد تزريق گرفتند.

وي افزود: در طي مصرف اکستازي جانوران تظاهرات رفتاري خاصي  نظير افزايش فعاليت هاي حرکتي، کاهش شديد وزن، افزايش ميل جنسي و نمايش رفتارهاي خاص جفت گيري با همديگر نشان مي دادند که معرف وابستگي به دارو بود و از طرفي بعد از قطع دارو در روز پنجم (آخرين تزريق) و تا زمان جداسازي مغز جانوران، رفتارهاي ديگري که بيانگر سندرم ترک ماده مخدر است در جانوران به چشم مي­خورد که از جمله مي توان به پرش، برخورد شديد دندان ها به هم، رفتار ها ي تهاجمي شديد، حرکت و تکان هاي شديد سر اشاره کرد.

به گفته دکتر حاتمي 48 ساعت پس از آخرين تزريق، مغز جانوران خارج شده و ميزانNT-4 ساقه مغز  هاي صحرايي پس از هموژنيزاسيون بافتي توسط تکنيک الايزا مورد سنجش قرار گرفت.

عضو هيئت علمي دانشکده علوم طبيعي دانشگاه تبريز افزود: نتايج اين تحقيق براي اولين بار به خوبي نقش  NT-4را در فرايند اعتياد به اکستازي نشان داد به طوري که افزايش   NT-4در مغز به دنبال مصرف اکستازي، نوعي استراتژي محافظتي براي نورون ها محسوب   مي­گردد، چرا که فاکتورهاي نوروتروفيک سبب محافظت از نورون هاي آسيب ديده مي گردند.

وي خاطرنشان کرد: نتايج اين تحقيق همچنين نشان مي­دهد با شناسايي مسيرهاي درگير در اعتياد دارويي و ارتباط سيگنالينگ ترکيبات نوروتروفيک ومواد اعتياد آور از جمله اکستازي، مي توان قدم هاي موثرتري در درمان اعتياد برداشت.

به گفته وي اين طرح پژوهشي با همکاري دکتر محمد علي حسينپور فيضي استاد دانشکده علوم طبيعي دانشگاه تبريز، مهندس پروين آذرفام، مهندس مريم آذر فرين طي مدت 24ماه به اجرا درآمده است.

لازم به ذکر است دکتر حميرا حاتمي متولد 1353 بوده و دکتراي تخصصي خود را در رشته فيزيولوژي جانوري از دانشگاه تربيت معلم تهران در سال 1385 اخذ کرده است. وي هم اکنون به عنوان استاديار گروه علوم جانوري دانشکده علوم طبيعي دانشگاه تبريز فعاليت داشته و انتشار 4 مقاله در مجلات ISI و 2 مقاله در مجلات علمي پژوهشي و 14 عنوان مقاله در کنفرانس هاي داخلي و خارجي، مديريت 2 طرح پژوهشي در حال اجراء با همکاري دانشگاه علوم پزشکي تبريز از جمله سوابق فعاليت هاي پژوهشي وي به شمار مي آيد.

انواع مواد مخدر
مراسم تجلیل از کمک راهنمایان
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/07 چاپ اين صفحه
مراسم تجلیل از کمک راهنمایان نمایندگی شاد آباد
مراسم تجلیل از مقام کمک راهمنمایان و راهنمایان شعبه شاد آباد در روز سه شنبه۲ /۹/۸۹ با حضور جناب مهندس دژاکام.

 

همچنین در این روز  ۴ نفر از مسافران سفر اول دستور رهایی را از جانب اقای مهندس دریافت کردند

    نام         اخرین مصرف           نام راهنما       طول سفر

مرتضی     تریاک                        اقای صادقی     12 ماه

اکبر         انواع مواد                    اقای مجیدی

 سعید     شیشه،تریاک،قرص     اقای خانکی      12ماه

  تیمور      تریاک                         اقای  پیرائی      13 ماه

  

 

 


انواع مواد مخدر
هر چه بیشتر میگذرد صحبت کردن برای من سخت تر میشود
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/07 چاپ اين صفحه
هر چه بیشتر میگذرد صحبت کردن برای من سخت تر میشود . این تولد ها برای سفر اولی ها و تازه واردین پیام بزرگی دارد و ان اینست : من توانستم پس شما هم میتوانید .

سخنان استاد :

امروز خوشحالم که فرصتی شد تا در خدمت بچه های شعبه شادآباد باشم . عید غدیر را به همه تبریک میگویم و آرزو میکنم که رهرو واقعی آن حضرت باشیم . سالروز تاسیس این شعبه را تبریک میگویم و از همه دست اندر کارانی که زحمت کشیدند تا این شعبه به شکل کنونی درآید سپاسگزارم . هفته راهنما را به همه راهنما های امروز و آینده تبریک میگویم و معتقدم این ما راهنمایان هستیم که باید شکر گزار واقعی باشیم . چون این فرصت به ما داده شده که خدمتگزار واقعی باشیم و از خدمت و زندگی خود لذت ببریم . امروز نهمین سال رهایی اقای خدامی است . ایشان در ابتدای تشکیل لژیون من وارد شدند و با شرایط سخت کاری و مجرد بودنش و با تمام مسئولیتهایی که به گردنش بود خوب سفر کرد . بعد خودش راهنما شد برای تاسیس و اداره شعبه اصفهان بسیار زحمت کشید و من امیدوارم اجرش را از خدا بگیرد .


پیام تولد :
هر رودی که از جاییی بیرون می اید همه تلاشها را میکند و خود را به تخته سنگها و قلوه سنگها میزند تا راهش را هموار نماید . راه سخت است اما امکان پذیر است که به بحر ملحق شوی

نهمین سال رهاییتان پر شگون باد

اقای خدامی فرمودند :

خدایا تنها تو را ستایش میکنیم و تنها تو را می پرستیم برای داده و نداده ات شکر شکر ،شکر...قبل از هر چیز سالروز تاسیس شعبه شاد اباد را تبریک میگویم و به همه بچه هایی که زحمت کشیدندتبریک میگویم .عید غدیر را به همه عزیزان تبریک میگویم . هر چه بیشتر میگذرد صحبت کردن برای من سخت تر میشود . این تولد ها برای سفر اولی ها و تازه واردین پیام بزرگی دارد و ان اینست : من توانستم پس شما هم میتوانید . این جویبارها حرکت کرده اند و کم کم به بستر هایی تبدیل میشوند که پیام درمان قطعی اعتیاد را به همه دنیا خواهند داد . از همه کسانی که به ما خدمت میکنند تشکر میکنم . از اقای مهندس که همه وجودشان را وقف ما کردند تشکر میکنم و از راهنمای خودم اقای ترابخانی کمال تشکر را دارم .

http://shadabad.blogfa.com/


انواع مواد مخدر
تجربه رهایی از شیشه
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/05 چاپ اين صفحه
تجربه رهایی از شیشه

حدود چهارسال بود كه اعتياد به حشيش به مقدار زياد داشتم. اوايل سال 81 بود كه طي مدت يك‌هفته در يك مهماني چند روزه شيشه ، اكس ، كرك و كوكائين را تجربه كردم. از بين اين‌ها اكس برايم لذت‌بخش‌تر بود و چيز خاصي از نشئگي شيشه نفهميدم و فقط 48 ساعت بيدار بودم. حدود يك‌سال و نيم درگير قرص‌هاي اكس شدم. حدود 7 ماه به مقدار هفته‌اي يكبار و تفريحي ولي حدود 10 الي 11 ماه اعتياد شديد به اكس آوردم و تقريباً هر روز مي‌خوردم و تعداد قرص‌ها گاهي به 3 عدد هم مي‌رسيد و مصرف حشيشم هم سرجايش بود. ديگر هيچ انرژي در بدنم نمانده بود و دچار افسردگي و توهم‌هاي شديدي مي‌شدم و هيچ اميدي به زندگي نداشتم و كاملاً گوشه‌گير شده بودم تا اينكه مصرف قرص‌ها را قطع كردم و فقط روزانه 10 گرم حشيش مي‌كشيدم به همراه 2 تا 3 عدد قرص استامينوفن كدئين.

حدود 3 الي 4 ماه عين مرده بودم و توان انجام حتي كارهاي ضروري را نداشتم ولي هر جوري بود تحمل كردم چون در اواخر دوران مصرف اكس واقعاً دچار توهم‌هاي شديد و فاز منفي مي‌شدم و ديگر هيچ لذتي از خوردن اكس نمي‌بردم. بعد از گذشت 3 الي 4 ماه كمي بهتر شده بودم ولي هنوز دچار افسردگي شديد و زمان خواب كابوس‌هاي بدي مي‌ديدم تا اينكه از طرف دانشگاه اسمم براي سفر حج درآمد و به حج عمره رفتم. در آن‌جا مصرف حشيش و قرص استامينوفن‌كدئين را هم قطع كردم ولي چون در آن‌جا انرژي‌هاي معنوي زيادي وجود داشت كه به من آرامش مي‌داد و زياد احساس كمبود نمي‌كردم و روحيه و روانم بهتر شده بود. بعد از برگشتن از سفر حج حدود 20 روزي طاقت آوردم و هيچ موادي استفاده نمي‌كردم ولي كم‌كم دوباره آشوب‌ها ، استرس‌ها و افسردگي‌ام شروع شد و ناخودآگاه مصرف حشيشم را شروع كردم. حدود 4 ماه فقط حشيش مي‌كشيدم و بعد از آن شيشه را كه نسبت به سال 81 خيلي بيشتر رايج شده بود مصرف كردم و چون سيستم‌هاي بدنم در اثر مصرف اكس و قطع ناگهاني آن تخريب شده بود اين‌بار كه شيشه را كشيدم بسيار برايم لذت‌بخش و آرامش‌بخش بود و احساس كردم كه گمشده‌ام را پيدا كردم و چون هنوز از ديد بيرون شيشه اعتيادآور نبود با خيال راحت مصرف مي‌كردم و از آن روز به بعد كمتر روزي بود كه مصرف نكردم. يك ماه اول خيلي خوب بود و به زندگي اميدوار شده بودم و فكر مي‌كردم كه توانايي انجام هركاري را دارم و واقعاً هم همينطور بود. فاز هر كاري را كه مي‌گرفتم انجام مي‌دادم. اولين‌بار 2 صوت آن را دو نفري كشيديم كه بسيار نشئه شده بودم. ولي بعد از گذشت 2 هفته ديگر 2 صوت جواب نمي‌داد و مقدارش كمي بيشتر شد. بعد از گذشت 3 ، 4 ماه تخريب جسم و روانم بسيار بدتر از حتي زمان مصرف اكس شده بود. در زمان مصرف اكس در حالت خماري كاملاً گوشه‌گير و هيچ خطري براي كسي نداشتم ولي در موقع خماري شيشه اينگونه نبود و شخصيتم كاملاً در حال تغيير بود و تقريباً روزبه‌روز مصرفم بيشتر مي‌شد. خواب ديگر برايم معني و مفهومي نداشت فقط هر 36 ساعت (كه در طول اين زمان 3 يا 4 دفعه مصرف مي‌كردم) و موقعي كه نشئگي مي‌پريد ، دچار بيهوشي مي‌شدم كه هيچ‌كس در موقع خوابيدن قادر به بيدار كردنم نبود و اگر اصرار مي‌كرد به سمتش حمله مي‌كردم و دوباره مي‌خوابيدم كه البته خودم چيزي به ياد نمي‌آوردم بلكه اطرافيان كه از دستم ناراحت هم شده بودند اين موضوع را براي من يادآوري مي‌كردند. بعد از هر بار كشيدن حدود 12 ساعت به راحتي بيدار بودم و بعد از گذشت 12 ساعت نشئگي دچار ركود شديد مي‌شد و دوباره مصرف مي‌كردم و اين كار را اگر مواد داشتم ادامه مي‌دادم به طوري كه بعضي اوقات تا سه‌روز هم بيدار بودم البته با كشيدن دفعات متعدد.



 
كلاً خماري شيشه خوابي است كه البته اسمش خواب است ولي در واقع بيهوشي است كه روان انسان كاملاً در اختيار نيروهاي اهريمني است. وقتي كه از خواب بيدار مي‌شدم اگر مواد داشتم كه سريعاً مصرف مي‌كردم و در موقع كشيدن آنقدر خمار بودم كه تمام بدنم مي‌لرزيد و عرض زيادي مي‌كردم ولي اگر مواد نداشتم كاملاً يك انسان خطرناك و خشمگين و ديوانه بودم و هر لحظه امكان درگيري با هركس كه كوچكترين حرفي مي‌زد داشتم و در موقع درگيري واقعاً از هيچ‌چيزي نمي‌ترسيدم و هنگام رانندگي بارها با مردم درگير مي‌شدم فقط به خاطر اينكه مثلاً برايم بوق زده بودند. پول موادم را از هر طريقي كه مي‌شد جور مي‌كردم ، مثلاً من كه قبل از اعتياد به شيشه دزدي نمي‌كردم حالا به راحتي پول‌هاي پدرم را برمي‌داشتم حتي آنقدر تابلو برمي‌داشتم كه مثلاً اگر در كيفش 400 هزار تومان بود با خودم مي‌گفتم اگر همه را بردارم مي‌گويد حتماً يك‌جا گمش كرده‌ام و تمام 400 هزارتومان را برمي‌داشتم و چندبار اصلاً كيفش را هم برمي‌داشتم و بعد از برداشتن پول‌ها كيفش را در خيابان گم‌ و گور مي‌كردم و من كه در زمان مصرف حشيش و اكس نمي‌توانستم مواد بفروشم و به علت اعتقاداتم عذاب وجدان مي‌گرفتم حالا ديگر موادمخدر و پايپ هم خريد و فروش مي‌كردم. افكارم وقتي كه مواد نداشتم بسيار افيوني بود و فقط و فقط به فكر تهيه مواد بودم حتي از دوستانم كه فروشنده شيشه بودند در هر فرصتي شيشه مي‌پيچاندم. ديگر مصرف كردن بيشتر خودم فقط برايم مطرح و مهم بود. مني كه در دوران مصرف حشيش چون هميشه مقدار زيادي حشيش داشتم بعضي اوقات به دوستانم هم حشيش مي‌دادم ، ديگر امكان نداشت بدون نيت و يا استفاده به كسي حتي يك سيگاري حشيش هم بدهم. تمام زندگي‌ام شده بود : «فاز» و ديگر تشخيص نمي‌دادم كه چه چيزي واقعي است و به هر چيزي و هر كسي توهم مي‌زدم.
 
نسبت به محبت بسيار بدبين شده بودم چون در ماه‌هاي اول مصرف بارها ديده بودم كه بعد از كشيدن شيشه به دوستان هم مصرفم محبت مي‌كردم ولي بعد از گذشت چند ساعت كه نشئگي ركود مي‌كرد همه‌چيز تمام مي‌شد و اين احساس باعث شده بود كه كلاً نسبت به محبت بدبين شوم و تصور مي‌كردم كه بين انسان‌ها چيزي به اسم محبت وجود ندارد و فقط تظاهر به محبت است. حتي راجع به پدرم كه اصلاً مصرف‌كننده نبود و بسيار به من علاقه داشت و پول زيادي هم در اختيار من مي‌گذاشت و كاملاً به من اعتماد داشت ، در دوران اعتياد به شيشه احساس مي‌كردم كه او بدترين آدم و بزرگترين دشمن من است و خيلي با او درگير مي‌شدم. و حتي ماشين زير پايش را هم به زور از او گرفته بودم و او را وادار مي‌كردم با تاكسي به اداره‌اش برود. بعد از گذشت 5 ، 6 ماه كه مصرف من بسيار بالا رفته بود و با كشيدن روزانه 8 صوت(8/0گرم ) هم حالم خراب بود و به قدري جسم و روان من تخريب شده بود كه چه مي‌كشيدم و چه نمي‌كشيدم ! يك آدم ديوانه ، لات و پرخاشگر شده بودم. بارها تصميم گرفتم كه يك روز هم كه شده نكشم ولي نمي‌شد و ناخودآگاه از خواب كه بيدار مي‌شدم مي‌ديدم پايپ در دستم است و در حال مصرف كردن هستم و هر وقت كه مثلاً 5 گرم مي‌گرفتم كه براي يك‌هفته مصرف كنم اما تا 5 گرم را طي 2 يا 3 روز مصرف نمي‌كردم دست‌بردار نبودم (ضمناً اين مدت تمام وقت بيدار بودم). ديگر در شبانه روز هر فرصتي گير مي‌آوردم چند دود مي‌گرفتم حتي پشت چراغ‌قرمز و يا حتي در اتاقم در خانه وقتي كه پدر و مادرم حتي در خانه بودند. از نظر جسمي هم بسيار تخريب شده بودم. دندان‌هايم بسيار پوك و ضعيف شده بود و در اثر فشار دادن دندان‌ها روي هم كه بعد از مصرف شيشه طبيعي است 4 تا از دندان‌هايم تركيده و از بين رفته بود. وزنم هم از 65 كيلو در شروع مصرف شيشه به 51 كيلو رسيده بود چون به خوردن غذا اشتها نداشتم و فقط در زمان خماري مي‌توانستم غذا بخورم و در طول روز هميشه تشنه بودم و مصرف بي‌رويه مايعات آب ميوه . . . داشتم.



بعد از مصرف شيشه و نشئه شدن در هنگام دفع ادرار مني به طور خودكار با ادرار دفع مي‌شد و اواخر بيضه‌ها و آلت‌تناسلي بسيار كوچك شده بود و توانايي جنسي كاملاً از بين رفته بود. جوش‌هاي چركي روي پيشاني ، صورت و كمرم هم ديده مي‌شد. چانه‌ام بسيار دراز يعني تمام عضلات صورتم آب شده بود. گاهي به مدت نيم‌ساعت به يك‌جا خيره مي‌شدم و بسيار دير به دير پلك مي‌زدم بدون اينكه به چيز خاصي فكر كنم. در بدنم ديگر هيچ انرژي وجود نداشت و بعد از مصرف شيشه زياد هم تنها براي يك ساعت حالم خوب بود و بعد دچار فاز منفي و افسردگي مي‌شدم. اين بود كه كرك را كه از سال 81 به صورت تفريحي و ماهي يك‌بار استفاده مي‌كردم به شيشه‌ام اضافه شد.
 
البته اول در موقعي كه مي‌خواستم بخوابم كرك مي‌كشيدم ولي بعد از چند روز كرك را در طول روز هم مصرف مي‌كردم. ضمناً هر وقت فقط كرك مصرف مي‌كردم بيش از 12 دود نمي‌توانستم بگيرم و حالم بد مي‌شد و حالت تهوع داشتم. ولي بعد از مصرف شيشه به هر مقداري كه مي‌خواستم مي‌توانستم كرك بكشم. ابتدا حدود 7 الي 8 روز خوابم خوب شده بود و يك حالت متعادلي داشتم چون شيشه و كرك دو نشئگي مكمل هستند ولي بعد از گذشت 7 ، 8 روز ديگر مثل يك مرده شده بودم و قادر به انجام هيچ‌كاري نبودم و از يك تزريقي هروئيني چند ساله هم تابلوتر شده بودم. دو سه ماهي از اين وضعيت مي‌گذشت كه پدر و مادرم از ماجراي اعتيادم خبردار شدند كه قبل از آن فكر مي‌كردند افسرده و دچار بحران روحي شده‌ام و مرا بردند مركز سم‌زدايي. من در شروع سم‌زدايي واقعاً خواهان رهايي از اعتياد بودم ولي به علت بلايي كه در سم‌زدايي به سر من آمد تصميم گرفتم تا آخر عمر مصرف‌كننده باقي بمانم و ديگر قصد ترك كردن نداشتم تا اينكه يكي از دوستان مادرم ما را با كنگره 60 آشنا كرد. فرقي كه كنگره 60 با ديگر مراكز ترك اعتياد براي من داشت اين بود كه در مراكز سم‌زدايي به من گفتند كه موادي كه تو مصرف مي‌كني مانند سم است ولي كنگره 60 به من گفت كه موادي كه تو مصرف مي‌كني جايگزين موادمخدر طبيعي بدنت شده كه توسط يك‌سري سيستم‌ها در بدن به طور طبيعي توليد مي‌شود و تو يك‌شبه معتاد نشده‌اي كه بتواني يك‌شبه درمان شوي. در مركز سم‌زدايي در جلسات خانواده دائماً به دنبال علت‌هاي اعتياد من بودند ولي در كنگره 60 به ما گفتند كه علت‌ها هيچ نقشي در درمان اعتياد من ندارد و خودم بايستي مسئوليت درمانم را به عهده بگيرم.
 
در مركز سم‌زدايي به خانواده‌ام مي‌گفتند در طول درمان بايد مثل زندانبان مراقبش باشيد اما كنگره 60 گفت در طول درمان فرد خواهان رهايي بايد آزاد باشد و خودش راهش را انتخاب كند و من ديدم كه در كنگره همه مثل من روزي مصرف‌كننده بودند و حالا حالشان خوب است و همين علت‌ها و باز شدن صورت‌مسأله اعتياد توسط كنگره براي من باعث شد كه به اين راه اميدوار شوم و در كنگره 60 مشغول درمان شدم و موادم را طي مدت 6 ماه با نظر كنگره و راهنمايم و شركت در جلسات به صفر رساندم و الان شكر خداوند 3 ماه از سفر دوم (كه از قطع موادمخدر تا رسيدن به خود مي‌باشد) را گذرانده‌ام و باور كنيد الان حالم بسيار خوب است و دوباره خداوند به من فرصت درست زندگي كردن را داده است. مني كه يك‌روز نمي‌توانستم بدون موادمخدر زندگي كنم حالا پاك هستم اما نه با فشار و زور و اكنون مي‌فهمم كه خداوند چه سيستم‌هاي توليد موادمخدر طبيعي در بدن من به طور رايگان قرار داده بود و من با جهل خود آن‌ها را از كار انداخته بودم ولي دوباره با كمك خداوند و كنگره 60 سلامتي‌ام را بدست آوردم و نحوه درست زندگي كردن را ياد گرفته‌ام. اميدوارم تمام كساني كه اسير اين مواد جديد و شيطاني شده‌اند اگر خواهان رهايي هستند بتوانند در كنگره 60 به   رهايي هميشگي برسند 

مسافر يحيي        
www.c60.ir 


انواع مواد مخدر
نتایج آزمون جهانبینی تالار کنگره 60و نمایندگی اسفهان.
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/05 چاپ اين صفحه


انواع مواد مخدر
در باور چه کسی می رسید که کنگره 60 نمایندگی اصفهان روزی چنین گردد.
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/04 چاپ اين صفحه

در باور چه کسی می رسید که کنگره 60 نمایندگی اصفهان روزی چنین گردد.

راهنمایان کنگره 60 کسانی هستند که روزی درگیر و دار  اعتیاد بوده اند.

مسافرانی که تمام سیاهی ها و بیغوله های اعتیاد را با تمام وجود تجربه کرده اند و با تمام وجود و عاشقانه خواهان رهایی از این دام هولناک بودند.کسانی که هر کدام قبل از آشنایی با این مرکز بارها و بارها دست به ترک اعتیاد زند اما هیچ سودی برای آنان نداشت و باز به مصرف مواد مخدر باز می گشتند و با ورود به کنگره کوله باری از غم و اندوه و نا امیدی ، افسردگی و سالیان تخریب عمر و جان خود و خانواده خود  را حاصل از آن را تنها با روش D.S.T توانستند به درمان قطعی برسانند.

چه چیزی بالاتر از این مطلب که جان آنان بهاری دوباره یافت و عشق به خدمت در آنان به جوشش آمد؟

چه لذتی بالاتر این اینکه زندگی بدون مواد را در کنار آرامش فکر و آسایشی بدونه دغدغه تجربه می نمایند؟

چه اتفاقی از این بزرگتر که انانی که روزی با هولناک ترین بیماری دست و پنجه نرم می کردند اینک راه گشای راه کسانی هستند که خواهان خروج از ظلمت طاقت فرسای اعتیاد هستند.

نمایندگی اصفهان در خرداد ماه 1384 با همکاری و همدلی آقایان علی خدامی ، مهدی حسینی و جمال کبیر رضایی که خود رها یافتگان همین روش بودند آغاز به کار کرد و هم اینک محصول تلاش های پی در پی این عزیزان راهنمایانی هستند که توانایی آن را یافته اند که بتوانند این نمایندگی را به خوبی اداره و هر کدام مشعل به دست ،یا رو یاور نیازمندان باشند.

آری از این روست که با فریادی رسا ، ندای رهایی و آزادی را از تمام وجود در کنار آموزشها و حرکت در جهت کمک و یاری فریاد می زنیم و با قدرت می گوییم بهترین راه درمان اعتیاد (D.S.T) برای کسانی است که همواره خواهان درمان بوده اند و راه حل منطقی برای درمان خود پیدا نکرده اند.

آقای مهندس حسین دژاکام خداقوت

مسافر مجید


انواع مواد مخدر
مصرف کنندگان شیشه، یک سوم تخت‌های روانپزشکی بیمارستان‌ها را اشغال کرده‌اند
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/04 چاپ اين صفحه

معاون آموزشی مرکز ملی مطالعات اعتیاد:
مصرف کنندگان شیشه، یک سوم تخت‌های روانپزشکی بیمارستان‌ها را اشغال کرده‌اند
زنان تمایل بیشتری به مصرف شیشه پیدا کرده‌اند




معاون آموزشی مرکز ملی مطالعات اعتیاد گفـت: یکی از اولویت‌های استراتژیک کشور باید آموزش لایه‌های میانی درمانی باشد، در این صورت می‌توان در درمان معتادان به موفقیت‌های بیشتری دست یافت.

به گزارش خبرنگار بهداشت و درمان ایسنا، دکتر آذرخش مکری در حاشیه برگزاری دهمین کنگره انجمن روانپزشکان افزود: هزینه‌های روان درمانی اعتیاد در مقایسه با هزینه‌های درمانی دیگر چندان زیاد نیست، البته باید در جهت کاهش هزینه‌ها تلاش کنیم. به همین منظور لازم است، نیروهایی که از لحاظ تحصیلات دارای سطح پایین‌تری هستند آموزش داده شود.

این روانپزشک درباره احتمال برگشت علائم اعتیاد پس از ترک اظهار کرد: سه تا شش ماه پس از ترک شیشه، علائم این اعتیاد فروکش می‌کند، اما بسیاری از افراد پیش از فرا رسیدن شش ماه، دوباره مصرف شیشه را آغاز می‌کنند.

وی افزود: درمان علائم روانپزشکی استعمال مواد مخدر و جلوگیری از تمایل فرد به مصرف مجدد این مواد اهمیت زیادی دارد که جلوگیری از تمایل به مصرف مجدد تنها با درمان دارویی امکان پذیر نیست، بلکه کار گروهی برای درمان این افراد نیاز است.

مکری درباره هزینه بر بودن درمان همه جانبه افرادی که اعتیاد خود را ترک کرده‌اند به ایسنا گفت: هزینه‌های درمان این افراد در مقایسه با خساراتی که یک معتاد می‌تواند به جامعه بزند، قابل توجه نیست. علاوه بر آن سایر درمان‌های پزشکی کم هزینه نیست، بنابراین باید جامعه را قانع کرد که هزینه درمان افراد ترک کرده را بپردازد.

این روانپزشک درباره جلسات گروه «NA» با افراد ترک کرده اظهار کرد: نقطه قوت NA ساعات زیاد جلساتی است که با افراد ترک کرده برگزار می‌کند، چرا که بخشی از درمان روانی اعتیاد مربوط به ساعات زیاد مشاوره است.

وی با بیان این که درمان یک معتاد ممکن است چندین سال طول بکشد، اظهار کرد: آگاه سازی دولتمردان در زمینه روان درمانی اعتیاد بسیار مهم است، آنان همان گونه که هزینه‌های تخت بیمارستانی را پرداخت می‌کنند، باید در زمینه روان درمانی معتادان نیز اقداماتی را انجام دهند بنابراین هزینه‌های روان ‌درمانی آنان باید زیر پوشش سازمان‌های بیمه‌گر قرار گیرد، چرا که جامعه از درمان این افراد سود می‌برد.

وی افزود: اقداماتی در این زمینه در حال شکل گیری است، اما همچنان روان درمانی اعتیاد تحت پوشش هیچ بیمه‌ای قرار ندارد، این در حالی است که اگر می‌خواهیم جامعه سالمی داشته باشیم، باید معتادان را درمان کنیم. در این شرایط اگر معتاد توانایی پرداخت هزینه‌های درمانی خود را ندارد، جامعه باید این کار را انجام دهد. برای عملی کردن این موضوع باید کارت‌های بیمه صادر شود و مراکز ارائه دهنده خدمات طبقه بندی شوند.

مکری درباره رابطه روانپزشکی و اعتیاد اظهار کرد: هنگامی که استفاده از مواد مخدر سنتی رواج یافت، احساس می‌شد که روانپزشکی و اعتیاد حوزه‌های متفاوتی هستند، ولی با رواج موادی مانند شیشه حوزه‌های اعتیاد و روانپزشکی هم دیگر را تحت تاثیر قرار دادند، هر چند که به طور سنتی اعتیاد از زیر شاخه‌های روانپزشکی به شمار می‌رفت.

وی افزود: مصرف شیشه می‌تواند تمام علائم روانپزشکی مانند افسردگی، جنون و پرخاشگری را در فرد ایجاد کند و فرد معتاد پس از مدتی به اختلالات شخصیتی و حافظه دچار شود. البته رواج این نوع مواد مخدر باعث درک عمیق‌تر روانپزشکی شده است.

این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در ادامه گفت: با رواج مواد مخدر صنعتی، درمان اعتیاد نیز پیچیده‌تر شده است، چرا که بیشتر این نوع اعتیادها با دارو درمانی صرف بهبود پیدا نمی‌کنند بلکه نیاز به بازتوانی، روان درمانی، خانواده‌ درمانی و آموزش‌های مهارتی پایه دارند. در واقع ایده اول بسیاری از درمان‌های روانپزشکی از درمان معتادان به دست آمده است.

مکری با بیان این که مصرف کنندگان شیشه یک سوم تخت‌های روانپزشکی بیمارستان‌ها را اشغال کرده‌اند، اظهار کرد: بسیاری از جرم‌ها به علت استعمال این نوع مواد مخدر به وقوع می‌پیوندد، بنابراین مصرف شیشه، سیستم‌ جنایی و ارتکاب جرم را نیز دستخوش تغییر کرده است.

وی درباره سن آغاز مصرف شیشه در ایران گفت: میانگین سنی آغاز استعمال شیشه 25 سال است، این در حالیست که میانگین سنی آغاز مصرف مواد افیونی 31 سال است، البته در سال‌های اخیر زنان به مصرف شیشه تمایل بیشتری پیدا کردند. از سوی دیگر جوانان شهری افرادی هستند که بدون سابقه استعمال مواد مخدر دیگر بیشتر احتمال دارد به مصرف شیشه رو بیاورند.

معاون آموزشی مرکز ملی مطالعات اعتیاد درباره نقش مدارس در آموزش کودکان و نوجوانان در زمینه اعتیاد اظهار کرد: آموزش عمومی و برنامه‌های پیشگیری اولیه لازم است، ولی کافی نیست. نشانه‌های مصرف مواد را نیز باید همه بشناسند، ولی این مورد نیز کفایت نمی‌کند، بلکه سیستم‌های مددکاری و حمایت‌های اجتماعی باید در شرایط مطلوبی باشد. در این زمینه رسانه‌های جمعی می‌توانند نقش موثری را ایفا کنند.


مکری در پایان، درباره شایع‌ترین مواد روانگردان اظهار کرد: در همه دنیا پرمصرف‌ترین ماده مخدر، حشیش است، اما شیشه و کراک بیشترین آسیب را به فرد معتاد می‌زند.



«اظهارات افراد خارج از دبیرخانه ستاد، مندرج در سایت الزاماً به معنای موضع رسمی ستاد مبارزه با موادمخدر نمی باشد.»

منبع خبر: ایسنا


انواع مواد مخدر
در سال ۷۴ زمان خدمت با مواد آشنا شدم
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/02 چاپ اين صفحه
در سال ۷۴ زمان خدمت با مواد آشنا شدم و در آن زمان تریاک و مشروب می خوردم تا سال ۸۳ ۸۴ که شد فقط تریاک در هر روز اول سال ۸۵ بود که به کنگره آمدم




به نام خدا

سلام ، بزرگترین سلام ها رو با گرماي  هر چه بیشتر خدمت شما دوستان عزیزم دارم امروز می خوام با فردی که سال ها در اعتیاد و تاریکی های آن بوده مصاحبه ای انجام دهیم که من هم اميدوارم که هم کمکی باشد برای دوستانم و هم از آن لذت ببرند

۱.آقا مهدی یه شرح مختصری از زمانی که شروع به مصرف کردی تا زمانی که به کنگره آمدی به ما بده؟

در سال ۷۴ زمان خدمت با مواد آشنا شدم و در آن زمان تریاک و مشروب می خوردم تا سال ۸۳ ۸۴ که شد فقط تریاک در هر روز اول سال ۸۵ بود که به کنگره آمدم

۲.اصلا برای چی در کنگره ماندگار شدید یا بهتر اینکه چه چیزی در اینجا شما را مجذوب خودش کرد؟

۴۰روز خماری کشیدم چون تو ترک بودم که در کنگره به من گفتند باید دوباره مصرف کنی من هم خیلی خوشحال شدم و ماندگار شدم

۳.طرز تفکرت در آن روزهای اولیه در مورد کنگره چی بود؟

برام جالب بود چون همه در مورد حسشون میگفتند و یکی ديگه هم مشارکتی بود که همه در جلسه می کردند و همه صادقانه همه چیز رو می گفتند

۴.در طول سفرت با چه مشکلاتی مواجه شدی ؟

من در زمان مصرف همسایه های مغازه ام برایم مشکل شده بودند چون قبلا با آنها مصرف می کردم اما در زمان سفر دیگه نمیشد و وقتی آنها می آمدند..... در کنار این یه کم مشکلات مالی نیز داشتم ولی با تفکری که کنگره به من یاد داده بود حلش میکردم

۵.روزی که رها شدی چه حسی داشتی ؟

حس پرواز یه پرنده رو داشتم و اینکه مثل یه پرنده از زمین جدا شدم

۶.الان بعد از گذشت ۳ سال و ۸ ماه از رهائیت چه حسی نسبت به تریاک دارید؟

الان بعد این مدت زمان حس بدی به تریاک ندارم چون به عنوان یه دارو در کنگره استفاده می شه

۷.راستی در طول سفر اول  چقدر خماری کشیدید؟

در سه روز اول هر پله یه چیزایی بود ولی نمیشه اسمشو خماری گذاشت

۸.حالا نظرت بعد از این چند سال نسبت به کنگره ۶۰ چی هستش ؟

تنها راهی که می تونه یه انسان مصرف کننده رو با هر مصرفی به در مان برسونه کنگره ی ۶۰ هست و به نظر من تو دنیا هیچ کس و هیچ چیز نیست که بتونه جلوی اعتیاد بایسته.

۹. راستی آقا مهدی این وادی هایی که در کنگره هستند چه کار می کنند؟

وادی یعنی راه ،یعنی آبادی یعنی یه چیزی که راه رو به آدم نشان می دهد که می تونه مشکلات سفر اول ودوم رو کاملا حل بکنه حتی توی زندگی من بعد از این چند سال هنوز مورد استفاده است.

۱۰.از دوستای مصرف کننده ی قدیم چه خبر ؟

چند نفر اومدن کنگره و چند نفر هم هنوز مصرف کننده هستند و رابطمون همون رابطه هستش ولی صحبتی که می کنیم صحبت مواد نیست

۱۱.کنگره به جز درمان اعتیاد چه چیزه دیگری برای شما داشته؟

من دنبال نشئگی هستم چون کنگره این رو به من میده و حتی یه چیزایی بهتر از مواد رو در اینجا به ما میدن در اینجا انرژی مثبتی وجود داره که هر کس اونو بگیره دیگه کنگره رو ولش نمی کنه.

۱۲.الان دقیقا چند روز از رهائیت میگذره و با توجه به راهنما بودنت آیا کسی رو به رهائی رسوندی؟

۳سال و ۷ ماه و ۲۸ روزه که رها شدم و ۶ نفر هم به رهائی رسوندم

۱۳. آقا یه کم هم از ورزشی که در کنگره کردید و مقام هائی که اوردید بگوئید؟

شاید ۵۰٪ درمان من ورزش بود (تیر و کمان) که خیلی تاثیر مثبتی برای من داشته است و مقام هام از سال ۸۶ در جام عقاب طلائی ۵ تا مقام آوردم  در سال ۸۷ در ۴ رشته ی مختلف مقام آوردم و در سال ۸۸ در سه رشته مقام آوردم و چون به خاطر کارم نتونستم برم دیگه فقط توی تیر و کمان ماندم

۱۴.می گن کسانی که موندن در کنگره یه مثلث رو برای خودشون درست کردن (کار-زندگی-کنگره)در موردش صحبت میکنید؟

باید این تعادل بر قرار بشه و من سعی کردم برای زندگی و کارم بیشتر بزارم وموثر هم بوده و فکر می کنم برای کنگره کم گذاشتم و شاید نتونستم یه مثلث متساوی الاضلاع رو برای خودم درست کنم ولی سعی میکنم که درستش کنم.

۱۵.اینایی که گفتید تعادل رو به هم نمیزنه؟
 وقتی من در خانه هستم اینارو یادشون میارم و مصرف کننده بودنم را به من بیشتر حق میدن که به سمت کنگره بیام و اگر وقت اضافه هم داشته باشم یا در کنگره ام یا در خونه

۱۶.آیا میشه جهانبینی را کامل اجرا کرد و با اون زندگی کرد؟

اگر شخص همسفرش اومده باشه و از اطلاعات کنگره اطلاع داشته باشه بله میشه

۱۷.در اخر چیزی هست که در قالب یه جمله بخوای بگی ؟

درخت هرچی داره از ریشه اش داره و ریشه ی ما توی کنگره است

۱۸.خوب حالا من چند تا کلمه میگم و شما هم نظرت رو درباره اون با یه کلمه بگو؟

مهندس حسین دژاکام===ناجی                               خانم آنی===نمی دونم

خدا===دوسش دارم                                               خوش تیپی===لازمه

۲۰۶===بهترین                                                       مرزبانی===جنگیدن

حال خوب===ارزو                                                 

راهنما===خدمت                                                    شربت OT ===درمان

کنگره ۶۰===بهترین                                                 دردسر===لازمه

حیدرزاده===پدر


انواع مواد مخدر
وادی چهارم
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/02 چاپ اين صفحه
در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن .

وادی چهارم

در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن ، یعنی سلب مسئولیت از خویشتن .

در اين وادي ما با مطالب پر اهميت و سرنوشت سازي مواجه مي شويم، چون قدر مسلم برداشت و نگرش ما از نيروي مافوق يا نيروي نظام دهنده كل هستي يا خداوند ويا هرچه ما تصور مي كنيم درست و ناصواب بوده است . به دليل آنكه اگر ما آن نيرو را مي شناختيم هرگز اينگونه رفتار نمي كرديم و زندگي خود را با اعتياد به طرف نابودي سوق نمي داديم .

اكنون كه مي خواهيم اين نيروي مافوق را بشناسيم و به آن متكي باشيم بهتر و شايسته است شناختي واقعي به آن پيدا نمائيم چون ما اكثراً انسانهاي افراطي بوده ايم و بدون تفكر و اغلب احساسي يك مسئله را مردود ميدانيم و چشم بسته آنرا رد مي كنيم و يا احساسي و چشم بسته آنرا مي پذيريم و اين مسئله هميشه براي ما مشكل ايجاد مي نمايد .

اين نيروي مافوق و نظام دهنده هستي آنقدر عظيم و بزرگ است كه اكثراً ما آنرا در خود احساس ميكنيم و براي شناخت بهتر آن بايستي اول نگاهي به درون خود بياندازيم . چون اگر روزي بتوانيم خود را بشناسيم بدون ترديد آن نيرو را خواهيم شناخت آنگاه ما ديگر نميتوانيم انساني مثل دوران اعتياد خود باشيم . بنابراين دراين وادي سعي خواهيم كرد خودمان يا انسان را تا حدودي بشكافيم .

شكافتن هسته انسان

هسته دو معني دارد : يكي هسته خود جسم و دوم هسته خارجي كه همان بقايائي است كه از جسم خاكي بصورت انرژي درمي آيد و به راه و مكانهاي تعيين شده سفر مي كند . ما اگر در بعد جسمي به درون خود بنگريم و تمامي آنرا خوب از لحاظ امور علمي بشكافيم ، بدون مانع مي توانيم به مركزيت آن كه انرژي هستي است توجه كنيم . مگر در صورتي كه فقط دنبال مال ويا مقام و يا مواد باشيــم ( يا نشئه و يا خمار و هميشه خراب ) و اين اصلاً با تفكر انسان واقعي سازگار نيست .

درصورت دوم ، يعني توجه به انرژي ها ، هر آنچه باقي مي ماند به جهانهاي ديگر پي خواهيم برد و به كمك عقل خواهيم توانست به مجهولات بعد جسمي خود و به هسته خارج از جسم پي ببريم .

در خارج از جسم ، ديگر يك جهان نيست بلكه با فكر خويش ميتوانيم همه جهان ها را كماكان از نظر خود بگذرانيـم و اين واقعــه بــراي ديدگان مطيعِ نيروي مافوق به عينه اتفاق ميافتد .

ساير مخلوقات از اين موهبت چندان بهره اي نمي برند و هر انساني براي دست يافتن به اين مراحل بايستي لطف الهي همراهش باشد و بايد تزكيه و پاكسازي را از خود آغاز نمايد واين عمل ساده نيست.

هستي در جهانهاي مختلف به قدري متنوع است كه به تصور در نميايد به همين علت دور از باورهاست . ما هنوز ذره اي از آن را لمس ننموده ايم . بنابراين در اين وادي ما سعي ميكنيم به شناخت خويش و خويش خويشتن بپردازيم . براي شناخت انسان ، اجزاء و يا سيستمهائي را مشاهده ميكنيم كه براي ما قابل رؤيت هستند و به آنها صور آشكار انسان ميگوئيم و از اصطلاحات زير استفاده ميكنيـم .

صور آشكار انسان = جسم = شهر = درون = كالبد اول

اجزاء صور آشكار انسان :

اگر بخواهيم چند نمونه را بگوئيم عبارتند از : مغز ، قلب ، كليه ، دست و پا و پنج حس ظاهر كه كوچكترين هسته تشكيل آنها سلول ميباشد يا هزاران سيستمهاي پيچيده كه ما حتي از درك بعضي از آنها عاجز ميباشيم .

بعضي از سيستمهاي آشكار جسم دراثر استفاده از مواد مخدر و يا الكل از كا ر ميافتند و يا منهدم مي شوند مانند سيستم ضد درد بدن انسان و سيستمهاي توليد كننده مواد شبه افيوني . تا كنون از نظر علمي مشخص شده كه در بدن انسان بطور طبيعي 12 ماده شبه افيوني توليد مي شود مثل : خانواده اندروفين ها و انكفالين ها . نظر باينكه تحقيقات و مطالعات علـمي در كتب مختلف وجود دارد به شرح آن نمي پردازيم و موضوع را روي سيستمهاي پنهان يا هسته خارج از جسم ادامه ميدهيم .

صور پنهان انسان = روان = وجود = برون = كالبد دوم

همانگونه كه جسم انسان يا كالبد اول از اجزاء اصلي و اساسي مختلفي تشكيل گرديده است در صور پنهان هم مسئله به همين صورت مي باشد اين اجزاء عبارتند از : نفس ، حس خارج از جسم ، عقل ، روح ، جسم مجازي ، آرشيو … در اين مرحله ما فعلاً به تعريف نفس مي پردازيم و سعي مي كنيم مفهومي از آن را ارائه دهيم .

نفس :

قسمت اصلي يا اساسي در يك موجود مي باشد كه تعيين موجوديت ميكند در ظاهر و در باطن . اين نفس خواسته هائي دارد كه شامل كليه خواسته هاي معقول و غيرمعقول انسان است ويا خواسته هاي معقول و غيرمعقول جسم و روح انسان ( روح به معناي عاميانه ) ميباشد . موقعي كه هرموجود خواسته هايش به مرحله تعادل و ميانه رسيد وارد مرحله انساني مي شود . بعبارت ديگر يك حيوان خواسته هائي دارد كه غريزي وحيواني است و از مفهـوم تعقــل مثل يك انسان برخوردار نيســت .

وقتي كه به مرحله انساني پا گذاشت خود ، مختار است كه انتخاب نمايد يا فسق و فجور را انتخاب مي كند و يا تقوي و ارزشها را . كليه انسانها بايستي مراحل ضد ارزشها را به گونه هاي مختلف تجربه نمايند به عبارتي تمامي انسانها در دوزخ قرار ميگيرند و بايستي از آن خارج شوند.

اولين مرحله اي كه يك انسان در وادي انساني تجربه ميكند نفسي است كه به خواسته هاي غيرمعقول خود مي پردازد و هيچ نگران كارهاي ضـد ارزشي كه انجام ميدهد نيست . بعبارتي كار خلاف انجام مي دهد و از خلاف خود خوشحال است . به اين مرحله از نفس ، نفس اغوا كننده يا فريب دهنده يا وادار كننده و يا نفس اماره ميگويند . امكان دارد انسان در اين مرحله آنقدر غرق شود كه خدا ميداند و بس . تا روزي متوجه عمل زشت خود بشود و سرش به سنگ بخورد تا متوجه شود هر عملي كه انجام مي دهد در نظام هستي بايستي پاسخگوي آن باشد .

اين جهان كوه است و فعل ما ندا
باز آيد اين نداهــا را صــدا

كسي كه در مرحله نفس اماره است دروغ ميگويد و ناراحت نيست . مال مردم را بالا ميكشد و ناراحت نيست . حق و حقوق خود وخانواده و فرزند و همسر و همه را زير پا لگد مال ميكند و نگران نيست . آدم ميكشد عين خيالش نيست . انواع جنايتها را ميكند و به خيال خودش خيلي زرنگ است . اين شخص قطعاً خودش را درون دوزخ زنداني كرده است . به عبارت ديگر جهنمي را براي خودش ميسازد و همه روزه ، در همين دنيا در آنست . كسي هم كه مواد مخدر استفاده ميكند و به مرحله اعتياد پيشرفته ميرسد او هم بــه گونه اي ديگر دوزخي براي خودش درست كرده است . اصولاً دوزخ امري جاري و براي هر فرد در جريان است . هم در اين جهان و هـم در جهان هاي ديگر ادامه دار ميباشد و براي دوستاني كه در اين مرحله قرار ميگيرند هيچ كس جهت ترك اعتياد آنها كاري نميتواند انجام دهد مگر اينكه از اين مرحله خارج شوند يعني ترك مرحله نفس امر كننده .

مرحله نفس سرزنش كننده :

در اين مرحله كه شخص از نفس واداركننده يا دستور دهنده يا اماره خارج شد وارد نفس سرزنش كننده ويا لوامه ميشود . در اين مرحله انسان، كارخلاف انجام ميدهد ولي خودش را سرزنش ميكند و پشيمان ميشود.

اكثر دوستاني كه دراينجا جمع شده ايم خوشبختانه وارد اين مرحله از نفس شده ايم . چون از مصرف مواد مخدر و كار غير معقولي كه انجام ميدهيم پشيمان هستيم و آماده ايم كه خود را اصلاح نمائيم و از ضد ارزشها كه يكي از آنها اعتياد است فاصله بگيريم .

ورود به اين مرحله سكوي پرتابي است بطرف تكامل و انساني معقول شدن و كار معقول انجام دادن . اميدواريم بتوانيم از اين مرحله عبور كنيم و هرخواسته اي كه غير معقول است از تفكر، انديشه ، عمل و برنامه زندگي خود حذف نمائيم .

مرحله نفس مطمئنه :

نفسي كه كاملاً قابل اطمينـان است . در اين مرحلــه ، انسـان هيــچ كــارغيرمعقولي انجام نميدهد نه در ظاهر و نه در باطن . براي مثال منظور از باطن اين است كه اگر در خواب هم مواد مخدر ديد كه كاملا در اختيارش قرار دارد مصرف نميكند . اين آخرين مرحله تكامل نفس ميباشد و اگر هر كدام از ما بتوانيم به اين مرحله از نفس پا بگذاريم حساب خود را با مواد مخدر براي هميشه حل كرده ايم .

البته ما قادر نخواهيم بود كه چون مواد مخدر را قطع كرده ايم وارد اين مرحله شويم بلكه بايستي درتمام سطح زندگي از كارهاي غير معقولِ خود دست برداريم . آنوقت مي توانيم وارد بهشت نيروي مافوق گرديم . نيروي مافوق بهشت هاي گوناگوني دارد ولي فقط گروهي كه به نفس مطمئنه پا گذاشتند حق دارند وارد بهشتِ خاصِ او شوند . در اين مرحله هيچكس به انسان سخن لغو و بيهوده نمي گويد به عبارتي ما كارهاي بيهوده و غيرمعقول و ضد ارزش انجام نخواهيم داد بنابراين هيچكس نميگويد بالاي چشمت ابروست و هميشه آسوده خاطر خواهيم بود وهمه جز سلام و عليك با ما خرده حسابي ندارند و اين مسئله در هر دو جهان صادق است .

“ در اين مرحله انسان كانالي ميشود براي اجراي فرامين نيروي مافوق ” نتيجه اي كه ازاين وادي ميگيريم اين است : درتمام مراحل ما سعي و كوششِ لازم را براي رسيدن به اهداف به انجام ميرسانيم و نيروي مافوق ما را ياري و هدايت خواهد نمود . به عبارتي از ما حركت و از خدا بركت . اين نكته را ميدانيم كه فردي كه در مرحله نفس دستور دهنده يا لوامه قرار دارد و مرتب به فرامين و دستورات غيرمعقول و ضدارزش نفسِ خود عمل ميكند و خواسته هاي او را به اجرا ميگذارد اگر صبح تا شب هم دعا كند كه خداوند نواقص او را برطرف كند درست مثل اينست كه راهنماي اتومبيـل خودرا براي گــردش بــه

راست روشن ميكند ولي به سمت چپ مي پيچد در حقيقت با اين عمل سر خود را شيره مي مالد و مسئوليت خودرا بر گردن نيروي مافوق مي اندازد و صبح تا شب هم طلبكار است كه چرا نيروي مافوق مسائل اورا حل نميكند ؟ درصورتيكه ما ميدانيم ، نيروي مافوق به انسان اختيار داده و مسئوليت عبور از مرحله نفس اماره را بعهده انسان گذاشته تا طي طريق نمايد تا به آرامي به فرمان عقل نزديك شود .

اگر ما مرتب دلمان بخواهد بطرف ضدارزش ها برويم ولي از نيروي مافوق بخواهيم همه مسائل مارا در جهت ارزشها حل كند و حاضر نباشيم هيچ قدمي براي رسيدن به ارزش ها برداريم ، كورخوانده ايم واين فقط يك ترفند است كه با اين حركت مسئوليتي را كه به ما اعطاء شده ميخواهيم به خودِ نيروي مافوق برگردانيم .

اين قانون پذيرش مسئوليت و واگذاركردن اختيار به انسان درتمام مراحل زندگي انسان و تمام مراحل تكامل نفس مثل اماره ، لوامه ، مطمئنه نيز صادق ميباشد . بنابراين ميگوئيم در مسائل حياتي مسئوليت دادن به خداوند يعني سلب مسئوليت از خود ميباشد و در اين مقوله تكليف معلوم نيست كه چه كسي بايد به فرمان عقل برسد . آدمي يا الهي ! براستي منظور نيروي مافوق كه خود فرمانرواي مطلق است از فرستادن ما به پائين ترين نقطه خلقت ، غير از اين است كه بايستي انسان خودش با داشتن اختيار و پذيرش مسئوليت به بالاترين نقطه تكامل برسد ؟ البته اين را نيز ميدانيم كه هروقت نيروي مافوق را صدا بزنيم مارا ياري و هدايت خواهد نمود مشروط بر اين كه ما نيز در جهت خواستِ مثبتِ خود قدمي برداريم . به سخن ديگر فرض كنيم در يك لحظه سيم ما به نيرويِ مافوق وصل شود . شايسته است كه براي حفظ اين اتصال به طرف مبداء سيم حركت كنيم و طبيعي است اگر درجهت خلاف مبداء حركت كنيم سيم پاره خواهد شد . (البته نيروي مافوق از رگ گردن هم به ما نزديكتر است و اين موضوع فقط به عنوان يك مثال گفته شد )


نويسنده : مهندس حسين دژاكام

انواع مواد مخدر
الساحة الرابعة
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/02 چاپ اين صفحه
في القضایا الحیویّة إنتساب المسئولیة للرب ، یعني التخلّي عن مسئولیة النفس .

الساحة الرابعة

في القضایا الحیویّة إنتساب المسئولیة للرب ، یعني التخلّي عن مسئولیة النفس .

في هذه الساحة نواجه موضوعات مصیرّیة و حاسمة ، لأنهُ من المئوکّد استنباطاتنا و وجهاة نظرنا عن القدرة المتفوّقة أو القدرة المنظّمة للکون أو الرب إما أيٍ نتصوّرهُ و نسمّیه کان غیر صحیح و غیر معقول.و الدلیل علی ذلک أنهُ إن کنّا نعرف هذه القدرة المتفوّقة أبداٌ ما کانت تصرّفاتنا هذه و ما کنّا نُدهور حیاتنا بالإدمان.
الان الذي نرید معرفة هذه القدرة المتفوّقة و نتّکي علیها من الأفضل نحصل معرفة واقعیّة لأنه عادتاٌ کنّا متطرّفین و غیر کفوئین و غالباٌ بالحسّاسیّة أيّ کانت مرفوضة نُغمّض و نرفض و في القبول نفس التصرّف و هذا الحال تجلب لنا المشکلة.

هذه القدرة المتفوّقة و المنظّمة للکون عظیمة و کبیرة للحد الذي الکثیر منّا نشعُر وجودها في ذاتنا و لمعرفتها الأحسن یجب اولاً نلقي نظرة لباطن أنفسنا لأنّهُ اذا یوماً تمکنّا معرفة أنفسنا من دون شّکّ سنعرف تلک القدرة اَنذاک لنّ نتمکّن نکون إنساناً مُدمناً کما کُنّا ، علی هذا في هذه الساحة و لحدٍما نسعی صَرف أنفسنا أو الإنسان .

إختراق نُوّاة الإنسان
النُوة لها معنیین : الأولی النُوة الجسمیّة و الثانیة النُوة الخارجیّة من نفایات الجسد الترابي و التي تبقی و تتحوّل بشکل طاقة و تلزم سبیلها و تسافر الی اماکن معیّنه من قبل . إن نظرنا في باطننا من المعنی الجسمي نظرة شاملة و علمیّة  ،  نکشف و نُصرّف جمیع مکوّناتها . من دون أيّ ستر و حجاب بمقدورنا إمعان المرکزیّة لها و التي هي من الطاقة الکونیّة .إلا إذا کُنّا حریصین للمال أو الکرسي أو المواد(مُنشّع أو کئیب و دائما مهدوم)و هذه الحالات لا تلائم التفکیر الإنساني الواقعي.

في الحالة الثانیة ، یعني الإمعان للطاقات ، کُلّ ما یبقی یذهب الی عوالم أخری و بمساعدة العقل سنتمکّن إدراک غوامض الجسم و الوصول الی النُوّة الخارجیّة .

في خارج الجسم ، لا یوجد عالمُ واحد إنّما قادرین بتفکیرنا اجتیاز جمیع العوالم کما هو بأنظرنا و هذه الواقعة للأبصار المطیعه للقدرة المتفوّقة في ذاته یحصل.
باقي المخلوقات لا ینالوا هذه الموهبة و أيّ إنسان للنیل بهذه الموهبة یجب یُرافقه فضلُ إلاهي و یجب علیه یبدأ النزاهه و التزکیة من نفسه و هذا العمل لیس بسیط .

الکون في شتّی العوالم مختلفة لحدٍ و خارجة عن الخیال لهذا السبب بالذات بعیدة عن القبول و التصدیق. نحن للان لم نصل لذرّة منها لذلک في هذه الساحة نسعی معرفة النفس و ذات النفس . لمعرفة الإنسان نشاهد مکوّنات و أنظمة مرئبة و نسمّیها الصور الواضحة و نستعمل مصطلحات کالاتي .

الصور الواضحة للآنسان = الجسم=المدینة=الباطن=الجسد الأول .
مُکوّنات الصور الواضحة للإنسان :
لو أردنا ذکر نماذج هي کالاتي : الدماغ ، القلب ، الکلیتین ، الید ، الرجل ، أو الحواس الظاهریّة و التي الجزء الأقل منها الخلیّة و الاف الأنظمة المعقّدة و عاجزین من إدراکها .
البعض من الأنظمة الظاهریّة للجسم تتعطّل عن العمل جرّاء تعاطي المخدّرات أو الکحول إما تنهدم مثل نظام مکافحة الألم و أنظمة إفرازات ما تشابه إفراز الأفیونیّات الطبیعیّة في الجسم ، للان من الناحیة العلمیّة تبیّن في الجسم تفرز إثنتی عشرة إفرازة مختلفة مثل : الأندروفینات و الأنکفالینات و نظراٌ الی الإستطلاعات و الدراسات العلمیّة الموجودة في الکتب لا نطیل الکلام و نتحوّل الی الأنظمة الخفیّة أو النوّاة خارج الجسم .
الصور الخفیّة للإنسان = النفس = الوجود = الخارج = الجسد الثاني
مثل ما جسم الإنسان أو الجسد الأول یتکوّن من أجزاء أصلیّة و أساسیّة في الصور الخفیّة کذ لک یوجد أجزاء و أقسام کالاتي النفس ، الإحساس الخارجي من الجسم ، العقل، الروح ،الإضبارة .... في هذه المرحلة نحن حالاُ نُعرّف النفس و نسعی تقدیم مفهومٍ منه .


النفس :
یُکوّن الجزء الأصلي أو الأساسي في الموجود و التي یُحدّد کینونیّته في الظاهر و الباطن . هذه النفس لها متطلّبات و التي تشمل المتطلّبات المعقولة و الغیر معقولة لجسم و روح الإنسان ( الروح بالمعنی الشعبي ). حینما المتطلّبات عند أي موجود تَصِل مرحلة متعادلة و موزونة تدخل المرحلة الإنسانیّة . بتعبیر اخر الحیوان لها متطلّبات بالطبع غریزیّة و حیوانیّة و بعیدة عن التعقّل البشري .

حّینما دخلت النفس المرحلة الإنسانیّة ، لها الخیار کي تختار الرجس و الفسق أو التقوی و الإیجابیّات علی جمیع الناس تجربة السلبیّات بطرق مختلفة و بقول اخر جمیع الناس یقعون في الجحیم و علیهم الخروج منها .

المرحلة الاولی التي یجربها الإنسان في الساحة الإنسانیة هي مرحلة و التي یجیب لمتطلّباتها الغیر معقولة و لا یقلق من أي عمل سلبي ینجزه . بتعبیرٍ یرتکب مخالفة و هو الفرحان. هذه المرحلة من النفس تسمّی النفس المغویة أو النفس الحیّالة أو الأمّارة . من الممکن الإنسان یغرق فیها و یعیش في غمراتها و فقط من علم الله بأن متی و في یوم ینتبه لقبیح عمله و یندم و یتوّجه لمسئولیته في الإجابة لتصرّفا ته .

الذي یعیش في مرحلة النفس الأمارة یکذب و مرتاح ، ینهب اموال الناس و مرتاح،یُبذّر حق النفس و حق عیاله و أطفاله و لا یقلق . یقتل و لا یبالي . یرتکب انواع الجرائم و یتخیّل في نفسه شاطرللغایة . من الموئکد مثل هذا الشخص سُجِن نفسه في جحیم . بکلام اخر شَیّدَ لنفسه جحیماٌ في هذه الدنیا و یقضي فیه حیاته الیومیه.و الذي یستعمل المواد المخدّرة و یصل مرحلة الإدمان المتقّدم بنوعٍ اخر شیّد لنفسه جحیماٌ . في الواقع الجحیم موضوعٌ في الجریان لکل فرد في الإستمرار.في عالمنا هذا، أیضا باقي العوالم،و لمثل هؤلاء الأصدقاء الذین یصلون هذه المرحلة لیس بمقدور أحد المساعدة لترک الإدمان إلا أن یخرجون من هذه المرحلة و تلک هي الخروج من مرحلة النفس الأمارة.


مرحلة النفس اللوّامةفي هذه المرحلة و التي الشخص من النفس المجبرة أو الامرة أو الأمّارة قد خرج و دخل مرحلة النفس الملّمة أو اللوّامة في هذه المرحلة الإنسان یرتکب المخالفة لکن یُلم نفسه و یندم .
الأغلبیّة من الزملاءوإیانا المجتمعین هنا من هذه المرحلة . لأنّهُ نادمین من إستعمال المواد المخدّرة و إرتکاب الأعمال الغیر معقولة و مستعدّین إصلاح أنفسنا و البرائة من السلبیّات التي إحداهن الإدمان.
الدخول لهذه المرحلة قاعدة إطلاق للکمال و التحوّل لإنسانٍ معقول و التصرّفات العقلاني .نتمنّی قوّة التجاوز من هذه المرحلة و شطب أيّ طلب غیر معقول من الفکر، التعقّل،العمل و منهاج حیاتنا.


مرحلة النفس المطمئنّة :
النفس التي صالحة للإطمئنان . في هذه المرحلة الإنسان لا یرتکب أيّ عمل غیر معقول لا في الظاهر و لا في الباطن،من المثال : الغرض من الباطن هو إذا في المنام و الحلم واجه المواد المخدّرة موفوره في متناول یده لایقتربها و لا یستعملها. هذه هي نهایة مرحلة الکمال و الرشد من النفس و إن أيّ أحد منا تمکن اجتیاز هذه المرحلة من النفس قد صَفّی حساباته مع المخدّرات.

طبعاٌ لیس بمقدورنا بمجرّد التوقّف عن الإدمان،الورود الی هذه المرحلة إنّما یجب في جمیع مستوی الحیاة إجتناب السلبیّات و اللاعقلانیّة.
اَنذاک قادرین دخول جنّة القدرة المتفوّفة .القدرة المتفوّقة تملک جنّات عدیدة لکن الذین تمکّنوا الوصول للنفس المطمئنة مسموحین دخول جنّته الخاصّه . في هذه المرحلة لا یوجد أحد یُکلّم الإنسان باللغو و العبث . بتعبیر اخر نحن لا نتعامل بالعبث و الغیر معقول و نجتنب السلبیّات ، علی هذا لیس یمکن لأحد المعارضة و دائما حیاتنا في رغد و الکل یبادل التحیّة و لهذه المرحلة مصداقیّة  في الثقلین .

" في هذه المرحلة الإنسلن یتحوّل الی أداة لتطبیق أوامر القدرة المتفوّقة " النتیجة من هذه الساحة : في جمیع المقاطع نبذل الجهد الازم و نسعی لنیل الأهداف و القدرة المتفوّقه تساندنا و تهدینا. بکلامٍ الحرکة من عندنا و البرکة من الله.نعلم هذه الملاحظة بأن الشخص الذي في مرحلة النفس الأمارة أو النفس اللوامة و دائما یطیع و یطبّق التعلیمات الاّ معقولة و السلبیات للنفس و یطیع طلبیِات نفسه ،إن یدعوا لله لیلا نهارا لفرج کربه و قضاء حوائجه ، یمثّل السائق الذي یُضئی الإشارة للإستدار یمینا و یُفرمل یسارا في الحقیقة بهذه التصرّفات ُیتیّه نفسه و ینوي التخلّی عن مسئولیّاته و یحاول انتقال التزاماته للقدرةالمتفوّقة و لیلا نهارا هو الطالب للفرج بواسطة القدرة المتفوّقة؟ .في حال نعلم أنه القدرة المتفوّقة وهبت الإنسان الإختیار، و مسئولیّة تجاوز مراحل النفس من الأمارة في عاتق الإنسان کي یُکمّل الطریق للإقتراب من حکم العقل رویداً رویدا.

اذا دائماً نشتهي و نمیل جانب السلبّیات، لکن نطلب من هذه القدرة المتفوّقة کشف الکرب و الفلاح و حصول الإیجابیّات من دون أيّ حرکة و جهد ،هذه منبعثة من جهلنا ، و حیلةً فقط ، التي بهذه الطریقة نحاول استرجاع المسئولیّة التي وُهبت لنا من القدرة المتفوّقة و هي موهبة الإختیار .

قانون إجابة المسئولیّة و إفادة الإختیار للإنسان في جمیع شئون الحیاة و جمیع مراحل النفس ، الأمارة و اللوّامة و المطمئنّة أیضا شاملة علی هذا نقول في القضایا الحیویّة إنتساب المسئولیّة الی الرب یعني رفع المسئولیّة عن النفس و في هذا المقال الواجب مجهول أنّهُ من الذي یجب علیه الخضوع لحکم العقل ، الإنسان أم الرب ! في الحقیقة ما الغرض من القدرة المتفوّقة الذي هو الاَمر، من بعثتنا لأرذل الخلق ، عدا الذي یجب علی الإنسان بنفسه مع موهبة الإختیار و قبول المسئولیّة الفوز لأرفع درجات الکمال؟و بالطبع نعلم هذا أیضا أنه في أيّ حین ُننادي القدرة المتفوّقة تجیبنا و تهدینا و تساعدنا علی شرط أن نشاء و نسعی للإیجابیّات . بکلام اخر لنفرض تیّارنا إتصل تیّار القدرة المتفوّقة ، الجدیر لحفظ الإتصال یجب الحرکة جانب المبدأ و من الطبیعي إن إتجهنا تجاه العکس ، السلک ینقطع ( بالطبع القدرة المتفوّقة أقرب إلینا من حبل الورید و السلک هذا کان للمثال فقط).

      
     


انواع مواد مخدر
بنابر آمار رسمی حدود 2 میلیون معتاد به مواد مخدر در کشور وجود دارد!
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/02 چاپ اين صفحه
بنابر آمار رسمی حدود 2 میلیون معتاد به مواد مخدر در کشور وجود دارد و از جمعیت 70 میلیونی ایران، 10 میلیون نفر به طور مستقیم با معضل اعتیاد دست به گریبان هستند



به گزارش سرویس اجتماعی برنا، احمد شجاعی در اولین روز دوره آموزشی آشنایی با مواد مخدر و روش‌های تشخیص آن، افزود: از آنجا که داروهای خیابانی به صورت ناخالص تهیه می شود و همواره حاوی مواد افزودنی بسیار است با رواج مصرف این گونه مواد بالاخص در فرم تزریقی، شاهد افزایش مرگ و میر ناشی از سوء‌مصرف آنها هستیم به طوری‌که در سال گذشته بیش از سه هزار نفر جان خود را در اثر مصرف مواد مخدر از دست داده‌اند.

رییس سازمان پزشکی قانونی کشور در ادامه افزود: معضل اعتیاد به عنوان یکی از چهار آسیب اجتماعی مطرح در جامعه، حلقه رابط بین 3 معضل دیگر یعنی فقر، بیکاری و طلاق است.

وی خاطرنشان کرد: بنابر آمار رسمی حدود 2 میلیون معتاد به مواد مخدر در کشور وجود دارد و از جمعیت 70 میلیونی ایران، 10 میلیون نفر به طور مستقیم با معضل اعتیاد دست به گریبان هستند.

افزایش ارتکاب جرایم خشونت‌بار با مصرف روان‌گردان‌ها

رییس سازمان پزشکی قانونی کشور با اشاره به ورود مواد مخدر صنعتی به کشور یادآور شد: در 5 سال اخیر با ورود مواد مخدر صنعتی، الگوی مصرف مواد نیز در جامعه تغییر کرده است به طوری‌که از مصرف مواد سنتی مانند تریاک، شیره و حشیش به مصرف مواد صنعتی مانند هروئین، کراک و شیشه و طریقه مصرف از تدخین و خوراکی به تزریقی گرایش پیدا کرده است.

وی یکی از چالش‌های پیش روی دستگاه قضایی را مسئله روان گردان‌ها دانست و گفت: روان گردان‌ها به مواد شیمیایی گفته می‌شود که بر روی عملکرد مغز اثر گذاشته و منجر به تغییرات رفتاری، شناختی، خلقی و همچنین درجه هوشیاری در فرد مصرف‌کننده می‌شود.

شجاعی افزود: از جمله مواد روان‌گردان سنتی مورد استفاده حشیش یا کانابیس است ولی با ورود مواد روان‌گردان جدید در چند دهه اخیر در دنیا این دسته از ترکیبات شدیداً مورد سوء مصرف قرار گرفته‌اند.

به گفته وی سوء مصرف مواد توهم‌زا مانند اکستازی، LSD، فن سیکلیرید و در راس آنها آمفتامین‌ها سونامی سوء‌مصرف مواد روان‌گردان را تداعی می‌کند.

رییس سازمان پزشکی قانونی کشور با اشاره به افزایش ارتکاب جرایم خشونت‌بار در زمان مصرف روان‌گردان‌ها، خاطرنشان کرد: یکی از معضلات سیستم قضایی در برخورد با روان‌گردان ها، افزایش ارتکاب جرایم خشونت‌بار بالاخص قتل در زمان مصرف این مواد است.

شجاعی گفت: از آنجائیکه استفاده از این مواد باعث ایجاد اختلالات رفتاری از قبیل پرخاشگری، رفتارهای تهاجمی، عدم درک زمان و مکان و اختلالات شناختی در افراد می‌شود، همواره احتمال بروز حوادث و جرایم در زمان مصرف این مواد مطرح است. به همین دلیل قضات و محاکم همواره با این سوال مواجه هستند که آیا متهم در حین ارتکاب جرم تحت تاثیر این مواد بوده است یا خیر؟

داروهای ماهواره‌ای از چالش‌های پیش روی درمان اعتیاد


وی بحث درمان اعتیاد را معضل دیگر دستگاه قضایی در حوزه مواد مخدر دانست و اظهار داشت: درمان اعتیاد از دیرباز یکی از دغدغه‌های سیستم بهداشتی درمانی کشور و همچنین خانواده‌های افراد معتاد بوده است به طوری‌که خانواده‌ها برای نجات و درمان همسر و فرزندان خود دست به هر اقدامی می‌زنند.


رییس سازمان پزشکی قانونی یادآور شد: این موضوع خود زمینه‌ساز پیدایش انواع روش‌های درمانی شده است. از طرف دیگر ارائه داروهای خیابانی درمان اعتیاد خود به نوعی صنعت زیرزمینی تبدیل شده است که متاسفانه روز به روز شاهد گسترش آن هستیم.


شجاعی با تاکید بر اینکه استفاده از مواد اعتیادآور در ترکیب داروهای خیابانی و داروهای ماهواره‌ای از چالش‌های پیش روی دست اندرکاران مبارزه با مواد مخدر است افزود: انواع داروهای ماهواره‌ای و یا داورهایی که در برخی از عطاری‌ها به عنوان داروی گیاهی ارایه از جمله درمان‌های غیراستانداردی است که در بررسی‌های به عمل آمده مشخص شده دارای ترکیبات اعتیادآور و حتی روان‌گردان هستند.


وی در پایان با توجه به اهمیت بحث درمان اعتیاد لزوم سامان‌دهی و نظارت بیشتر دستگاه‌های متولی امر و در راس آنها ستاد مبارزه با مواد مخدر را در این زمینه ضروری دانست.


به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل سازمان پزشکی قانونی کشور، گفتنی است در این دوره آموزشی مدیران کل ادارات پزشکی قانونی سراسر کشور،‌ یک پزشک از مراکز قطب‌های آموزشی، روسای پزشکی قانونی شهرستان های تابعه استان تهران و جمعی از قضات قوه قضاییه حضور دارند.

منبع  : برنا نیوز


انواع مواد مخدر
ویلیام وایت
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/02 چاپ اين صفحه
ویلیام وایت: من در سال 1947 از پدر و مادری که در زمان خدمتشان در ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم آشنا شده بودند، متولد شدم. پدرم کارگر ساختمان، و مادرم پرستار بود







مصاحبه "نشريه اعتياد" با آقاي ويليام  وايت


 


سوال: از گذشته  خودتان قبل از ورود به مقوله اعتیاد برایمان بگویید.

ویلیام  وایت: من در سال 1947 از پدر و مادری که در زمان خدمتشان در ارتش آمریکا در جنگ جهانی دوم آشنا شده بودند، متولد شدم. پدرم کارگر ساختمان، و مادرم پرستار بود. خانواده ای بزرگ با بیش از 20 خواهر وبرادر تنی و ناتنی که در جامعه کوچک روستایی در "ایلینویز" صمیمانه در کنار هم زندگی می کردند. پدر و مادرم به تحصیل اهمیت زیادی می دادند، چرا که هر دو از خانواده هایی می آمدند که شرایط زندگیشان، آنها را از تحصیل محروم کرده بودند. بسیار خوش شانس بودم که توانستم از مدرسه علوم انسانی کوچکی در "ایلینویز" به نام کالج "یورِکا" بورس تحصیلی دریافت کنم. در آنجا بود که در من عشق به آموختن شکل گرفت و به روانشناسی، جامعه شناسی و تاریخ علاقمند شدم. تأثیرات همین سالهای اولیه تحصیل در من بود که بعدها جنبه های مختلف زندگی حرفه ایم را شکل داد: گرایشم برای خدمت به مردم که ملهم از خانواده ام و رئیس جمهور جوان و پرجذبه وقت جان کندی بود؛ تعهد عمیقم به تحول اجتماعی که مولود جنبش حقوق مدنی آمریکا بود؛ وهمچنین عشق به نوشتن. زمانی که زندگی حرفه ایم آغاز شد، احساس می کردم که دوران نوجوانیم درون یک پیله گذشته است و حالا با گذشت بیش از چهار دهه از فعالیت حرفه ای همچنان در حال خارج شدن از آن پیله و شکستن مرزها هستم.

آشنایی با حوزه اعتیاد

سوال: شما مقوله اعتیاد را پیدا کردید یا اعتیاد شما را؟

ویلیام وایت: من از آن دسته افرادی هستم که در اواخر دهه ی 1960 در آمریکا از دل تجربیات شخصی یا خانوادگیم وارد مقوله درمان شدند. این پیش زمینه علاقه ی اولیه ی من به موضوع را شکل داد، اما تجربیات بعدیم باعث تعهد دائم به این حیطه شد.

سوال: ممکن است مثالی از این تجربیات برایمان بزنید؟

ویلیام  وایت: اولین بار در این رابطه، در سال 1967 در دپارتمان سلامت روان ایالت  ایلینویز استخدام شدم. در آن دوره، که قرار بود مدت بستری شدن بیماران کوتاه شود و سریع تر از بیمارستان مرخص شوند، یکی از وظایفم این بود که به اتاقهای افراد بستری در بیمارستانهای روانی سالخوردگان در ایالت سر بزنم و امکان قرار گرفتن الکلی ها و معتادان در موقعیت های جامعه را بررسی کنم. آن ملاقاتها فرصتی تلخ بود تا شاهد چگونگی مراقبت از معتادان، سالها قبل از ظهور درمانهای جمعی باشم. واکنش من به موقعیت اسفبار آن موسسات انجام مصاحبه و انتقاد در مورد مسایلی مثل: نمودارها و مدارک  قدیمی دال بر بستری شدن های طولانی مدت، عوارض عجیب و در بعضی موارد تقریبا کشنده پروسه ترک مواد، عقیم نمودن اجباری افراد، شوک درمانی، جراحی مغز برای درمان بیماری روانی و خفت و خواری های بی پایان مواد مخدر بود. حال بعد از گذشت چهل سال هنوز به خوبی آن دست بند ها و پا بندهای چرمی، حوضچه های آب درمانی، اتاقهای فوق العاده شلوغ ، بوی ادرار و داروی پارالدیهاید و حس ناامیدی مطلقی که در آن موسسات جاری بود را به یاد می آورم. اگر چند سال دیرتر وارد این عرصه شده بودم، هیچگاه نمیتوانستم شرایط وخیمی که قبل از درمان مدرن اعتیاد وجود داشت را درک کنم.

سوال: چه روشهای درمانی در آن دوران در سطح جامعه وجود داشت؟

ویلیام  وایت: در آن دوران روشهای ابتدایی برای درمان اعتیاد به الکل وانجمن های درمانی و متادون درمانی وجود داشت، اما هیچ روش درمانی مشخص و دقیقی در بیشتر انجمن های آمریکا وجود نداشت. در شهر هایی که من کار می کردم به دلیل وجود قوانینی مبنی بر عدم پذیرش الکلی ها در بیمارستان ها حتی نمی توانستم معتادان الکلی را برای درمان مشکلات وخیمشان در بیمارستان های محلی مخصوص بیماران روانی بستری کنم. تنها مراجع ذیصلاح در مورد معتادان به الکل و مواد مخدر در آن زمان سیستم قضات جنایی بود و بسیاری از فعالیت های اولیه من در آن دوران در بازداشتگاه ها و زندانهای ایالتی انجام می گرفت. تنها جایی که در آن زمان معتادان بیشتر شهرها را با آغوش باز می پذیرفت و مکان امنی برای معتادان محسوب می شد، انجمن الکلی های گمنام بود.

سوال: آیا از کارهای اولیه تان در آن دوران نمونه ای سراغ دارید؟

ویلیام وایت : اولین چیزی که به ذهنم می رسد راجع به مردی است الکلی که او را از زندان آزاد کردم و به انجمن الکلی های  گمنام بردم و روزانه به او و خانواده اش کمک می کردم و پیشرفت و بهبودی او هم برای چند ماه با توجه به مدت و شدت اعتیادش بسیار خوب بود. اما او به دلیل اینکه نتوانسته بود برای خانواده اش به مناسبت کریسمس هدیه ای تهیه کند، باز به مشروب پناه برد. کمی بعد او را به جرم بدمستی دستگیر کردند و او در همان سلولی که اولین بار وی را دیدم، خود را دار زد. امثال این خودکشی ها در آن زمان رایج بود. هنگامی که جسد او و پس از آن خانواده اش را دیدم، غرق در حس بیهودگی و رنج از فقر منابع برای کمک به او شدم. هیچ پزشک آموزش دیده ای در زمینه اعتیاد، داروی درمانی، برنامه درمانی یا مشاور آموزش دیده ای در مورد اعتیاد وجود نداشت. من از اینکه آن مرد باید به دلیل چنین شرایط ناراحت کننده ای در نا امیدی بمیرد، فوق العاده خشمگین بودم. فکر می کنم از آن روز بود که تصمیم گرفتم عمر خود را وقف فعالیت در این زمینه کنم.


سوال: از اولین نتایج آن تصمیم و تعهد، فعالیت های شما برای کمک به بنیاد سلامت “چسنات" (Chestnut) بود. آن اتفاق چگونه رخ داد؟

Streetwork 1971
 

ویلیام  وایت: من فعالیت خود را از خیابان ها شروع کرده ام و درابتدای دهه 1970 به عنوان سازمان دهنده دپارتمان ایالتی سلامت روان و مرکز محلی سلامت روان فعالیت کرده ام. تجربیاتی که در زمان فعالیت های خیابانی ام در زندان ها و اتاقهای اورژانس بیمارستان ها کسب کردم، مرا در مورد طراحی و سازمان دادن این خدمات یاری داد. این ها باعث به وجود آمدن یکی از هزاران مراکز محلی مشاوره الکلی ها شد که این روزها فراوانند.  در اوایل دهه 1970 میلادی بود که تحول قوانین موجب اختصاص یافتن بودجه دولتی توسط ایالت ها به امر طراحی، ساخت، تحقیق و اجرای روش های درمان اعتیاد شد. در سال 1972 مرکز مشاوره ما بعد از 3 سال فعالیت، بودجه لازم برای تاسیس اولین مرکز درمان را دریافت کرد. از طرف موسسه لایت هاوس ( که بعد ها نامش به چسنات تغییر یافت) از من به عنوان مشاور دعوت به عمل آمد و در عرض چند ماه به سمت مدیر بالینی منصوب شدم و باید اضافه کنم که در آن سالها بالا رفتن مقام به معنی تاب آوردن شرایط و ریزش های هیات مدیره بود تا انتخاب از روی شایستگی افراد.

سوال: شما گفته اید که سوء استفاده از افراد در دوره نقاهت   و بهبودی ، داستان ناگفته ای در دوره ابتدایی  درمان اعتیاد مدرن است.

ویلیام  وایت: نقش افرادی که در دوران نقاهت بوده اند در به وجود آمدن و حفظ  این حوزه قبل از آن که روش درمانی جدیدی به وجود بیاید، غیر قابل انکار است. در دهه 1960 و 1970،  دستورالعمل چندانی در مورد نحوه انتخاب، هدایت، آموزش و نظارت بر افرادی که دوره نقاهتشان را گذراندند و چگونگی استخدام آنها با توجه به روش های درمانی جدید وجود نداشت. کسانی که استخدام می شدند، پول ناچیزی دریافت می کردند و ندانسته ساعات طولانی کار می کردند و هنگامی که در مقابل فشار وارده از پای در می آمدند،  اخراج می شدند. حتی کسانی که از این وضع جان سالم به در می بردند، در مقابل جریان تخصص گرایی از دور خارج می شدند. در این مورد ما به قدر کفایت قدردان فداکاری ها و مشارکت های آن نسل از کارگران نبوده ایم.
سوال: فلسفه درمان بالینی در اوایل دهه 1970 را چگونه توصیف می کنید؟

Lighthouse 1973
 
ویلیام  وایت: در آن زمان، مدلهای درمانی پیشرفته کمی وجود داشت. هنگامی که  لایت هاوس درهای خود را گشود، ما از دو جریان رایج منشعب شدیم. مثل هزاران نفر دیگر از مرکز درمانی هزلدن(Hazelden)  در "مینه سوتا" دیدن کردیم و "دن اندرسن"، "گوردی گریم" و "هری سویفت"  سخاوتمندانه تمام مطالب در مورد روشهای بکار گرفته شده در مدل درمان مینه سوتا را در اختیار مان گذاردند. از طرف دیگر هم مسئولان مرکز گیت وی هاوس (GatewayHouse) شیکاگو، به عنوان نسل دوم مراکز درمانی، ما را در جریان جزئیات فعالیت های درمانی شان قرار دادند. لازم است بگویم که در آن زمان دو حوزه در زمینه اعتیاد وجود داشت. یکی اعتیاد به الکل و دیگری اعتیاد به مواد مخدر. چالش اصلی در لایت هاوس آن بود که ماهیت و نحوه درمان برای الکلی ها و معتادان به مواد مخدر یکسان بود. دکتر دان اتنبرگ در بیمارستان "ایگلویل" در پنسیلوانیا نیز دیدگاه مشابهی داشت و به ما کمک های فراوانی نمود. طرفداری ما از یکپارچه کردن این دو حوزه از اعتیاد در آن زمان انتقادهای زیادی به دنبال داشت.

 
سالهای فعالیت در شیکاگو و واشنگتن دی سیسوال:  در سال 1975 تصمیم گرفتید که به دانشگاه برگردید، چه چیز باعث این تصمیم شد؟
 ویلیام  وایت: همه ما در زندگی به جایی می رسیم که مجبور به ارزیابی مجدد حیطه فعالیت مان می شویم. من در سال 1975 به این نقطه رسیدم و تصمیم گرفتم که بجای ترک این عرصه، بطور عمیقتری به آن بپردازم و پیامد آن دو تصمیم بعدیم بود. اولین تصمیم، ثبت نام در یک برنامه تحقیقات اعتیاد بود(در آن زمان برنامه های معدودی از این دست در آمریکا وجود داشت). موفق شدم در یک دوره فوق لیسانس تحقیقات اعتیاد در کالج گدارد (Goddard) به راهنمایی دکتر اد. سینی(Ed Senay) شرکت کنم. دکتر سینی یکی از پایه گذاران مرکز " مطالعات سوء مصرف مواد مخدر " در ایلینویز و استاد دپارتمان روانشناسی دانشگاه شیکاگو بود و بلوغ فعالیت حرفه ای من به واسطه راهنمایی های او شکل گرفت. دومین تصمیم من آن بود که دانش تجربی خود را از طریق روشهای درمانی مختلف در فرهنگ های مختلف و توسط افراد مختلف افزایش دهم، بنا بر این به  شیکاگو رفتم و در " کمیسیون مواد مخدر پر خطر " در ایلینویز فعالیت نمودم. همکاری با آن مرکز باعث درک بنیان های درمان در یک ایالت بزرگتر و افزایش دانش و توانایی من در سیاست گذاری، تحقیقات و آموزشهایم شد. فعالیتم در " کمیسیون مواد مخدر پر خطر باعث شد که به عضویت در موسسه ملی سوء مصرف مواد مخدر ( NIDA) در ایم. سمت من در آنجا قائم مقام اجرایی در بخش مرکزی آموزش بود. سپس، به واشنگتن منتقل شدم و در آن جا بود که به عنوان مربی ملی شناخته شدم.
 
سوال:  شما به دفعات از نبود ارتباط بین سیاست ها و برنامه گذاری ها و واقعیت های درمان اعتیاد و بهبودی (مراقبت پس از درمان) سخن گفته اید. آیا این نتیجه مشاهدات شما در شیکاگو و واشینگتن دی سی است؟
ویلیام  وایت : بله. هدف من از فعالیت در شیکاگو  و واشنگتن دی سی، یادگیری روش کار در مراکز اعتیاد ایالتی و فدرال بود. در مسیرم به افراد فوق العاده مستعدی در این ارگان ها بر خورد کرده ام، حال آنکه بین این نهاد ها و واقعیت های  اعتیاد و درمان آن سنخیتی وجود نداشت. در آن زمان بود که  فهمیدم کل می تواند از مجموع اجزای آن کمتر باشد. مهارتهای اجرایی و تخصصی فردی  کسانی که در این آژانس های ایالتی و فدرال کار می کردند، فوق العاده بود، اما هنگامی که این مهارتها با یکدیگر ادغام میشدند، منجر به ایجاد آژانسهایی می شد که جز درک سطحی از اعتیاد، درمان و بهبودی چیزی نداشتند. سالها بعد به کسانی پیوستم که خواستار بالا بردن سطح آگاهی  این ارگان ها بودند و واقعا میخواستند به سیستمهای بهبودی گرا تبدیل شوند.
 
سوال:  فعالیت شما در سیستم آموزشی ملی NIDA ( موسسه ملی سوء مصرف مواد مخدر) فرصت همکاری با مشاوران پیشرو در این حوزه در سراسر آمریکا را در اختیار تان گذارد. از این تجربه چه چیزی دستگیرتان شد؟
ویلیام وایت: این اولین باری بود که به جای یک برنامه یا مرکز خاص در حیطه وسیع تری خدمت می کردم و به تنوع و گستردگی نحوه اجرای برنامه های درمانی در آمریکا پی می بردم. با توجه به ایده های رایجی که در این مسافرتها شنیده بودم، شروع به تعریف حیطه نمودم. از خود می پرسیدم " داستان این شخص یا این منطقه چه چیزی در مورد روند گسترش درمان اعتیاد به من می گوید؟" فعالیت در NIDA  و NIAAA  در آن سالها برایم تجربه شگفت انگیزی بود و در مورد گسترش نیروی کار و مدیریت،  از بزرگانی چون دکتر "رانی میچل" و "جورج زینل"، مطالب زیادی آموختم. تجربه ایفای نقش به عنوان بخشی از تلاش برای استخدام افراد، آموزش و حرفه ای نمودن آنها برای مراکز درمانی آمریکا، تجربه هیجان انگیزی بود. بالا بردن مهارتم در ارائه مطلب در طول این دوره مرا در سخنرانی های دوره ایم در دو دهه بعدی یاری داد.


درمان در دهه ی 1980

سوال : در سال 1982 شما به ایلینویز برگشتید تا یک برنامه درمان اعتیاد بیمارستانی را سرپرستی کنید. وضعیت درمان در آن سالها را چگونه توصیف می کنید؟
ویلیام وایت: این یک حرکت آگاهانه از سوی من برای تقویت مهارت هایم در مدیریت بالینی بود، و آن زمان فرصت بسیار مناسبی برای انجام این کار بود. اوایل دهه ی 1980 روزهای بالندگی درمان اعتیاد بود؛ رفع بدنامی از معتادان، توقف برخورد با معتادان مانند جانیان و برخورد پزشکی با سوء مصرف الکل و مواد مخدر در آمریکا. این رویداد نقطه اوج بهبودی (مراقبت پس از درمان) به عنوان یک پدیده فرهنگی بود، زمانیکه در آمریکا، در دوره مراقبت به سر بردن خالی از لطف نبود. استانداردهای رسمی برای درمان اعتیاد و سیستم جدید اعطای گواهینامه به مشاوران در دهه 1970، این موضوع را قانونی نموده بود. برنامه های دوازده مرحله ای و انواع مشابه آن به سرعت در حال رشد بودند. حتی بانوی اول آمریکا (خانم بتی فورد) هم از رهاییش از الکل و برخی مواد دیگر برای عموم مردم سخن گفت. روزهای فوق العاده ای بود. در سطح بالینی، دوران نوآوری های بزرگ بود. افزایش مهارت در تشخیص های بالینی، توسعه برنامه های مخصوص زنان و نوجوانان، و افزایش برنامه های مربوط به خانواده تنها چند نمونه از آن نوآوری هاست. در عین حال در سطحی بالاتر، دست هایی در کار بود که ممکن بود دست به اقداماتی علیه این عرصه بزنند. در حالی که در دهه ی 1980 درمان به شکل بی نظیری به جایگاه اصلی خود رسید، این دوره زمان تجاری شدن آن نیز بود. برنامه های درمانی خصوصی و بیمارستانی رشد کردند و تمام بودجه ی مختصری را که صنعت بیمه به این موضوع اختصاص داده بود، بلعیدند. در این شرایط، الکلی ها و معتادان افرادی بودند که باید برای منافع مالی درو می شدند. سوءاستفاده ها در صنعت درمان رفته رفته باعث تحلیل رفتن محاسن آن و شکل گیری سیستمی سلطه جو از مراقبت شد که منجر به شکست بسیاری از برنامه های درمانی گشت و چهره ی درمان اعتیاد را در آمریکا از اساس تغییر داد. تصویری که هنوز از بابت این سوءاستفاده ها ترمیم نشده است.
 
موسسه لایت هاوس و کتابهای اولیه

سوال : چه چیز باعث شد که در سال 1986 به سیستم سلامت "چسنات" باز گردید و موسسه لایت هاوس را پایه گذاری نمایید؟


 Training 1988

 ویلیام وایت: در سال 1986 در بیمارستانی که مشغول فعالیت بودم تلاش فراوانی کردم که یک دپارتمان پزشکی رفتاری دارای بخشهای تحقیقاتی و آموزشی مستقل، به وجود آورم. در جریان کنفرانسی، ناامیدی خود در رسیدن به آن هدف را با "راس هیگن" در میان گذاشتم. "راس هیگن" را در سال 1974 استخدام کرده بودم و این شخص سیستم سلامت "چسنات" را به سازمانی بسیار فراتر از آنچه من تصور می کردم، تبدیل کرده بود. چند هفته بعد "راس" مرا به چسنات دعوت کرد تا بخش آموزشی تحقیقاتی مورد نظرم را به وجود آورم و من پذیرفتم و اولین عضو موسسه لایت هاوس چسنات شدم. در طی چند سال بعدی، "مارک گادلی"، "سوزان گادلی"، "مایک دنیس"، "کریستی اسکات" و بقیه اعضای قدیمی به موسسه پیوستند. اینها افرادی بودند که نتیجه تحقیقاتشان باعث موقعیت فعلی موسسه "لایت هاوس" شد. همگام با محققان مجرب تر و حرفه ای تری که به ما می پیوستند، روی چند پروژه تحقیقاتی کار می کردم، اما عمده وقتم را به انتقال سیستم های آموزشی و سرویس های مشاوره ای به آمریکای شمالی اختصاص داده بودم.
 
سوال : اولین پروژه تحقیقاتی شما در موسسه "لایت هاوس" بیش از 15 سال به طول انجامید و تاثیر فراوانی در فعالیت حرفه ای شما بجا گذارد. آیا می توانید بخشی از دستاورد هایتان از این پروژه را بازگو نمایید؟

ویلیام وایت : در سال 1986 از من خواسته شد که پروژه SAFE (محیط بدون سوء مصرف مواد)را ارزیابی کنم. پروژه ای نو و ابتکاری که مراکز درمان اعتیاد و موسسات رفاه کودکان در بیش از 20 تشکل در ایالت ایلینویز را بسیج می نمود تا با مادرانی که سابقه سوء مصرف مواد یا اهمال کاری در مورد فرزندانشان را داشتند برخورد نمایند. من به عنوان ارزیاب ارشد تا سال 2002 در این پروژه شرکت داشتم و این باعث شد که بسیاری از دانسته هایم در مورد اعتیاد و مواد مخدر را مورد ارزیابی مجدد قرار دهم. بسیاری از آموزه هایم را مدیون ساعاتی هستم که صرف مصاحبه با زنان در حال درمان و مشاورانشان  کردم. به عنوان مثال، آموزه های سنتی ام باعث این باور شده بود که فکر می کردم میزان انگیزه برای درمان به میزان درد بستگی دارد، یعنی انگیزه درمان زمانی به وجود می آید که میزان رنج از مصرف مواد مخدر از میزان درد در زمان عدم مصرف بیشتر شود. هنگامی که این موضوع را با یکی از اعضای پروژه در میان گذاشتم، او عصبانی پاسخ داد:" بیل، مراجعین من به آخر خط نرسیده اند، آنها در آخر خط زندگی میکنند. آخر خط برای آنها یک چیز عادی است. آنقدر در زندگی درد و رنج دارند که تو حتی نمی توانی تصور کنی. بزرگترین مانع برای دوره بهبودی آنها عدم وجود درد نیست، بلکه نبودن امید است!" این تنها یکی از بیشمار درسهایی بود که از زنان فعال در پروژه SAFE گرفتم. نوشته های بعدی ام درمورد درمان بر اساس جنسیت افراد (مرد یا زن بودنشان)، مشارکت خود فرد و درمان خانواده-محور به شدت تحت تاثیر تجربیاتم در پروژه SAFE بودند.
 

سوال : بعد از نزدیک به 20 سال فعالیت در خط مقدم حوزه اعتیاد، دوره پرباری را به عنوان نویسنده آغاز کردید. آیا این تغییر وضعیت دشوار بود؟
ویلیام وایت: بله دشواربود به این دلیل که هیچ منبعی برای راهنمایی درمورد چگونگی نوشتن و انتشارمطالب وجود نداشت. دستیایابی به جوانب تخصصی ویا حتی اخلاقی در چنین نوشته هایی باید با آزمون و خطا صورت میگرفت، مگر اینکه خوش شانس می بودید و از راهنمایی یک پیشکسوت در این حوزه بهره مند می شدید که آن هم معمولا در نهایت به دیدگاه جامعی نسبت به موضوع ختم نمی شد. هیات تحریریه مجله " انجمن ملی اعتیاد " به تازگی کتابی با عنوان " انتشار علم اعتیاد: راهنمای سرگشتگان" منتشر نموده است. این کتاب ابزار فوق العاده گرانبهایی است که آرزو می کردم زمانی که در دهه 1980 شروع به فعالیت در زمینه نوشتن کردم، وجود می داشت. هر شخصی که به طور جدی به نوشتن در این حوزه مشغول است، باید یک نسخه از این کتاب را برای ارجاع، در اختیار داشته باشد و از آن مرتبا بعنوان راهنما استفاده کند.

 سوال : اندکی پس از اینکه به "چسنات" برگشتید، اولین کتابتان را با عنوان " روابط نامشروع در خانواده سازمانی" نوشتید. چه چیز شما را به نوشتن آن واداشت؟

ویلیام وایت : آن کتاب تجربه ای شخصی برای رفع ابهام بود. من به شکل گیری تعدادی از برنامه های خلاقانه در دهه 1970کمک نموده بودم، اما از طرف دیگر شاهد آن بودم که هنگامی که این برنامه ها توجه فراوان خارجی را جلب نمودند، دچار فروپاشی از درون شدند. تجربیات مشابهی از روند تخریبی سازمانی در زمان همکارییم با بسیاری از برنامه های درمان اعتیاد به عنوان مشاور داشته ام. به نظر می رسید که برنامه های درمان اعتیاد یک تمایل پنهان درونی برای تبدیل شدن به یک سیستم بسته ناسالم داشتند، سیستمی با یک مدیریت کاریزماتیک، افراطی گریهای ایدیولوژیکی، انزوای حرفه ای و اجتماعی، و همچنین سوء استفاده از قدرت که هم به مراجعین و هم به کارکنان صدمه رساند. اولین کتابم را به خاطر روشن کردن این موضوع و شرح روش های جلوگیری و ازبین بردن آن نوشتم. من بخش اعظم این سیستم بسته را به مراکز درمانی و افرادی که در آن کار میکردند، نسبت دادم.

سوال : چه چیز باعث نوشتن کتاب " واقعیات مهم: مسایل اخلاقی در پیشگیری و درمان اعتیاد" شد؟

ویلیام وایت : به دلیل فعالیتم در این حوزه، همواره از من در مورد موقعیتهای دشواری که در طول حیات برنامه های درمانی محلی ممکن است به وجود بیاید، راهنمایی خواسته اند. بسیاری ازاین موسسات درگیر معضلات اخلاقی، کلینکی و مدیریتی بودند. در اوایل دهه 1990، دغدغه اصلی ام رشد نقض اخلاقیات در حوزه اعتیاد بود و همچنین ناکافی و نادرست بودن آموزشهایی که کارکنان موسسات در مورد تصمیم گیری های اخلاقی می دیدند. در دانشگاه درسهایی برای اخلاق وجود داشت. همچنین "لکلر بیزل" و "جیمز رویس" با نوشتن کتاب مقدماتی "اخلاق برای متخصصان اعتیاد" کمک شایان توجهی به این حوزه نموده بودند. اما من احساس می کردم که به یک کتاب جامع و مرجع که بیان کننده مدلهای تصمیم گیری های اخلاقی باشد نیاز داریم؛ کتابی که این مدلها را با توجه به چالشهای اخلاقی واقعی، به منظور آشنا نمودن خواننده با جنبه های اخلاقی حوزه اعتیاد مطرح نماید. کتاب "واقعیات مهم..." در سال 1993 منتشر شد و گمان می کنم که به هدف خود که برانگیختن احساسات اخلاقی وبهبود تصمیم گیری های اخلاقی مشاوران اعتیاد بود، دست یافت. این کتاب، کتابی بود که آرزو داشتم در هنگام ورودم به حوزه اعتیاد در اختیارم می بود. از اینکه می بینم این کتاب به عنوان کتاب درسی در برنامه های تحقیقات اعتیاد تدریس می شود، خوشحالم. شادمانم که محتوای این کتاب برای همه سطوح کارآمد است از تحقیقات بالینی گرفته تا انتشارات تخصصی حوزه اعتیاد.

سوال : چاپ دوم این کتاب حاوی مقدمه ای از "رنه پوپوویتز"است. دلیلتان برای اضافه کردن این مطلب به این کتاب چه بود؟

ویلیام وایت : هنگامی که در اواخر دهه 1980 مشغول کار بر روی چاپ اول کتاب بودم، به نظرم رسید که حوزه درمان، آلوده پول و اطاعت محض و کورکورانه شده است. نگران بودم که آوردن مسایل قانونی در کتاب، سوال:" آیا اخلاقی است؟" را به سوال: "آیا قانونی است؟" تقلیل دهد، در نتیجه در چاپ اول، بحث های قانونی کتاب را محدود کردم. با پخش گسترده چاپ اول به این نتیجه رسیدم که بستر مناسبی برای آوردن و تلفیق مسایل اخلاقی و قانونی در 200موردی که در کتاب آمده، فراهم شده است. مدتی به دنبال همکاری می گشتم که تجربیات وسیعی در مورد مسایل قانونی در حوزه درمان اعتیاد داشته باشد. "رنه پوپوویتز" فرد مطلعی در این مورد بود و نقش شایان توجهی در چاپ دوم کتاب داشت.
 
سوال: شما كتابي هم در باره کنترل بیماری ايدز نوشته ايد، اين پروژه چگونه بوجود آمد؟

ویلیام  وایت: آن پروژه حاصل خدمات آموزشی من در رابطه با اعتیاد بود که به موسسه ایدز شیکاگو ارایه شد  تا ازطرح  کنسرسیوم کنترل بیماری ایدز حمایت نماید. علاقه روز افزون به تكرار اين مدل در جوامع ديگر سبب شد، AFC تصميم بگیرد كتابی براساس مدل خودشان تدوین کند. آنها از من خواستند كه مدیریت آن پروژه را به عهده بگيرم و من بيش از يك سال وقتم را صرف مصاحبه با مردم مبتلا به ايدز و خانواده هايشان و همچنين تعداد زيادي از مسولان کنترل  ايدز در شيكاگو كردم. نتیجه  اين تلاش كتاب" آوای خدمت، آوای نجات:کنترل بیماری ایدز" در شیکاگو بود .كار من بر روي  اين كتاب و كار وسيع تر من با AFC منجر به تلاشهایی جهت ارایه نقطه نظرات شخصی من در مورد جلوگیری ا ز گسترش وشیوع  بیماری ایدز شد. 

كاري عظيم: از پا درآمدن دیو اعتیاد

سوال: شايد شهرت شما به خاطر از پا در آوردن دیو - كار بر روي تاريخچه درمان اعتياد در آمريكا- باشد، اين كار چطور آغاز شد؟
 
Book Signing 1999

ویلیام  وایت: قبل از آنکه به درمان اعتیاد بپردازم یک دهه خدمات مرتبطی انجام داده بودم. از اینکه چنین اطلاعاتی در مورد درمان اعتیاد نداشتم ،احساس سرخوردگی میکردم، بنابرین نسبت به درمانهای اولیه اعتیاد و گروههای حمايت از بهبودي علاقمند شدم. با اين فكر كه مقاله اي در مورد اين تاريخچه براي مسولان كنترل اعتياد بنويسم، در اواسط دهه 1970 تحقیقاتم را در زمینه تاریخچه اعتیاد آغاز کردم. و اين تحقيق تا 20 سال بعد ادامه يافت. هر بار كه فكر ميكردم درك كاملي از اين قضیه پیدا کردم در دوره ناشناخته قبلي گير مي افتادم. اميدوارم تاريخچه هاي ديگري بهتر از آنچه من نوشته ام وجود داشته باشد، اما خيلي خوشحالم كه اولين تاريخچه اين عرصه را با تمام جزئيات نوشته ام و آن را به شيوه اي چاپ كرده ام كه کم درآمدترین کارگران نیز از عهده خرید آن بر می آیند.

سوال:  اين تحقيق بايد براي شما خيلي لذت بخش بوده باشد كه آن همه سال آنرا پيگيري كرده ايد؟

 ویلیام  وایت: اين يكي از عشقهاي حرفه اي زندگي من است.  اولا" هيجاني در كشف تاريخي مخصوصا در تحقيق تاریخی وجود داشت. من به وضوح به خاطر دارم زما نی را که پرده از سندي در آرشيو "كيلي" در مجتمع تاريخي ايالتي "ايلنويز" برداشتم كه در هنوز در بسته بندی اولیه اش بود و چندين دهه قبل به این آرشیومنتقل شده بود. داخل كاغذهاي بسته بندي شده يك جلد كتاب بود كه سرگذشت بيش از 130 پزشك رها شده از دام  اعتياد را مستند ميكرد، آنها به عنوان پزشک متخصص در درمان اعتیاد در موسسه "کیلی" مشغول به کار شدند.
همزمان با شروع نوشتن صفحاتي از اين سند، مي دانستم كه فصلي ناشناخته و مبهم  را در تاريخچه طب اعتياد پيدا كرده ام. اين احساسي شگفت انگيز بود. همچنين فصلهاي جدید زیادی از تاريخ درمان مانند اوج و سقوط "پارک ساید"  (بزرگترين ارائه دهنده خدمات درمان اعتياد در ايالت متحده قبل از سقوطش در 1993) نوشته شد كه فقط ميتوانست از طريق مصاحبه با اشخاص مهم و كليدي به دست آيد. این ماجرا فرصت مصاحبه با بعضي از پيشگامان جديد در مان اعتياد در آمريكا را به من داد. من اطلاعاتی که انها در اختیارم قرار دادند را ارج مینهم، اما پیشرفتهایم همچنین حاصل ملاقاتهای شخصیم با این افراد بود. مصاحبه هايم با كساني مثل "دن آندرسن"، "وينسنت دل"، و "ديويد ديك"، تاثير عميقي بر عملکرد من در رابطه  اين موضوع گذاشت.

سوال: كمك شما در نوشتن تاريخچه درمان و بهبودي در آمريكا توسط اندیشمندان بزرگی تقديس شده است. نقش آنها را چگونه توصيف مي كنيد؟ 

Dr. Ernie Kurtz 2008

ویلیام  وایت: مهمترين اين اساتيد "ارنی کرتز" تاريخ شناس و دانش آموخته هاروارد بوده و هست. من تاريخچه معتبري در مورد  الکلیهای گمنام آمریکا اطلاع داشتم و در اوايل دهه 1990 با او تماس گرفتم واز او خواستم كه چهار فصلي را كه درمورد آن امر خطیریعنی همان  درمان  الکلیهای گمنام آمریکا نوشته بودم، بازبيني نماید. آن تماس ابتدايي تبديل به اندیشه مستمري برای همه كارهاي تاريخي بعدي من شد. او روي اهميت داستان گفتن به روش رويداد نگاري تاكيد كرد و به من نشان داد كه چطور داستان را در قالب متن بگويم و به آن جنبه شخصي بدهم و آن را در مکان خاصی روایت کنم. او به من یاد داد که مستندات هر داستان را ذکر کنم و به دقت میان "حقیقت" و "حدس و گمان" تمایز قائل شوم.


Dr. David Musto 1996
 
او مرا تشویق کرد تا یک داستان را از دیدگاههای مختلف بیان کنم، و به من گفت كه با خواننده ام در تماس باشم- خواننده را مشتاق نگه دارم كه صفحات را ورق بزند و به دنبال ادامه ماجرا باشد. او در مورد مصاحبه هم چيزهاي زيادي به من ياد داد، مخصوصا اينكه چطور از افرادی باحافظه هاي ضعيف و بهم ريخته اطلاعات کسب کنم، او مرا به شبكه بزرگتری از دانشمندان گذشته در زمينه اعتياد وصل كرد. بخش زيادي از آنچه كه من به عنوان يك مورخ درمان و بهبودي به دست آورده ام  را مديون هماندیشی خود با "كرتز" هستم. اساتيد ديگر،الگوها ، و مهمترين مشوقهاي من براي نوشته هاي تاريخيم " ديويد موستو"، "ديويد كرترايت"، "ديويد لويس"، "تام بيبر"، "تام مك گاورن"، "باب دوپنت"،و" گريفيث ادواردز" هستند.
ترجمه:  همسفر مرجان مرادی


سوال: شما به تازگی تاریخ موسسه ای در آمریکا که آنرا "نیو ریکاوری ادوکسی موومنت" (حرکت برای حمایت از بهبودی) نام نهادید، را به رشته تحریر در آوردید. نقش خودتان را در این حرکت چطور ارزیابی می کنید؟
 
 Recovery Advocacy Poster

Early Recovery March

Recovery Advocates in Tokyo 2007
 
ویلیام  وایت:حرکت من از دهه گذشته آغاز شد. من در سال 1997 مصاحبه ای با "بیل مویرز" برای شرکت "پی بی اس" ( شرکت تلوزیونی آمریکایی) تحت عنوان "مویرز در اعتیاد، درست نزدیک خانه شما" انجام دادم. در آن مصاحبه پیش بینی کردم که افراد بهبودیافته و خانواده هایشان در واکنش به ممنوعیت و اعلام جرم مصرف الکل و مواد مخدر در دهه 1980 و1990 در آمریکا، حرکت عظیمی برپا نمایند. ظرف دو سال پس از انجام  آن مصاحبه، سازمانهای جدید حمایت از بهبودی بوجود آمد و بسیاری از موسسات محلی وابسته به سازمان ملی اعتیاد مواد مخدر و الکل، دست بکار انجام فعالیتهای جدیدی برای احیای اصول حمایتی خود شدند. من کوشیدم تا این پیشرفتها را تثبیت و تشویق نمایم. از آنجا که حامیان بهبودی در سال 2001 گرد هم آمدند تا حرکتی ملی براه بیاندازند، من نیز داوطلب سخن گفتن و نوشتن در موسسات NCADD، سیماها و صداهای بهبودی(FAVOR)، موسسه جانسون، و تعدادی از سازمانهای محلی حمایت از بهبودی شدم. مقالات من در مورد حمایت از بهبودی به وبسایت FAVOR ارسال و بتازگی در کتابی به چاپ رسید که عواید حاصل از فروش آن صرف حمایت از این جریان خواهد شد.

سوال: شما چگونه نقش خود را به عنوان اندیشمندی منصف و اندیشمندی طرفدار فلسفه عمل ایفا می کنید؟

ویلیام  وایت: در این جریان، همیشه میان الهامات من در دانش عینیم و نقشم بعنوان یک طرفدار فلسفه عمل تنش وجود داشته است. بی شک من تاریخ نویس با برنامه ای هستم و میترسیدم طرفداریم از فلسفه عمل باعث تخطی از استانداردهای علمی و عینیت گرایی شود، تا آنکه به مقاله ای از "آلوا لوینز مرائلز" برخوردم که نامش "تاریخ نویس در نقش کوراندرا" بود. او چند استراتژی برای تاریخ نویسان طرفدار فلسفه عمل ارایه داده بود: داستانهای گفته و ناگفته را نقل کنید،اطلاعات کذب را شناسایی کنید و آنها را نشان دهید، سوالات مهیج بپرسید، منابع غیر سنتی شواهد تاریخی را بررسی نمایید، داستانهایی به تصویر بکشید که در آن مردم بازیگر باشند نه قربانی، پیچیدگیها و ابهامات را آشکار کنید و کاری کنید که تاریخ برای مردم عادی قابل فهم باشد. مقاله او صریحتر از آنچه فکر میکردم به من فهماند که چطور نقشی را که در نوشته ها و تحقیقات تاریخیم جستجو میکردم، به انجام رسانم. هدفم اینست که از تاریخ برای تغییر زندگی مردم استفاده نمایم و این عرصه حرفه ای را که بخش مهمی از زندگیم بوده، ارتقا دهم. داستانهایی که من از آنها پرده برداشتم، آموزنده و سرگرم کننده بودند، اما علاقه من به آنها ناشی از درسهایی بود که این داستانها در بر داشتند. درسهایی که در تصمیم گیری افراد و نهادها تاثیرگذارند.

سوال: آیا میشود مثالی از یکی از این درسها برایمان بیان کنید؟

Lecture Circuit 2004
 
ویلیام  وایت: مطالعه تاریخ درمان اعتیاد بدون در نظر گرفتن بیماریهایی  که در اثر درمان نادرست معتادان الکلی و مواد مخدر و تحت عنوان کمک به آنها بوجود آمده، کار دشواری است. دو نکته عجیب در تاریخ به چشم میخورد. اول آنکه بسیاری از این مداخلات، زمانی در پوشش علم صورت گرفت. در میان تقاضاهای اخیر مبنی بر درمان مستند (بر اساس شواهد) فکر می کنم این داستان به ما می گوید که باید به دقت و بطور دایمی تعریف کنیم که مقصودمان از مستندات چیست. نکته قابل توجه دیگر اینست که فهم بیماری ناشی از درمان نادرست در زمان حیات شخص، کار بسیار دشواری است. ما میتوانیم مغرورانه به پزشکان قرن 19نگاهی بیاندازیم. آنها برای درمان اعتیاد به مورفین، مقادیر زیادی کوکایین تجویز می کردند. پس ما میتوانیم حق بجانب سوال کنیم" آنها چه فکری میکرده اند؟" اما باید کمی صبر کرد و اندیشید که اقدامات و راهکارهای درمانی ما را پنجاه یا صد سال آینده چطور ارزیابی خواهند کرد؟ تاریخ استاد بزرگ احتیاط و تواضع است.

سوال: اغلب میگویند دوره های تاریخی قابل پیش بینی اند. آیا شما چنین دورانهایی را یافته اید؟ اگر پاسختان مثبت است، ما چه درسی میتوانیم از آنها بیاموزیم؟
ويليام وايت: دوره های تاریخی در روند اعتیاد وجود دارند، که از آنها میتوان درسهایی آموخت. مثلا در دورانهایی که مصرف مواد محرک در میان فرهنگ و  مردم یک کشور بالا بوده است، پس از آن اعتیاد به مواد مخدر،الکل و مواد آرامبخش افزایش یافته است. اگر چنین اصلی صحیح باشد، جریان کنونی استفاده از متامفتامینها در آمریکا، منجر به اعتیاد مواد مخدر در جوامع روستایی خواهد شد، جوامعی که پیش از این، چنین مشکلی را تجربه نکرده بودند. به همین ترتیب، تاریخ به ما میگوید که گزارشهای اولیه علمی (ادعاشده) و بدست آمده از اپیدمی مخدر های جدید، کاملا غیر موثق می باشند، درست مثل گزارشهایی از کشف معجزه آسای درمان اعتیاد. همچنین دوره های یادگیری در سنین مختلف برای مواد مخدر خاص وجود دارد، اما شواهد کمی از میزان یادگیری در سنین مختلف در دست است- یعنی الگویی در دست نیست که نشان دهد سیکل  یک ماده مخدر خاص در چه زمانی افزایش یافته، در چه زمانی پایان گرفته و در چه زمانی مجددا مورد مصرف قرار گرفته است. مطالعه چنین الگوها و دوره هایی ارزشمند است ولی مشکلی که در ارتباط با در نظر گرفتن همه مسایل در این چارچوب خاص وجود دارد، اینست که چنین چارچوبی، چشم ما را به روی الگوهای کاملا جدید می بندد.

سوال: چطور شد که شما به نوشتن تاریخ بهبودی ( مراقبت پس از درمان) در میان قبایل بومی آمریکا پرداختید؟

Don Coyhis 2006

 
ویلیام وایت: آن پروژه وقتی آغاز شد که من برای اولین بار با "دان کویهیز" مدیر موسسه "وایت بیسون"و رهبر جریان "ویلبریتی در بومیان آمریکا" ملاقات کردم. من به "دان" خاطرنشان کردم که در تحقیقاتم در مورد کار عظیم ترک اعتیاد، به شواهدی دست یافتم که نشان می دهد دوره های بهبودی در میان بومیان آمریکا به سال 1730-یعنی 200 سال پیش از تاسیس  موسسه AA وصدها سال پیش از تاسیس موسسه "ریوایوال واشنگتن" بر می گردد. به اعتقاد من این پیشینه تاریخی می توانست به احیای فرهنگی فرایندهایی کمک کند که جوامع سرخپوستی در آمریکای شمالی پیش از این بکار گرفته اند. این جریان او را به تحقیق و نوشتن این تاریخ ترغیب کرد. سپس از من خواست تا در این پروژه همکاری نمایم. در جریان آن تحقیقات، مجبور شدم تا تمام چیزی را که در زمینه اعتیاد در مورد رابطه میان بومیان آمریکایی و الکل در دوران تحصیلم آموخته بودم، بازنگری کنم. کتاب "معضلات الکل در بومیان آمریکا، قصه ناگفته پایداری وبهبودی" به افسانه های بسیاری در مورد الکلهای قوی می پردازد، موادی که مایه شرم وخجالت جوامع سرخپوستی بوده وباعث شده که عوامل و راهکارهای مربوط به معضل الکل در این جوامع به درستی تشخیص داده نشوند.

شاید مهمترین مطلب در مورد این کتاب این باشد که این کتاب به روشهایی می پردازد که با استفاده از آن روسای قبایل سرخپوستی مانع از ورود الکل به فرهنگهای بومیان شده اند. این کتاب، داستانهایی مذهبی تقوا-محوری را بیان می کند که در بردارنده معضلات  مربوط به الکل می باشد. روشی که برای تالیف این کتاب به کار رفته بود- مسولیت ریش سفیدان بومیان آمریکا، استفاده از اطلاعات تاریخی قبایل و شواهد تاریخی مرتبط و تحویل یک نسخه از کتاب به سران مسوول بهبودی (سرخپوست آمریکا)- با تمام چیزی که به عنوان یک نویسنده تاکنون تجربه کرده بودم، متفاوت و بسیار خوشایند بود. خوشحالم که با اختصاص عواید حاصل از فروش آن کتاب به "جریان ویلبریتی بومیان آمریکا" توانستیم رونق بازار محققانی که در پی استثمار جوامع سرخپوستی بودند را بشکنیم، محققانی که سرخپوستان را  به کار بیشتر وا می داشتند، بدون آنکه نتایج حاصل از دسترنجشان نصیبشان شود. 

 سوال: چه پروژه های تاریخی دیگری در دست اقدام دارید؟

ویلیام  وایت: من سه پروژه بلند مدت دارم که باعث می شود نتایج تحقیقاتم در این زمینه به دیگران منتقل شود.. این تحقیقات شامل ستونهای تاریخی من در بخش "مشاوره" و" بهبودی بصورت عملی" (فصلنامه خبری سیماها و صدا) و سری تاریخی عکسهایم در زمینه اعتیاد بود. پروژه تاریخی بهبود بومیان آمریکایی منجر به پی ریزی دو پروژه دیگر گردید. یکی از آن دو پروژه تاریخ بهبودی اعتیاد در جوامع سیاهپوستان آمریکایی و دیگری تاریخ درمان اعتیاد، درمان وبهبود زنان آمریکایی بود، که هر یک به سه تا پنج سال تحقیق و تحریر نیاز دارد. من وهمکارانم هم اکنون دست بکار شدیم تا قسمتهایی از این تاریخ و نتایج حاصل از تحقیقات را از طریق مجلات تجاری در زمینه مشاوره برای اعتیاد منتشر کنیم.

سوال: شما کارهایتان را در کتاب ومجلاتی که همکاران شما مطالعه می کنند، به چاپ رساندید. اما وقت زیادی را نیز به نوشتن در مجلات تجاری درمان اعتیاد، خبرنامه های حمایت از بهبودی و مقالات اختصاص دادید، مقالاتی که در معرض دید عموم قرار گرفت و با اجازه شما در سایتهای اینترنتی متعددی منتشر شد.

Writing Desk 2008
 
ویلیام ال وایت: پرداختن به این مساله از دیدگاه تحقیقاتی برای من حایز اهمیت است. اما من سعی کرده ام به مخاطبان اصلی خود وفادار بمانم، آنها افراد بهبود یافته ، حامیان بهبودی و افرادی هستند که در خط مقدم درمان اعتیاد مشغول به فعالیتند. صحبتهای زیادی در مورد به منصه ظهور رساندن نتایج تحقیقات و نیاز به تعلیم سیاست گذاران و عموم مردم وجود دارد، اما بعضی از افرادی که در تحقیق دستی دارند، کانالهای ارتباطی  خودشان را به همکارانشان محدود میکنند و از نتایج کار یکدیگر باخبرند، اما این محققان با آنانی که قرار است از نتیجه تحقیقاتشان بهره ببرند (معتادان خواستار بهبودی)، در ارتباط نیستند. من فکر میکنم ما قدرت بالقوه کتابهایمان را دست کم میگیریم. من میخواهم از طریق کتابها و مجلات به مخاطبانم دست پیدا کنم. همچنین از اینکه از همکارانم را دعوت میکنم تا در نوشتن برای مردم واقعی با من همکاری کنند، لذت میبرم.

مدیریت بهبودی (مراقبت پس از درمان)

سوال: شما خواسته اید که طرح درمان اعتیاد "بهبودی- محور" (مراقبت پس از درمان) ، مجددا مورد بررسی قرار گیرد، چگونه به این دیدگاه دست یافتید؟

 ویلیام  وایت:من این طرح را مانند روزی مقدس و بیادماندنی دردوران  زندگی ام در دالاس تلقی میکنم. در اواخر دهه 1990، با مردی 94 ساله ای مصاحبه کردم، که 54 سال بود که در موسسه گمنامان الکلی، الکل را  ترک کرده بود. مصاحبه ما در مورد ارتباط اولیه موسسه گمنامان الکلی و خانه های ترک الکل در جنوب غربی آمریکا بود. در وقت استراحت مصاحبه، او در مورد فعالیتهای تحقیقاتیم سوال کرد و من توضیح دادم که مسوول یک انستیتوی تحقیقاتی هستم که با افراد درمان شده مصاحبه میکند. همچنین با اشتیاق خاطر نشان کردم که مطالعاتی انجام داده ایم که وضعیت افراد را طی پنج سال پس از درمانشان بررسی میکند. از احساس غرور من که ناشی از دانشم در زمینه درمان اعتیاد بود، خرسند به نظر میرسید. سپس از من پرسید تحقیقات بعمل آمده، در مورد افرادی نظیر او چه حرفی برای گفتن دارد؟ من در مورد پنجاه و اندی سال هوشیاریش (ترک الکل) فکری کردم و متواضعانه گفتم ما از وجود شما بیخبر بودیم . یعنی تقریبا در مورد افرادی که مدت مدیدی از درمانشان میگذرد، چیزی نمیدانیم. بعدها، مدت زیادی به این سوال فکر کردم و فهمیدم که من و همکارانم بیشتر وقت زندگیمان را صرف مطالعه اعتیاد کرده ایم و در سالهای اخیر به درمان اعتیاد پرداخته ایم، ولی در واقع از افرادی که هم اکنون در سلامت کامل به سر می برند، تقریبا بیخبریم. برای اولین بار فهمیدم که وقت آن رسیده که برای درمان اعتیاد به راه حلی بپردازیم که میلیونها انسان از آن استفاده کرده اند، (راه حلی که افراد درمان شده برای درمان خود ایجاد کردند). از آن زمان بود که موضع نوشته هایم را از قالب آسیب شناسی و مداخله، به قالب بهبودی (مراقبت پس از درمان) تغییر دادم و همزمان مرکزی تاسیس نمودم و به مطالعه وتحقیقات بهبودی- گرا پرداختم. بسیار شادمانم که میبینم همکارانم در انستیتوی "لایت هاوس" و محققانی نظیر "کیت هامپریس"، "الکساندر لودت"، "جان مونگنسترن"، جیم مکی" و بسیاری دیگر که به فرایند بهبودی بلندمدت پرداخته اند، روش بهبودی-گرایی را دنبال میکنند.

سوال:  به نظر ميرسد كه اين به كاري كه شما آنرا مديريت بهبودي ناميده ايد مرتبط باشد. اين كار چطور آغاز شد؟

ویلیام  وایت: در سال 1998 پارلمان ايالتي ايلينويز كار گروهي را به وسيله شركتهاي "فاِيت " و سيستمهاي درماني" ِچسنات" پايه نهاد تا طرح درمان اعتياد را دوباره ارزيابي كند. هدف از اين كار اين بود كه روشهاي موثرتري را براي كساني كه اعتياد هاي سخت و پيچيده اي داشتند و بدون دستيابي به بهبودي ماندگار چندین بار ترک کرده بودند،  پيدا كنند. "مايك بويل" و" راس هگن" از من خواستند تا رهبري اين پروژه را به عهده بگيرم و شروع به كار كنم. سپس ارزیابی دقیقی از آنچه درمان با شیوه امروزی  قادر به دستیابی آن می باشد و آنچه را که شیوه امروزی نمیتواند بدست آورد، را شروع نمودم. پروژه "مديريت بهبود، سلامت رفتاري" (www.bhrm)  بخشي از حركتي عظيم تر براي تغيير درمان اعتياد از يك مدل ثبات جسمي رواني و اجتماعي به مدل مديريت بهبود پايدار شد. من سعي كرده ام از طريق آن پروژه به دو سوال جنجالي پاسخ بدهم:

1) اگر واقعا معتقد بوديم اعتياد يك بيماري مزمن است چطور آن  را درمان مي كرديم ؟ 
2) چطور اعتياد را درمان مي كرديم، اگر متخصصان درماني و مراكز درماني فقط بابت بهبوديهاي  موفقیت آمیز پول دریافت میکردند؟

این کار اولیه، فرصتهايي را فراهم كرد تا با اقدامات رهبراني رويايي مثل تام كرك از اداره " سلامت روان و خدمات اعتياد كانكتيكات " و دكتر "آرتور ايوانز" از اداره سلامت رفتاري فيلادلفيا كه در حال تلاش براي تبديل درمان اعتياد به سيستمهاي مراقبتي  بهبودي گرا هستند، همكاري كنم.

سوال:  اعتياد به عنوان يك بيماري مزمن؟

ویلیام  وایت: انجمن تحقيقاتی خدمات موثري را براي كمك در زمينه درمان انجام ميدهد تا اعتياد را به عنوان يك بيماري مزمن معرفي كند. مقاله  بنيادين 2001 مك ليلان و همكارانش در مجله انجمن دارويي امريكا احتمالا نقطه عطفی تاريخي اين كار ميباشد. علاقه قابل ملاحظه اي در ادامه مدل درماني دقيق كنوني از درگير شدن در يك زنجيره خدماتي پايدارهست كه توجه مردم را در مرحله ابتدايي بروزمشكل جلب ميكند و گذر از آغاز بهبودي به سمت حفظ بهبودي پايدار را تسهيل مينمايد. من و همكارانم در انستيتوي "لايت هاوس" مخصوصا علاقمند به تاثيرات مراقبت پس از درمان، تعليم بهبودي ماندگار، ارتباط محكم با انجمنهاي بهبودي و پرداختن به بهبودیهای  بلند مدت هستيم.

 سوال: يكي از علائق شما نشان دادن چيزيست كه شما آنرا "انواع تجارب بهبودی" ميخوانيد، ميشود آن كار را توضيح دهيد؟

ویلیام  وایت: نقطه اشتراک کار من در زمینه حمایت از بهبودی و کارم در مدیریت بهبودی این نکته است که برای رسیدن به بهبودی طولانی مدت اعتیاد راهکار های زیادی وجود دارد. من اخيرا با "ارني كورتز" در نوشتن رساله اي همكاري كرده ام كه تلاش مي كند آنچه را كه ما درباره چنين مسيرها و شيوه هاي درمان از نقطه نظر تاريخی و علمی ميدانيم، بيان كند. در اين كار، ما تنوع چارچوبهای بهبودی اعم از دینی، روحی، و غیردینی، همچنین محدوده و عمق بهبودی، سبکها و شرایط شروع و تفاوتها در نوع بهبودی و روابط را ترسیم نمودیم.
ما همچنين سعي کردیم به سوالاتي مثل اينكه چه زماني بهبودي  ثابت وماندگار مي شود و آيا تاكنون بهبودي كامل حاصل شده است، پاسخ دهيم.  هدف ما هم خلاصه نمودن دانش كنوني درباره بهبودي مراجعين اعتياد و طرفداران بهبودي بوده است و هم تشويق تحقيقات متمركز بر بهبودي در آينده.

 سوال: شما به تاريخ گمنامان الكلي و ديگر انجمن هاي بهبودي با همکاری متقابل هم علاقمند بوده ايد.

ویلیام  وایت: تاريخ گمنامان الكلي و انجمنهاي پیش از گمنامان الکلی مرا مجذوب كرده است، از دوران هاي بهبودي بوميان امريكايي قرن 18 گرفته تا گروههاي قبلي ديگر مثل باشگاه" ریبون ریفرم" ،انجمنهاي" كيلي" و باشگاه" الکلی ها".
من همچنين با ارني و ليندا كروتز در تهيه ليستي از رشد شاخه هاي فرعي و جايگزين براي گمنامان الكلي همكاري كرده ام. من در تاريخ بين المللي چنين گروههايي، مآخذ بي كم وكاستي از احياي اقدامات درماني ميبينم كه ناشي از تجربه در زمينه اعتياد است. افرادي كه از اعتياد رنج مي برند و اغلب توسط خانواده و اجتماع طرد شده اند، بیش از 250سال است که برای بهبودی، به کمک یکدیگر شتافته اند .این همکاریهای دوجانبه موجب بوجود آمدن گروههایی گردید که از درمان و بهبودی شخصیشان، خط مشهای کار آمدی یافته اند اما تعداد معدودی از این گروهها توانسته اند راهی بیابند و خدمات خود را در قالب یک سازمان ارایه دهند.

سوال:  شما رشد و تقويت گمنامان الكلي را به چه عاملي نسبت ميدهيد؟

ویلیام  وایت: برنامه درمانی گروه گمنامان الکلی خصوصیات بینظیر و منحصر به فردی دارد که به رشد آن كمك كرده است، اما من فكر ميكنم توسعه گمنامان الكلي به عنوان يك سازمان به خاطراقدامات 12 مرحله ای نيست، بلكه به خاطراصول دوازده گانه است. انجمن گمنامان الكلي به سرعت راه حلهايي را براي مسائلي كه به خود-تخريبي گروههاي حمايت از بهبودي گذشته منجر شده بودند، يافت. دوازده اصل گمنامان الكلي، اساس يكي از ساختارهاي سازماني بي نظير و قدرتمند در تاريخ بشر است.

سوال:  فعالیت شما در مدیریت بهبودی (مراقبت پس از درمان) باعث شد تا شما بسیاری از افکار و اصول رایج در درمان اعتیاد را به چالش بکشانید. چه چیز باعث شد که به اخراجهای رسمی بپردازید؟
ویلیام  وایت: برای اولین بار، وقتی من و همکارانم به این موضوع پرداختیم، 18% از افرادی که در ایالات متحده رای درمان اعتیاد مراجعه کرده و پذیرفته می شدند، بطور رسمی اخراج میگردیدند، در واقع اخراج شدن حسن تعبیری است برای "بیرون انداختن". و اینکار عمدتا بخاطر تایید و تشخیص مصرف مواد و الکل صورت میگرفت. بحث ما بر سر این موضوع بوده است که اخراج معتادانی که جهت درمان اعتیاد به AOD(نوعی مخدر) به سیستم درمانی و مراقبت بهداشتی مراجعه میکنند، بی سابقه و غیر منطقی است. در هیچیک از بخشهای درمانی، وقتی شما با علایم بیماری مراجعه کنید و پذیرفته شوید، شما را بیرون نمی اندازند. در بهترین حالت، اینکار موجب می شود سوء تفاهمهای اساسی در نقش اراده در ترک اعتیاد و بهبودی بوجود آید. در بدترین حالت آن، این آخرین اقدام در جهت وخیم تر کردن اوضاع است. اخراجهای رسمی همچنین باعث جنگ بر اساس قوانین قراردادی است، قوانینی که با چشم اندازها و فرایندهای بهبودی یا مسایل امنیتی در زمینه اعتیاد ارتباطی (هرچند اندک) دارند. ما با این روش مخالفت کردیم و بجای آن (اخراج رسمی) ترفندها و روشهای بالینی را ارایه نمودیم. تصورمیکنم اقدام کنونی من گامی است در جهت جبران مافات، جبران بیرون انداختن افرادی که در ابتدای فعالیتم، اخراجشان نمودم.

سوال: شما همچنین مهمترین شعار در زمینه اعتیاد (اقدامات درمانی) را به چالش کشاندید. دلیل شما برای به چالش کشاندن این شعار چه بود؟
ویلیام  وایت: درمان اعتیاد نعمتی است خدادادی برای صدها هزار انسان و خانواده هایشان، اما نقش آن را در فرایند بهبودی و تحت عنوان "اقدامات درمانی" اشتباها به جامعه معرفی کرده اند. من به این شعار معترضم زیرا این شعار درمان را، به اشتباه، یک مقوله مجزا، مستقل و ثابت تلقی میکند که از حیث صفات و ویژگیها ثابت است. این شعار نتوانسته است تمایزی میان سه گروه از افراد قایل شود: افرادی که درمان برایشان بهترین راه حل محسوب میشود، افرادیکه میخواهند مسایل مربوط به AOD را بدون کار تخصصی حل نمایند و یا افرادیکه بر اثر درمان، آسیب دیده اند. شاید مهمترین این اشکالات اینست که این شعار پیامدهای بسیار متنوع و پیچیده درمان اعتیاد را اشتباهی نشان میدهد. و بجای آنکه بر مسولیت و بهبودی معتادین یا افراد تحت درمان متمرکز شود، به متخصصین درمان میپردازد. نوشته های من بهبودی و خانواده-محور و در عین حال از نظر علمی قابل دفاعند. در این نوشته ها من از شعار های دیگری حمایت کرده ام که قدرت انتخاب و مسولیت شخصی افراد را ترغیب میکند. این شعارها استعاره های مهیجی ایجاد کرده است که برخاسته از آداب و رسوم فرهنگی، دینی، پزشکی و معنوی است. میترسم وقتی در مورد دستاورد اندک درمان اغراق کنیم، مانع بزرگی برسر راه بهبودی بلند مدت و ارزش درمان اعتیاد بصورت اجتماعی ایجاد شود.

آینده این حرفه

سوال:  شما درمورد بحران مدیریت در آینده درمان هشدار داده اید. جزییات این بحران را شرح دهید وبگویید برای مقابله با آن چه باید کرد؟

ویلیام  وایت:
ابتدا اجازه میخواهم که بگویم این اولین باری نیست که با یک بحران مواجه میشویم. در اواخر قرن 19 عوامل زیادی موجب شد که شبکه خانه های خمر، پناهگاههای شرابخواری و مراکز درمان اعتیاد که در ایالات متحده رشد یافته بودند، از میان بروند. این عرصه در ابتدای کار از نظر بنیان علمی در مضیقه بود و از سوء استفاده های ایدئولوژیکی، منطقه ای، اخلاقی، اختلافات فرقه ای ، رکود اقتصادی غیرمنتظره و افزایش مجوزهای قانونی در بهبودی اعتیاد رنج میبرد. اما در واقع این عرصه (درمان اعتیاد) بر اثر کهولت سن از میان رفت. پیشگامانی که طی چند دهه، درمان اعتیاد را بنیان نهاده، ارتقا و رشد داده و به ثمر رسانده بودند، نتوانستند با مشکل رشد و ارتقای مدیریتی کنار بیایند. در اوایل قرن بیستم، وقتی تهدیدها دست بدست یکدیگر دادند تا قدرت و  وجود این قلمرو را با خطر مواجه کنند، هیچ نسل مدیدیتی جدیدی برای رویارویی با این چالش آماده نبود. ما نیز هم اکنون (بالقوه) در چنین شرایطی قرار داریم. مدیران با سابقه که در درمان اعتیاد ید طولایی دارند، سیاست گذاران، محققان ، مدیران اجرایی، مدیران بالینی، روانشناسان بالینی، مربیان، ویراستاران مجلات و کارپردازان مجبورند تا دهه آینده این عرصه را رها کنند، زمانیکه مجددا درمان تجربی اعتیاد،  بصورت اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد (در دهه آینده، تلاش و تحقیق برای درمان اعتیاد را باید ازابتدا شروع کرد). ما برای توسعه مدیریتی و برنامه ریزیهای آتی فرصت کمی در اختیار داریم. ما همچنین نیازداریم زیرساختهایی جهت بکارگیری نسل جدیدی از کارکنان فعال در این عرصه ایجاد شود. من با همه همکسوتان خودم بر سر این قضیه مشکل دارم، من معتقدم تا زمانیکه جانشینان خود را شناسایی نکرده و تعلیم نداده ایم و از خود میراث جاودان باقی نگذاشته ایم، نمیتوانیم این عرصه را رها کنیم.

سوال: بزرگترین ترس شما از آینده این عرصه چیست؟

ویلیام  وایت: من و "تام مک گاورن" به تازگی در مورد آینده این عرصه با دقت فراوان پیش بینی کردیم که اکثر افرادی که در مورد آینده این قلمرو پیش بینی میکنند، فقط  خود را مسخره کرده اند. ترس من از آنست که عرصه درمان نابود شود، درحالیکه توهم ناشی از آن باقی بماند. این اتفاق زمانی می افتد که نیروهای قدرتمندتری، مدیریت این عرصه را بدست گیرند و بواسطه ادغام بخش درمان اعتیاد (با بخشهای دیگر) نوعی مرگ را (برای درمان اعتیاد) به ارمغان آورند. نظیر این اتفاق در دهه 1990 در سطح محدودی رخ داد، وقتی که بیمارستانهای درمان اعتیاد رو به زوال رفته و یا با کلینیک های روانپزشکی ادغام شدند. در اینگونه موارد، بیمارستانها خدمات درمانی ارائه میکردند، ولی جنبه های عملی درمان اعتیاد به نوعی از دست رفت. سالها پس از این جریان، وقتی از بسیاری از این مراکز دیدن کردم، تکنولوژی اندکی در درمان اعتیاد یافتم، دانش سطحی از فرایند بهبود در دست بود و در زمینه بهبودی ،هرگز روابطی با جوامع محلی شکل نگرفت. میترسم که چنین اتفاقی در سطح وسیعتری رخ دهد، یعنی درمان اعتیاد با روانپزشکی ادغام شده و به سیستم قضایی بپیوندد، این در حالیست که نپرداختن به درمان اعتیاد به عنوان یک عرصه مجزا و مستقل،  موجبات رنج افراد و خانواده هایشان را فراهم خواهد کرد.

سوال: به نظر شما وجه تمایز عرصه کاملا اختصاصی درمان اعتیاد با دیگر مراکز خدمات اجتماعی و نقش آن در ارتباط با مردم و مسایل مربوط به الکل ودیگر مواد مخدر چیست؟
ویلیام  وایت: این سوال پایه و اساس مشروعیت و سرنوشت فرهنگی این عرصه است. فکر نمیکنم که تنها یک وجه تمایز میان ما و مابقی موسسات خدمات اجتماعی وجود داشته باشد، حتی با در نظر گرفتن همه مباحث داخلی ما، درمان اعتیاد ویژگیهای منحصربفردی  دارد که آنرا اساسا از کار مابقی موسسات خدماتی متمایز میکند. مهمترین این وجوه تمایز اینست که مسایل مرتبط با الکل و دیگر مواد مخدر، مسایل مهمی هستند که نیاز به درمان مستقیم دارد. ما برخلاف متخصصین متحد، به این قضیه اعتقادی نداریم که اعتیاد نمود ظاهری دیگر مشکلات است و زمانیکه مشکلات واقعی حل شوند، مشکل اعتیاد ازبین میرود. ما معتقدیم معضلا ت سخت مربوط به AOD(نوعی مخدر) را وقتی میتوان به بهترین نحو درمان نمود که از کمک افرادی بهره بگیریم که فهم عمیقی از اعتیاد و فرایند بهبودی دارند. ما معتقدیم این معضلات را زمانی میتوان به بهترین نحو درمان نمود که رفتار و روابط ما عاری ازهرگونه  اهانت و تحقیر، و بر پایه عدالت اخلاقی و اصالت هیجان  باشد. ما مدعی هستیم در روند ایجاد و تداوم بهبودی، تکنولوژیهای خاصی در درمان اعتیاد وجود دارد، که در نزد دیگر موسسات و متخصصین یاری رسان موجود نیست. رابطه تاریخی منحصر بفردی میان درمان تخصصی اعتیاد و جوامع محلی کمک رسان در بهبودی در این زمینه داریم. تمامی همت موسسات و متخصصین خدمت رسان بر آن بوده است که پیامدهای ناشی از اعتیاد را جبران نموده و یا با آن به نحو مقتضی روبرو شوند. اما فقط عرصه درمان اعتیاد  است که به این هوس ناگوار  (اعتیاد) میپردازد، میل و اشتیاق ناخوشاندی که منشا اصلی چنین پیامدهایی است.

سوال: مهمترین دستاورد این عرصه از نظر شما چیست؟ویلیام  وایت: زیرساختهای سست این عرصه - زوال مداوم ارگانها و نیروی کار- کار را برای کسی که به دنبال ایجاد میراثی جاودان است، دشوار مینماید. در سالهایی که به عنوان یک مربی در سطح ملی فعالیت کرده ام، برایم مشخص گردید که ظواهر این امر(درمان اعتیاد) مرتبا در حال تغییر است، و اینکه هرگز نتوانسته ام افرادی بیابم که با کمک آنها بتوانیم ، در این عرصه میراثی ماندگار بر جاگذاریم. درست در همین زمان بود که خودم را متعهد به نوشتن (تجارب خود) و یافتن جوانانی کردم که تعهد عمیقی نسبت به این عرصه داشته باشند و اگر من  میتوانستم آنها را تعلیم دهم، آنها میتوانستند راه مرا در آینده ادامه دهند.اگر من  میراثی داشته باشم، میراثم همان نوشته هاست. میراث من اینست که چگونه شخصیت و مهارتهای نسل جدید را در این زمینه به ثمر برسانم تا متخصصین و حامیانی در خط مقدم مبارزه (با اعتیاد) داشته باشیم. احساس میکنم من با اینکار، به عرصه درمان در ایالات متحده، رهاورد تاریخش را اهدا نمودم وآرزو میکنم آن امر خطیر (از پا درآوردن دیو اعتیاد) باعث تهییج  و ایجاد تلاشهای مشابه گردد تا تاریخ کلی درمان در کشورهای مختلف را بدست آوریم. 

سوال: در پایان، چگونه این اشتیاق در طی چهار دهه در شما پایدار ماند؟

ویلیام  وایت: افرادی که در این زمینه فعالیت مداوم داشته و با این روش به درمان قطعی و دایمی اعتیاد رسیده اند را بدقت زیر نظر داشتم و سعی کردم مبنای زندگی حرفه ایم را بر اساس آنچه از آنها آموخته بودم، قرار دهم. من به چهار مورد در زندگی متخصصین کهنه کار پی بردم: مبنا قرار دادن اصولی که به آنها کمک میکرد اهدافشان را بطور مداوم تصحیح کنند، غنی سازی اصول و رسومی که امکان برقراری ارتباط با افرادی را فراهم میکند که ارزشها و دستاوردهای معنوی خود را به اشتراک میگذارند، تعهد نسبت به پیشرفت خود و مراقبت شخصی از خود و خانواده هایشان، و همکاری در فعالیتهای خیرخواهانه (بدون هیچ دستمزد) و خدمت به دیگران. من این استراتژیها را بطور ناقص دنبال کردم، اما گمان میکنم آنها منشا ثبات حرفه ای من هستند. این عرصه ایست که خط مقدم آن بواسطه تجارب تلخش شما را تحت تاثیر قرار میدهد، اما در عین حال، عرصه ایست که شما را به بهترین نحو پاداش میدهد. من هیچ عرصه دیگری را سراغ ندارم که زندگی مردم در آن کاملا تغییر کند. ما به انسانها کمک میکنیم تا خود را در بالاترین سطح ممکن بیابند. بعضی از آنان به دستاوردهای شگرفی دست پیدا میکنند و به همنوعان خود خدمت میکنند. وفق دادن خود با حقیقت و ظرفیت چنین تغییراتی در همه کسانی که به آنان خدمت میکنیم، چاه آبی است گوارا، که خود باید بطور مداوم از آن بنوشیم.

سوال: گذشته از زندگی حرفه ایتان، مابقی اوقات را به چه کارهایی میپردازید؟

ویلیام  وایت: به تفریح های بسیار ساده، عشق به همسر و فرزندانم، کار در باغ شخصیم، پیاده روی طولانی در امتداد درختان سرسبز و سواحل نزدیک به خانه مان در فلوریدا،   مطالعه مستمر و اختصاص زمان به گروههای حمایت از بهبودی (عموم مردم). من بواسطه شغلم، مسافرتهای زیادی کرده ام، ولی مسافرت کاری کمترموجبات  آسایش و تفریح مرا فراهم کرده است. من دارم مسافرتهای حرفه ایم را کمتر میکنم. من و همسرم مشتاقیم به سفرهای تفریحی بیشتری در کشورهای دیگر بپردازیم.

ترجمه و ویراش  خانم الهه صادقی
همکارانی که ما را در ترجمه این متن یاری نمودند: خانم مرجان مرادی و آقای کیهان خجسته

منبع : متون ویلیام وایت


انواع مواد مخدر
قاتل جنایت در میدان کاج تهران در اولین دادگاه رسیدگی به این پرونده گفت: قصد کشتن یزدان را نداشتم آن
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/02 چاپ اين صفحه
قاتل جنایت در میدان کاج تهران در اولین دادگاه رسیدگی به این پرونده گفت: قصد کشتن یزدان را نداشتم آن روز شیشه مصرف کرده بودم از خود بی خود شدم و او را کشتم

 

به گزارش خبرنگار مهر، امروز یکشنبه جلسه رسیدگی به پرونده قتل در سعادت آباد تهران در تالار اجتماعات مجتمع امام خمینی (ره) با حضور اساتید دانشگاه، دانشجویان و قرائت  کیفر خواست توسط قاضی "ذبیح‌ زاده" نماینده دادستان برگزار شد.

 در ابتدای این جلسه نماینده‌ دادستان در قرائت کیفرخواست صادره از سوی دادسرای عمومی و انقلاب تهران گفت: در این پرونده به دلالت گزارش کلانتری 134 شهرک غرب در ساعت 10:20 دقیقه روز 6 آبان ماه سال جاری متهم به نام "یعقوب" معروف به مهدی 31 ساله در میدان کاج خیابان یکم اقدام به مجروح کردن "محمدرضا" کرده است که این شخص پس از انتقال به بیمارستان مدرس جان باخت.

دادستان پرونده افزود: قاتل پس از ایجاد رعب و وحشت در صحنه جرم به وسیله چاقو دستگیر شده و پس از اطلاع بازپرس از وقوع حادثه و شروع تحقیقات مشخص شد که یعقوب با خانمی به نام "سعیده" معروف به کیمیا 32 ساله رابطه داشته و به موجب رای شعبه 1180 دادگاه عمومی جزایی تهران به اتهام جرح عمدی محکوم به زندان شده است که پس از آزادی متوجه شده "سعیده" با مقتول "یزدان" رابطه داشته و در همین راستا تحت تاثیر تحریکات سعیده مرتکب قتل شده است.

وی افزود: در این پرونده متهمان عبارتند از "یعقوب" و"سعیده" که اتهام متهم ردیف اول مباشرت در قتل عمد محمدرضا، اخلال در نظم عمومی و قدرت نمایی به وسیله چاقو و اتهام متهم ردیف دوم نیز معاونت در قتل عمد محمدرضا است.

 نماینده‌ دادستان تهران در این دادگاه اظهار داشت: دادسرا با عنایت به شکایت اولیای دم "پدر و مادر"، گزارش مرجع انتظامی، گزارش پزشکی قانونی، صورت‌ جلسه تیم بررسی صحنه جرم اداره تشخیص هویت، شهادت شهود، اظهارات مطلعان مبنی بر رابطه متهم ردیف دوم با متهم ردیف اول و مرحوم و تحریکات او، کشف آلت قتاله، اقرار صریح متهم ردیف اول، ملاحظه فیلم اقدامات متهم ردیف اول مبنی بر اخلال در نظم عمومی، ‌انکار بلاوجه متهم ردیف دوم و سایر ادله و قرائن موجود در پرونده متهمان را بزهکار دانسته و در مورد هر دو متهم تقاضای کیفر دارد.

والدین مقتول خواستار اشد مجازات قاتل شدند

پس از قرائت کیفرخواست دادستان، پدر و مادر مقتول در جایگاه حضور یافتند و مادر مقتول گفت: من برای قاتل فرزندم تقاضای قصاص در ملاعام را دارم و خواستار مجازات زنی هستم که تمام این حوادث را به عهده او می‌دانم زیرا قاتل با تحریکات این زن در حالی اقدام به قتل فرزند من کرده که اصلا او را نمی شناخته است.

وی افزود: پسرم می‌گفت این زن به او دست خواهری داده و از او خواسته که در دفتر مشاوره املاک به عنوان شریک همکاری کند و آشنایی آنها از اوایل مهر بوده و پسر من در جریان رابطه سعیده و مهدی نبوده است. پسر من زن داشت و مدتها در انگلستان زندگی می‌کرده و حدود یک هفته قبل از این حادثه از همسرش جدا شد.

پدر مقتول نیز اظهار داشت: تقاضای من اشد مجازات متهمان است. با اینکه بچه من دیگر زنده نمی‌شود اما شاید با قصاص قاتل و مجازات متهم دیگر جامعه آگاه شود. در این حادثه بیشتر از همه مردم حاضر در صحنه جرم و پلیس دل ما را شکستند.

پس از اظهارات اولیای دم، قاضی نورالله عزیزمحمدی رئیس شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران ضمن تفهیم مفاد تبصره ماده 129 قانون آیین‌دادرسی کیفری خطاب به متهم با بیان اینکه مراقب اظهارات خود باشید از او خواست در جایگاه مستقر شده و خود را معرفی کند.

به علت ضرب و شتم سعیده مرا به زندان انداخت

متهم در پاسخ به پرسش قاضی که آیا سابقه کیفری داری؟ گفت: سر مسایل مالی و حساب و کتابهایی که با سعیده داشتم او را با مشت و لگد زدم و به خاطر همان به زندان افتادم.

رئیس دادگاه در مقام تفهیم اتهام به متهم گفت: حسب کیفرخواست صادره شما متهم به قتل عمد محمدرضا، اخلال در نظم و امنیت عمومی و قدرت‌نمایی با چاقو هستید. آیا اتهامات را قبول دارید؟

قصد کشتن یزدان را نداشتم

متهم "یعقوب" گفت: قتل را من انجام دادم یعنی ضربه زدم اما قصدم کشتن نبود. در مورد سایر اتهامات باید بگویم که من در آن لحظه هیچ کس را نمی‌دیدم. بارها گفته‌اند که چهار مامور بالای سر من بوده‌اند و من یکی از آنها را زده‌ام .سوال من این است که اگر من یکی از چهار مامور را زده‌ام سه مامور دیگر چرا کاری انجام نداده‌اند؟

قاتل در مورد وقوع حادثه و انگیزه خود در دادگاه گفت: 6 ماه در زندان بودم و در این مدت با سعیده تماس داشتم. 15 روز مانده به پایان محکومیتم از او خواستم که رضایت بدهد اما گفت می‌خواهم ادبت کنم.

وی افزود: 10 روز پیش از آزادی در تماسی که با هم داشتیم مدعی شد که یک پسر جوان به دفتر آمده و مزاحم او شده است، من به او گفتم حتما خودت مقصر هستی اما او گفت این پسر مزاحم من است و هر کاری می‌کنم دست بردار نیست.

متهم ردیف اول پرونده قتل سعادت آباد اظهار داشت: وقتی از زندان آزاد شدم به خانه خواهرم در کرج رفتم و در طول چند روز با سعیده به صورت تلفنی تماس داشتم. یک روز به طرف دفتر رفتم و دیدم که سعیده با چند مشتری مشغول صحبت است همان روز یکی از مشاورها به نام "یوسف" به من گفت که خودت را به خاطر سعیده بدبخت نکن.

یزدان گفت من با سعیده رابطه جنسی داشته ام

این متهم با بیان اینکه سعیده مدام با حرفهایش من را آزار می داد، گفت: بعد از چند روز با "یزدان" تماس گرفتم و با او شروع به صحبت کردم. او منکر همه چیز بود ولی من از او می‌خواستم که پایش را از زندگی‌ام بیرون بکشد. صحبتهای ما ادامه داشت تا اینکه روزهای آخر به راحتی حرفهای رکیکی زد و نهایتا گفت که با سعیده رابطه جنسی برقرار کرده است. آن لحظه حالت جنون پیدا کردم چون واقعا سعیده را دوست داشتم.

با چاقو به محل قرار رفتم

یعقوب در مورد روز حادثه گفت: شب قبل از اتفاق، سعیده تماس گرفت و به من گفت که "یزدان" صبح زود به دفتر می‌رود. من چاقو را برداشتم و به سمت دفتر رفتم. چند روز قبل یزدان من را تهدید کرده بود که اگر جلوی دفتر بروم من را می‌کشد، من به یزدان زنگ زدم و گفتم اشتباه می‌کنی. بعد برای دفاع از خودم چاقو برداشتم چون یک بار سعیده گفت که یزدان با دوستانش جلوی دفتر آمده تا من را بزند.

یعقوب اظهار داشت: من شیشه مصرف کرده بودم و تا صبح حالت جنون داشتم وقتی نزدیک دفتر رسیدم دیدم یکی از مشاورها داخل سوپرمارکت است. وارد سوپر مارکت شدم و با او سلام و احوال‌پرسی کردم. بعد به سمت انتهای خیابان یکم رفتم و آژانس گرفتم تا بروم وقتی به سمت دفتر، برگشتم دیدم فردی جلوی دفتر ایستاده و متوجه شدم که او همان یزدان است، حدود چند قدمی او وقتی اسمش را پرسیدم یک اسپری از جیبش درآورد و آن را روی صورتم خالی کرد آن لحظه من کسی جز خودم را نمی‌دیدم و هر چقدر فکر می‌کنم یادم نمی‌آید چگونه ضربه‌ی اول را به او زدم.

4 سال با سعیده دوست بودم

قاضی پرونده به متهم گفت: تو به گونه‌ای رفتار می‌کردی که انگار سعیده را همسر خود می‌دانستی در حالی که رابطه‌ شما کاملا غیر رسمی بوده است، این موضوع را چگونه توجیه می‌کنی؟

 یعقوب گفت: من و سعیده با هم دوست بودیم، پس از گذشت حدود یک سال به یک شماره تلفن در موبایل او شک کردم و بعد از چند روز متوجه شدم که او شوهر دارد. پس از مدتی فهمیدم که یک دختر 9 ساله هم دارد، به سعیده گفتم تا زمانی که از همسرت جدا نشوی با تو رابطه‌ای نخواهم داشت و به همین دلیل او از همسرش طلاق گرفت.

 وی با بیان این که سعیده مدام به من القاء می‌کرد که نمی‌خواهد با من ازدواج کند گفت: ما حدود 4 سال قبل در جریان کار معاملات مسکن با هم آشنا شدیم. او مشاور سرشناس و قهاری بود، یک روز به دفتر او رفتم و از همان روز رابطه‌ی ما آغاز شد، من چون معمولا خوش‌لباس بودم سعیده می‌گفت که آدم باشخصیتی هستی، پس از گذشت مدتی دیگر با هم راحت شده بودیم و رابطه‌ی کاملی داشتیم.

متهم گفت: هر وقت بحث ازدواج را مطرح می‌کردم او امروز و فردا می‌کرد، قرار بود مهرماه با هم ازدواج کنیم اما مرا به زندان انداخت.

سعیده گفت اگر یزدان کشته شد دیه اش را می دهم

یعقوب در پاسخ به پرسش قاضی درمورد تحریک وی توسط سعیده به قتل یزدان گفت: او از من نخواست که یزدان را به قتل برسانم بلکه فقط خواست که او را بزنم از او پرسیدم اگر یزدان کشته شود، چکار کنیم؟ او گفت 45 میلیون دیه‌اش را می‌دهم و بعد از گذشت 6 ماه از خانواده‌اش رضایت می‌گیریم.

وی گفت: من زیر تیغ هستم و از هیچ چیز نمی‌ترسم می‌دانم اشتباه کردم اما سعیده من را تحریک می‌کرد به من می‌گفت تو بی‌غیرتی و من با هر حرف او خود به خود تحریک می‌شدم. سعیده به من گفت که یزدان فردا به دفتر می‌رود وگرنه من اصلا خبرنداشتم و او را هم نمی‌شناختم.

یعقوب افزود: اگر به سعیده دلبستگی نداشتم مرتکب این قتل نمی‌شدم اگر چه او زن بسیار دروغگویی است همه به من می‌گفتند که او خطرناک است اما باور نمی‌کردم امروز می‌فهم که چقدر اشتباه کرده‌ام.

قاضی دادگاه با اشاره به فیلم منتشر شده از این حادثه گفت:‌ صحنه‌ای که دیدم در طول 40 سال سابقه‌ قضایی برای اولین بار مشاهده می‌کردم. انگیزه تو از ایجاد چنین صحنه‌ای چه بود؟ متهم گفت: برای من هم جالب بود اما واقعا حالت جنون داشتم.

قاضی گفت: کسی که جنون پیدا می‌کند خودش متوجه این مطلب نیست به نحوی که هر دیوانه‌ای دیگران را دیوانه می‌داند پس بحث جنون بی‌تاثیر است زیرا رفتار شما در صحنه و پیش از آن موید آن است که با تصمیم  قبلی اقدام به جنایت کرده‌ای. آنچه تو آن را جنون می‌دانی در واقع همان خشم و عصبانیت است که با وارد آوردن هر ضربه تشدید می‌شود.

مادر مقتول: متهم این پرونده نیروی انتظامی است

پس از اظهارات قاضی فیلم حادثه در دادگاه پخش شد و در هنگام پخش فیلم مادر مقتول به شدت تحت تاثیر قرار گرفت و به همین دلیل به بیرون از دادگاه هدایت شد و در هنگام خروج پلیس را متهم اصلی عنوان کرد زیرا هیچ اقدامی نکرده است. 

قاضی پرونده پس از پخش فیلم گفت: باید دید که این فیلم در جامعه‌ اسلامی ما و مردم چه اثری داشته است، امیدواریم هیچگاه شاهد چنین صحنه‌هایی در جامعه نباشیم. می‌دانم که متهم اظهار ندامت می‌کند اما امیدوارم خداوند به انسانها فرصت بدهد که پیش از ارتکاب جنایت به عاقبت آن فکر کند. تو اگر اجازه می‌دادی که مردم یزدان را به بیمارستان برسانند امروز در جایگاه متهم به قتل نبودی.

قاضی پرونده به قاتل جنایت در سعادت آباد تهران گفت: شما بارها در صحنه‌ جرم بحث دفاع از ناموس خود را مطرح کرده‌اید در حالی که رابطه‌ شما غیر شرعی بوده است به نظر می‌رسد که قصد داشتید با طرح این موضوع اذهان مردم را به این سمت ببرید تا دخالتی نکنند و مقتول را به بیمارستان انتقال ندهند زیرا به هر حال مردم ما روی مسائل ناموسی متعصب هستند و ممکن است اگر کسی با انگیزه‌های ناموسی حتی مرتکب جرمی شود به او کمک هم بکنند.

یعقوب در مورد نقش سعیده در این حادثه گفت: من ابتدا حرفی از سعیده به میان نیاوردم و در مرحله‌ بازپرسی نیز چیزی نگفتم اما حالا می‌بینم چرا دو جوان نابود شوند اما این زن به دنبال زندگی خود برود بنابراین باید واقعیت را بگویم. او به من گفت که یزدان صبح به دفتر می‌رود وگرنه من هیچ اطلاعی از رفتن او نداشتم. اگر او این مطلب را نمی‌گفت اصلا به صحنه‌ی حادثه نمی‌رفتم.

هنگام قتل "شیشه" مصرف کرده بودم

 متهم افزود: نمی‌دانم سعیده دنبال چه چیزی بود. البته من هم احمق بودم. از 10 هزار دختر یکی مانند او پیدا می‌شود، او همه را جادو می‌کرد. ای کاش به جای کشتن یزدان گردن سعیده را می‌زدم.

 یعقوب اظهار داشت: من اعتیاد نداشتم چند سال چیزی مصرف نمی‌کردم تا اینکه وارد زندان شدم و از آن زمان شیشه مصرف کردم. مطمئنم شیشه در وقوع این جنایت تاثیر داشت چون من از خود بی‌خود شده بودم. از طرف دیگر ناراحتی اعصاب داشتم اما هیچ‌گاه به پزشک مراجعه نکردم. در لحظه‌ی ارتکاب قتل هم هیچ صحنه‌ای را به یاد ندارم و فقط یزدان جلوی چشمهایم بود.


انواع مواد مخدر
شربت تریاک به مراکز مورد تایید وزارت بهداشت داده شده است
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 89/09/02 چاپ اين صفحه
قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت : این شربت برای درمان سایر مواد مخدر غیر صنعتی و حتی روان گردان نیز قابل استفاده است.

خبرگزاری پانا: قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر گفت: شربت تریاک در مراکز مورد تایید وزارت بهداشت توزیع شده است و در صورت هرگونه کمکاری با مسئولان برخورد قانونی و قضایی می کنیم.
طه طاهری در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی پانا، با بیان اینکه شربت تریاک برای درمان افراد معتاد به تریاک است، اظهار کرد: این شربت برای درمان سایر مواد مخدر غیر صنعتی و حتی روان گردان نیز قابل استفاده است.
وی با بیان اینکه عموم افرادی که از مواد مخدر سنتی استفاده می کنند به مصرف تریاک روی می آورند، گفت: با این دارو ما می توانیم در بخش درمان معتادان به مواد مخدر سنتی موفق تر عمل کنیم
طاهری همچنین با تاکید بر اینکه سیاست ستاد بر این است که از شربت تریاک استفاده کند، تصریح کرد: این طرح توسط شخص رئیس جمهور و وزیر بهداشت پیگیری می شود و اجازه نمی دهیم که هیچ مانعی در اجرای آن به وجود آید.
قائم مقام دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر افزود: سیاست اصلی در اجرای این طرح اجرای آن با انگیزه های مختلف احساسی و ارزشی است، زیرا اجرای آن آسیب های خانوادگی، روحی روانی و جسمی معتادان را کاهش می دهد و در نهایت درمان کامل صورت می گیرد
طاهری در پایان عنوان کرد : این طرح مورد تایید وزارت بهداشت است و در مراکز آن در حال اجرا است و در صورت هرگونه کمکاری مسئولان با آنها برخورد قانونی خواهیم داشت.


درباره ما

نويسندگان سايت

پيوند روزانه

جست وجو
پيوند وبلاگ
آرشيو مطالب

آخرين مطالب
پشتيباني آنلاين