موضوع :
ساعت : 23:5
اغلب کسانی که اعتیاد به مواد مخدر دارند،علیرغم تلاش خانواده واطرافیان ،از مراجعه به پزشک و یا درمانگاه و یا نهادهایی که درحوزه درمان کار می کنند هراس دارند.
البته میتواند علت های مختلفی داشته باشد و قابل بررسی است،برای کنکاش بیشتر این موضوع که از اهمیت خاصی برخوردار است،در تالار گفتگوي کنگره 60بحثی آغاز گردیده که راهگشای خانواده هاي درگير ميباشد برای مطالعه و تبادل نظر دعوت میکنیم با ما همراه شويد....
باسلام ودرود
يك خانمي در چت روم پرسيده بود كه شوهر من براي درمان اعتيادش حاضر نيست به كنگره بيايد، بايد چكار كنم وپيشنهاد كرده بود كه يك تايپيك به همين منظور گذاشته بشه ، ضمن تشكر از ايشان درخواست مي كنيم دوستان گرامي تجربيات شخصي خودشان را به نگارش در آورند به خصوص راهنمايان محترم خانواده مشاركت بفرمايند تا بتوانيم به همه عزيزاني كه دچار چنين مشكلي هستند كمك كنيم.
با تشكر- رحمت
با سلام مجدد
زمانيكه اعتياد داشتم چند تا موضوع بسيار مهم را نميدانستم و حاضر به آمدن كنگره نبودم براي شروع بحث بطور اختصار به آنها اشاره مي كنم.
اول اينكه خودم را معتاد نميدانستم.
دوم اينكه فكر ميكردم امروز كه گذشت باشه تا از فردا شروع كنم.
(وقتي هم مي خواستم ، نميدانستم از كجا بايد شروع كنم).
سوم اينكه رهايي ازاعتياد را خيلي ساده مي انگاشتم .
چهارم اينكه راهي كه ميرفتم نتيجه نداشت ونا اميدتر از گذشته بر مي گشتم.
ودر آخر اينكه اگر هم مي پذيرفتم كه اعتياد دارم باورم نمي شد كه راهي براي خلاصي وجود دارد ، وكسي را هم سراغ نداشتم كه درمان قطعي شده باشد.تصور مي كنم اين موارد در اغلب افراد مصرف كننده مشترك باشد ،به اين معني كه باور نمي كنند راهي براي درمان وجود دارد، واما اينكه شما چگونه مي توانيد بيمارتان را مجاب كنيد تا به كنگره بيايد حتما دوستان راهنما در كنگره تجربياتشان را در اختيار تان خواهند گذاشت.
با تشكر- رحمت
با سلام
وقتي من يه روز در اوج نااميدي كنگره 60 را پيدا كردم زماني بود كه همسرم بعد از 20 سال مصرف هنوز خودشو يه مصرف كننده نمي دونست. هنوز بر اين باور بود كه " تا حالا نخواستم، اگه بخوام ميذارم كنار." اون روزا تنها كاري كه مي كردم اين بود كه تو همين سايت فقط سوال مي پرسيدم و آقاي مهندس صبورانه جواب تمام سوالاي منو مي دادند. و با هر پاسخي كه مي شنيدم اميدوارتر از قبل ميشدم . تا اينكه يه روز تمام جوابهاي آقاي مهندس رو پرينت گرفتم و به همسرم نشون دادم . اولش گفت: اين روش جديدي نيست همون آب سوخته خودمونه . يه جورايي مقاومت نشون داد و بازم مثل هميشه وانمود كرد كه همه چيزو از همه كس بهتر ميدونه. من ولي اميدوارانه به ارتباطم با سايت ادامه دادم . اونقدر ادامه دادم تا يه روز همسرم گفت بپرس اگه بخوام شروع كنم چكار بايد بكنم؟ البته مقدار واقعي مصرفشو هم نگفت .( 12 گرم ترياك هر روز مي كشيد و گفت بنويس 1 گرم ، يك روز در ميون ميكشه!!) منم پرسيدم و آقاي مهندس راهنمايي كردن و ... فرمودن بريم شعبه اصفهان كه نزديكترين شعبه به ما بود . من اما از اول باهاش نرفتم ( اشتباه بزرگي بود به نظر خودم ) 8ماه رفت و اومد ( البته آخر جلسه مي رفت و فقط يه برنامه مي گرفت و خيلي وقتا نمي رفت و ميگفت رفتم و من چون سر كار بودم متوجه نميشدم كه نرفته.) بعد از 4 ماه همراهش شدم و او فقط ظاهرا كلاس مي اومد و هنوز روي برنامه نبود . 6 ماه طول كشيد و من اصلا از شرايط راضي نبودم چون ميديدم برنامه شو درست انجام نميده.شروع كردم به داد و بيداد و غر غر و.... موضوع رو با راهنمام در ميون گذاشتم و با راهنمايي ايشون فهميدم كه من هيچ تلاشي براي تغيير خودم با وجوديكه همسرمو يه بيمار ميدونستم نكرده بودم و نشسته بودم و چشم به او دوخته بودم تا درست حركت كنه . معلوم شد حال منم دست كمي از همسرم نداره و بايد دست به كار ميشدم هم خودمو تغيير بدم هم زندگيمو و هنوز برام جالبه وقتي يادم مياد كه با تغيير من و تفكرم روند درمان او هم تغيير كرد .( الان نميتونم در مورد ارتباط بين اين دو چيزي بگم چون در قالب اين تاپيك نمي گنجه)
حالا دقيقا 8 ماه از ورودش به كنگره گذشته بود و تصميمش براي درمان قطعي شده بود . هر چند طول سفرش زياد شد به خاطر تخريبهاي زيادش اما خدا رو شكر به درمان ادامه داد و به رهايي رسيد .
به نظر من شما هم نبايد نااميد بشيد و قبل از هر چيز سعي كنيد با مطالعه بيشتر مطالب تالار و سايت اطلاعاتتون رو بالا ببريد . مطالب زيادي هست كه به شما كمك مي كنه با حفظ آرامشتون بتونيد بهتر فكر كنيد تا راهي براي حل مشكلتون پيدا كنيد . اجازه نديد اين مسئله فاصله بين شما و شوهرتون رو زياد كنه . به او به چشم يك بيمار نگاه كنيد و شاكر خداوند باشيد كه راه درمان او را پيش پاتون گذاشته . اينو قدر بدونيد و از سختي راه نترسيد .اميدوارم تونسته باشم كمكي كنم.
حق يار و ياورتان باد
مرجان -همسفر كامران
براي مشاهده و مشاركت در موضوع كليك كنيد
www.c60.ir
موضوع :
ساعت : 22:48
هفته ای که گذشت
در طول هفته شاهد برگزاری جلسات و مناسبت های مختلف در شعب کنگره از جمله برگزاری جلسات جهان بینی ، تولدها ، حضور ورزشکاران کنگره 60 در میادین ورزشی و... هستیم .
در این قسمت شما را به دیدن مجموعه ای منتخب از وقايع هفته پيش دعوت می کنیم .
پروژه ساختماني شعبه هيدج با كمك هاي مالي اعضاء
پنجمين سال آزادي و رهايي آقاي فرهاد ابراهيمي
برگزراي نمايشگاه به مناسبت روز مبارزه با مواد مخدر﴿كنگره 60 شعبه سمنان﴾
تمرينات تيم راگبي كنگره 60 در ورزشگاه آزادي تهران
موضوع :
ساعت : 13:20
بازیگر باشیم یا تماشا چی؟
بسم الله الرحمن الرحیم
روز سه شنبه 22/11/87 سیزدهمین جلسه گروه خانواده از دوره سی و دوم با دستور جلسه (بازیگر باشیم یا تماشا چی) راس ساعت 17 شروع به کار نمود.
ما با توجه به آموزشهایی که در کنگره می بینیم،متوجه می شویم که چه موقع تماشاچی باشیم و چه موقع بازیگر. و اینکه چه موقع باید بازی کنیم و چه موقع وارد بازی نشویم.بازیگر بودن و تماشا چی بودن مکمل همدیگرند. ما در زندگی همگی در حال بازی کردن هستیم(خانه داری ،همسر داری،پرورش فرزندان ،آموزش گرفتن ،تدریس و.....)و هر کس که این نقش ها را به خوبی ایفا کند برنده است و ما برای اینکه موفق باشیم باید رمز و رازهایی را بیاموزیم وگر نه نمی توانیم درست بازی کنیم.همه می توانند در زندگی انسانهای موفقی باشند به شرطی که راه آن را بلد باشند.ما وقتی بازی و قوانین آن را بلد باشیم می توانیم مشکلاتمان را هم حل کنیم.مانند مساله اعتیاد که اگر ما از آن اول بلد بودیم وآگاهی داشتیم که چیست و چگونه باید با آن برخورد کنیم این قدر صدمه نمی خوردیم ولی با آمدن به کنگره راه و رسم بازی را آموختیم .
در کنگره یکی از وظایف راهنمایان و مربیان این است که وارد شدن به بازی را به راه جویان یاد دهند تا آنها هم وارد بازی شوند (مانند مشارکت کردن و .....)و یا بعضی وقتها وارد بازی نشوند مثلادر کنگره میگویند وارد مسائل سیاسی نشوید(چون اصلا به کار اعتیاد و درمان نمی خورد)
ما باید راه موفقیت ها و شادیها را بیاموزیم و یاد بگیریم و به کار ببندیم که اینها ارزشمندند و باید به ارزشها بپردازیم واینکه با دقت به نقش مان توجه کنیم و ببینیم از این نقش چه آموزشی باید فرا بگیریم و سعی کنیم نقش هایمان را با حوصله بازی کنیم و هنر ما این باشد که بازی و قوانین آن را بیاموزیم تا در دره های مخوف شیطان گرفتار نشویم که اگر بازی را اشتباهی بیاموزیم در درون این دره ها غرق و گرفتار می شویم.
مصرف کنندگان تا وقتی درگیر مساله اعتیادند ،بازیگر نقش منفی اند ولی وقتی در مسیر درمان قرار میگیرند وارد بازی مثبت می شوند.
در کنگره بازیگر بودن مسافر و همسفر در فرایند درمان یاریشان خواهد کرد تا نتیجه مطلوب تری بگیرند و اگر شخصی بخواهد به تنهایی کاری را به انجام برساند ،نمی تواند هیچ کاری را پیش ببرد،بلکه باید وارد جمع شده و با کمک یکدیگر به سر منزل مقصود برسند.من همیشه می خواستم همسرم به هر صورتی که هست فقط ترک کند و راههای اشتباهی را برای این کار انتخاب می کردیم و نتیجه ای هم برایمان نداشت،در واقع هر دو داشتیم غلط بازی می کردیم،امروز تمام افرادی که وارد کنگره می شوند می دانند که فقط نباید تما شا چی باشند و باید بازی بکنند.زندگی مانند یک تیم است باید وارد این تیم شد و در آن بازی کرد و مسلما تیمی که قوانین الهی در آن جاری است تیم خوبی خواهد شد ما وقتی خوب بازی نمی کنیم یعنی قوانین آن تیم را نمی دانیم .و وقتی آنها را حس و لمس می کنیم و به اجرا در می آوریم در آن صورت هست که نتیجه میگیریم.
خداوند از روز الست نقش انسانی ما را تعیین کرده و ما را در این جهان قرار داده که این نقش را بازی کنیم ولی ما متاسفانه آمدیم و فقط تماشی چی شدیم.ما بازیگر بودیم ولی فراموش کردیم که بازیگریم.کنگره به ما می گوید نقش گمشده ات را پیدا کن و فقط تماشا چی نباش،نقش درست را انتخاب کن که بهتر است که در آن صورت خود به خود زندگیت به سمت ارزشها دگرگون خواهد شد و کنگره راه و قوانین بازی را به ما نشان میدهد و اینکه تا به حال چقدر از راه خود دور بوده ایم و مانند یک بدلکار بوده ایم و حالا که راه را یافته ایم می خواهیم به جای بدلکار نقش اصلی خود را بازی کنیم و از بدل بودن به واقع و اصل بودن برسیم.
وقتی به کنگره آمدم تماشا چی و مبهوت و طلبکار بودم اما بعد از چند جلسه دیدم اشتباه می کردم و در اینجا بود که یاد گرفتم که لبخند بزنم و با اولین لبخند دگرگون شدم و با همان لبخند فهمیدم که تا به حال غلط بازی می کردم و در گذشته هر زمان که با بیمارم بحثی می کردم آخرش کار به جنگ و دعوا می کشید ولی اینجا یاد گرفتم که با راهنمایی ها و آموزش ها باید خودم را درست کنم و خودم را هم آرام کنم تا بتوانم به بیمارم کمک کنم و تا چند ماه پیش هیچ چیز و هیچ کس را قبول نداشتم ،نه خودم و نه همسرم را،ولی حالا یاد گرفتم که در مقابل همسرم آرام باشم و اوراهم آرام کنم.
یک زمانی لازم است ما گوش کنیم تا آموزشها را بیاموزیم وگاهی باید از قوه به فعل در آوریم تا نتیجه بگیریم در آن موقع است که هم آموزش گرفته ایم و هم به اجرا در آورده ایم و این وظیفه خانواده است که با هوشمندی این پازل را کنار هم بچیند تا به نتیجه دلخواهش که همان درمان است برسد.تا وقتی که هر دو تماشا چی باشیم با مشکلاتی هم مواجه خواهیم بود ولی وقتی هر دو وارد بازی شویم و مهارتها را بیاموزیم موفقیت هم نصیبمان خواهد شد و نتیجه میگیریم.
الهی خداوند تک تک اعضای کنگره را یاری نماید تا قادر باشیم به وقتش هم تماشا چی و هم بازیگر خوبی باشیم و انشا الله از خداوند اسکار بگیریم.
تعداد حاضرین در جلسه 0 8 1 نفر و تعداد تازه واردین 8 نفر و جلسه راس ساعت 30/18 به کار خود پایان داد.(حق یارتان باشد)
گزارش- همسفر بوجاريان
موضوع :
ساعت : 21:8
زود دیر میشه...!!!
باسلام
امروز روی صحبتم با افرادی است که هنوز دو دل هستند
هنوز برای خود تصمیم نگرفته اند
هنوز نمیدونن باید چیکار کنن
اینکه میخواهند مواد را کنار بگذارند یا نه..!!!
اینکه خلاصه چیکارند
میخواند به سلامتی خود برسند یا نه
میخواند درمان بشند یا نه
بعضی از دوستان هستند که با وجود مشخص شدن راه
با وجود اینکه دوستانی هستند که دستشان را بگیرند و دوباره به زندگی اصلی خود برگردند
ولی هنوز مردد هستند
یه جورایی نمیتونن از مواد و نئشگی و افیون دست بکشند و زمانی رو هم با جسم و روحی سالم و ذهنی آرام بگذرند
توی کلاسهای کنگره یه مثال خیلی برام جالب بود
اینکه بیام و سفر کنم تا بتونم اون طرف دیوار رو نیز ببینم
منظور همون زندگی بدون مواده
زندگی سالم و بدون هیچ نیاز خارجی
زندگی در سلامت
زندگی کردن به تمامی
زندگی را به تمامی زندگی کردن
و لذت بردن از تمامی چیزها
بله دوستان
زود دیر میشه
پس چه بهتر اینکه به خود بیام و حرکت کنیم
راه مشخص شده است
تنها باید در این راه حرکت کرد
اولین تالار گفت و گوی اعتیاد و مواد مخدر
نویسنده: من تونستم
موضوع :
ساعت : 23:3
بااعلام کاهش قیمت ماده محرک شیشه در کشور؛
معاون مرکز تحقیقات ملی اعتیاد: نظام هرمی فروش شیشه در کشور، دیگر کارآمدی سابق را ندارد
معاون آموزشی مرکز تحقیقات ملی اعتیاد کاهش شدید قیمت مواد محرک شیشه را به عنوان شاخصی از کاهش سود تولید و عرضه این محصول دانست و آن را اتفاقی خوب و امیدوارکننده عنوان کرد.
دکتر آذرخش مکری در گفتوگو با خبرنگار «اجتماعی» ایسنا، با اشاره به کاهش شدید قیمت مواد محرکه آمفتامین (شیشه)، گفت: عدهای بر این باور هستند که کاهش قیمت برخی مواد که شیشه نیز یکی از مصداقهای آن است در شرایط خاص موجب کاهش انگیزه تولید این مواد میشود.
دکتر مکری با تاکید بر این مطلب که رشد سریع معتادان به شیشه نشاندهنده بازاریابی خوب و سریع توزیعکنندگان است، گفت: آستانه سود بالا دلیل بازاریابی گسترده این مواد بوده و هنگامی که این آستانه کاهش یابد، قدرت بازاریابی نیز به دلیل کاهش انگیزه افت میکند.
وی فراگیری تکنولوژی تولید شیشه در بین تولیدکنندگان را علت عمده کاهش قیمت این ماده دانست و ادامه داد: توزیع فروش هر گرم شیشه با توجه به این که از مواد ارزان و در دسترس تولید میشود، 25 هزار تومان است.
معاون مرکز ملی اعتیاد با بیان اینکه نظام توزیع شیشه مانند شبکههای هرمی است، ادامه داد: در نظام هرمی فرد برای اینکه سود بیشتری کسب کند، با تبلیغات و تشویق، دیگران را به این راه هدایت میکند تا سود بیشتری نصیبش شود. هنگامی که آستانه سود به دلیل فراگیری تکنولوژی کاهش یابد، نظامهای هرمی به نظامهای سنتی تبدیل شده و دیگر کارآمدی سابق را ندارد.
مکری در بخش دیگر صحبتهای خود علت گرایش گسترده افراد به شیشه را فشار تبلیغاتی تولید و توزیعکنندگان دانست و گفت: تجربه ثابت کرده است که شبکه توزیع هرمی شیشه در ایران بسیار کارآمد است و کاهش شدید قیمت این ماده محرک سود کمی به جیب تولیدکنندگان واریز میکند و انگیزه تولیدکنندگان نیز کاهش می یابد و این یک اتفاق خوب در عرصه مطالعات اعتیاد است.
موضوع :
ساعت : 21:38
جنایت در اردوگاه معتادان
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: مسئول یکی از اردوگاه های ترک اعتیاد در غرب استان تهران ، به جرم آدمکشی بازداشت شد.
رئیس پلیس رباط کریم ، روز شنبه به خبرنگار گروه حوادث ایسکانیوز گفت : ماموران اداره آگاهی این شهرستان وقتی از مرگ مرموز مرد 28 ساله ای به نام «بهروز - ب» در یک کمپ ترک اعتیاد باخبر شدند به آنجا رفتند و رسیدگی به ماجرا را در دستور کار خود قرار دادند.
سرهنگ «عبدالرضا خیرخواهان» تصریح کرد : کارآگاهان پس از دریافت نظریه پزشکی قانونی متوجه شدند «بهروز» بر اثر برخورد ضربه های سخت به قتل رسیده است.بنابراین به بازجویی از مسئول 44 ساله کمپ به نام «صفر- پ» پرداختند که وی وانمود کرد هیچ نقشی در مرگ آن معتاد نداشته است.
این مقام ناجا اضافه کرد : کارآگاهان در تحقیق میدانی از معتادانی که درهمان اردوگاه بستری بودند فهمیدند «صفر» دروغ می گوید.بررسی های دقیق نشان می داد «بهروز» درست در روز مرگش در کمپ پذیرش شده و به خاطر اعتیاد به شیشه ، دچار توهم بود.او مکرر با خودش حرف می زد و مسئول کمپ تذکر می داد تا سر و صدا نکند.«بهروز» اما داد و فریاد به راه انداخت و ...
رئیس پلیس رباط کریم ، خاطرنشان ساخت : مسئول کمپ و همکارانش «بهروز» را به وسط سالن کشیده و دست و پای او را بسته بودند.در آن بین «صفر» با چوب به جان مرد معتاد افتاد و «بهروز» پس از 10 دقیقه جان خود را از دست داد.سرهنگ «خیرخواهان» به ایسکانیوز اظهار داشت : پلیس با کشف طناب و چوبی که «صفر» آنها را پنهان کرده بود به بازجویی ادامه داد.بدین ترتیب مسئول اردوگاه ترک اعتیاد با مدرک های دادگاه پسند رو به رو شد و به ناچار لب به بیان حقیقت گشود.«صفر» علت اصلی بروز جنایت را سر و صدای «بهروز» و توهم او بیان کرده است.
مجرم با صدور قرار بازداشت موقت ، زندانی شده است و تحقیق جامع تر درباره پرونده اش ادامه دارد.

منبع : ايسكانيوز
9 آبان ماه
موضوع :
ساعت : 21:20
|
به نام خدا
در طول هفته شاهد برگزاری جلسات و مناسبت های مختلف در شعب کنگره از جمله برگزاری جلسات جهان بینی ، تولدها ، حضور ورزشکاران کنگره 60 در میادین ورزشی و... هستیم .
در این قسمت شما را به دیدن مجموعه ای منتخب از وقايع هفته پيش دعوت می کنیم |
|
اولين روز رهايي !
جشن تولد اولين سال آزادي محسن زهرايي
تمرينات تيم تيم راگبي كنگره 60 ﴿ شعبه هيدج ﴾
www.c60.ir