|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوستان
و مصرف کنندگان عزیز که تا بحال با کنگره آشنا نشده اید یا قصد دارید به
کنگره وارد شوید و یا آمده اید و در حال مشــاوره هستید به کنگره 60 چون : کنگره مکان مقدس و امنی است که با قوت گرفتن از الله به کار خود ادامه می دهد، این مجموعه از الله کمک می گیرد نه از نیروهای اهریمنی و شیطانی.
این مجموعه می گوید اعتیاد را ترک نکنید بلکــه آنرا درمان کنید. این مجموعــه مدعی است اعتیاد یک بیماری مــرمــوز است و راه درمان قطعی اعتیاد را پیدا کرده است. در این مکان هیچگونه داروی درمانی شیمیایی به شما داده نمی شود که طی مدت زمانی کوتاه اعتیاد را ترک کنید، بلکه می گوید برای درمان اعتیاد به دارویی گیاهی دست پیدا کرده به نام اپیوم (تریاک). کنگره می گوید برای درمان (نه ترک اعتیاد) باید 11 ماه صبر داشته باشی چون سه ظلع جسم، روان و جهان بینی شما مورد تخریب واقع شده و طی این مدت این سه ظلع باید به تعادل برسد.
در
این مجموعه باید طی پله های 21 روزه مواد مصرفی خود را کاهش (تیپرینــگ)
دهید تا به مرور زمان سیستمهای از کار افتاده ای همچون مواد شبه افیونی و
ضد درد بدنتان دوباره باز سازی و ترمیم شود.
کنگره، خود فرد را به عنوان درمانگر اعتیاد می شناسد و می گوید تمام مسئولیت و خواست درمان باید با خود فرد باشد نه شخص دیگری.
این
مجموعه دوربینی با وضوح بسیار بسیار بالا به شما می دهد و با آن می توانید
متوجه شوید که در کجای جسم و روان و جهان بینی شما تخریب بوجود آمده و
چقدر. کنگره با قدرت اختیار فرد مصرف کننده تمام آموزشها و کلا هر آنچه را که شما باید درباره اعتیاد و انسان بدانید توسط فردی که خود مصرف کننده بوده و به درمان رسیده و نامش راهنماست در اختیار شما قرار می دهد. درمان در این مجموعــه بصورت رایگان میباشد (جالب است نه؟)
این مجموعه 14 پله صعودی دارد که با طی کردن این پله ها (وادی ها) می توانید به فرمان عقل نزدیک شوید.کنگره
60 می گوید چیزی درون انسانهاست که اگــر آن بالا رود و بصورت کاربردی شود
محال است، شما از پس مشکل اعتیاد و دیگر مشکلها بر نیایید. درست است اسمش
دانائیست.آفرین
وادی اول به ما میگوید
وادی اول به ما میگوید
وادی اول به ما میگوید که فکر کنیم ، قبل از هر انجامی . ما آمدیم کنگره و میخواهیم یک ساختار جدید درست کنیم که این ساختار درمان اعتیاد هست این ساختار یک زندگی و رسیدن به خوشبختی و سعادت هست و این ساختار نیازمند یک تفکر درست و منطقی است. ما باید درست فکر کردن را در کنگره یاد بگیریم ، این جمله را باز هم تکرار میکنم (به قول آقای مهندس که میگویند وقتی یک کاری را میخواهیم انجام بدهیم واقعا فکر بکنیم ببینیم در جمع با افتخار میتوانیم بگوییم که من این کار را انجام داده ام ) ما در کنگره یاد گرفتیم درست فکر کنیم و به مسائل منفی فکر نکنیم. اگر یک فکر منفی وارد ذهن ما میشود ، بلافاصله باید سعی کنیم آن را حذف کنیم. و آن فکر را درذهن مان بزرگترش نکنیم( به قول معروف بهش گیر ندیم و نگهش نداریم ) ما نمیتوانیم کاری کنیم که جلوی ورود این افکار را به ذهن مان بگیریم ، فکرهای منفی سراغ همه آدمها میروند و ما نباید از آمدن این افکار ناراحت بشویم. در روز به طور معمول پنج، شش هزار نوع فکر سراغ ما می آید. بعضی از فکر ها هستند می آیند و زود هم رد میشوند ، اما بعضی از فکر ها را ما نگه میداریم و بزرگشان میکنیم ، مثلا فکر های منفی این گونه عمل میکنند که یک صحنه ای که ما روی آن حساس هستیم و یا نقطه ضعف داریم ، در یک لحظه می آید و ما بزرگترش میکنیم یعنی رهایش نمیکنیم و تمام وجود ما را اشغال میکند و حال ما خراب می شود , باید سعی کنیم خودمان را مشغول کار دیگری بکنیم و فکرمان را به یک چیز دیگری معطوف کنیم تا از دست آن فکر خلاص بشویم. می توانیم به خداوند پناه ببریم . همان طور که قبلا گفتیم تفکر یک حرکت درونی هست که ترسیم کننده رفتارهای بیرونی میباشد ، یعنی ما به هر چیزی که فکر کنیم همان اتفاق خواهد افتاد به مسائل منفی فکر کنیم همان هم اتفاق خواهد افتاد به مسائل مثبت فکر کنیم آن هم اتفاق می افتد ما باید یاد بگیریم که وقتی داریم چیزی را در ذهن مان تصویر سازی میکنیم مطمئن باشیم که این تصویر بیرون می آید , پس مواظب باشید که به چیزهای بد فکر نکنید ما باید بدانیم که به چه چیزی فکر میکنیم؟ در تصویر سازی ذهن مان چه چیزی داریم میسازیم؟ حساسیت موضوع تفکر و وادی اول این هست که ما یاد بگیریم اتفاقاتی که در زندگی ما خلق میشود ، دست خود ماست و سازنده خود ما هستیم. انشاالله همه ما بتوانیم اهمیت این موضوع را درک بکنیم. یک سیستمی خداوند خلق کرده به اسم هستی که ما در بخشی از آن زندگی می کنیم . ما چه اعتقاد داشته باشیم چه نداشته باشیم ، سیستم کار خودش را انجام میدهد و کاری به اعتقاد ما ندارد . ما اگر در شهر بخواهیم رانندگی بکنیم چه قوانین راهنمایی و رانندگی را قبول داشته باشیم و چه نداشته باشیم ، آنها کار خودشان را انجام میدهند , مثلا اگر چراغ قرمز را رد کنیم جریمه میکنند ، به قبول داشتن یا نداشتن ما کاری ندارند ، سیستم روزگار هم همین طوری هست ، کاری ندارد به چه چیزی اعتقاد داریم , بر مبنای قوانینی که خداوند خلق کرده و برای ما در نظر گرفته ، عمل میکند ، درست حرکت کنیم با ما درست (تا) میکند بد حرکت کنیم با ما بد (تا) میکند و جالب این جاست که فوق العاده سریع و در جا حساب میکند یعنی به محض اینکه افکار منفی خطرناک وارد ذهن ما میشود بلافاصله حالمان بد میشود. جند دقیقه بیشتر طول نمیکشد که چهره و حالت چشم ها تغییر میکند و حس ما عوض میشود. اگر در صراط مستقیم نباشیم و کارمان را درست انجام ندهیم ، زمین و زمان با ما بدون علت دشمن میشوند. از در و دیوار برایمان مصیبت میبارد. میخواهیم برویم بیرون , زمین میخوریم ، یا یک سنگ از آسمان می آید و صاف میخورد سرمان، بدون دلیل تحویل مان نمیگیرند ، همه با ما دشمن میشوند و این ها همه نشانه هستند برای این که ما داریم راه مان را کج میرویم ، اما اگر در صراط مستقیم حرکت کنیم ، یعنی طبق قوانین هستی حرکت کنیم . زمین و زمان به ما کمک میکنند ، همه با ما دوست میشوند, همه کارها خیلی راحت درست میشود و پیش می روند . همه رفتارشان با ما خوب میشود. این سیستم ما را در رسیدن به هدفمان کمک میکند ، حالا هدف چه مثبت باشد و چه منفی ، مثلا در دوران اعتیاد وقتی ما مواد نداشتیم از خدا میخواستیم که کمکمان کند تا موادمان را بدست بیاوریم و خدا هم در این جهت به ما کمک میکرد. یعنی اگر ما به طرف منفی حرکت کنیم آن سیستم کمک خواهد کرد تا ما بیشتر در تاریکی ها فرو رویم و رنج بیشتری حس کنیم و اگر به طرف روشنایی ها حرکت کنیم و از خدا بخواهیم کمکمان کند ، واقعا کمک خداوند را حس خواهیم کرد. ما باید اول روی توان خودمان حساب بکنیم ، فکر کنیم هیچ کمکی در کار نیست و حرکت کنیم بعد چشم امیدمان به درگاه خداوند نیز باشد ، خداوند هیچ وقت ما را به حال خودمان رها نمیکند ما نباید هیچ وقت از درگاه خداوند نا امید بشویم و باید بدانیم آنجا که لازم هست خداوند کمک خواهد کرد و بعضی جاها که خدا کمک نمیکند یعنی وقتش نرسیده چون به هر حال یک سری حساب و کتاب وجود دارد. خداوند همه ما را دوست دارد ، حتی گناه کارترین انسانها را دوست دارد اگر دقت کنیم یک جوری وجود خداوند را حس میکنیم. و اگر آن حس و ارتباط را بوجود بیاوریم و در صراط مستقیم باشیم ، با تمام وجودمان احساس میکنیم که خداوند حواسش به ما هم هست. در کنگره بچه هایی که دارند کارشان را درست انجام میدهند مورد لطف خداوند قرار میگیرند این بستگی به خود ما دارد که بخواهیم یا نخواهیم. در دعای کنگره گفته میشود که فقط یک خواسته یا یک دعا, این یک تمرین هست برای ما که واقعا بدانیم چه چیزی میخواهیم به دنبال چه چیزی هستیم . صد تا دعا را با هم میکنیم و سیستم هم نمیداند که ما چه چیزی میخواهیم ، ما باید خواسته و الویت ها را مشخص کنیم و ببینیم الویت ما چه چیز میباشد؟. دعای کنگره را نباید دست کم بگیریم ، سعی کنیم موقع خواندن دعای کنگره اینجا حظور داشته باشیم ، من به شما قول میدهم اگر ما در صراط مستقیم باشید ، هر خواسته معقولی که در دعای کنگره مطرح کنیم خداوند اجابت میکند. نماز نیز بهترین مکان برای مطرح کردن خواسته های ما میباشد به شرطی که بدانیم چه چیزی میخواهیم خیلی وقتها ما یک سری چیزها را دوست داریم و فکر میکنیم که میخواهیم اما نمیخواهیم ، چون خواستن واقعی با چیزی که دوستش داریم فرق میکند ، برای مثال یکی تشنه است و دوست دارد آب بخورد ، اما تشنگی اش آنقدر نیست که بلند شود برود آب بخورد ، یکی دیگر هم تشنه هست و به او میگویند که باید ده متر چاه بکنی تا به آب برسی ،او این کار را میکند ؛ هر دو تشنه بودند اما این کجا و آن کجا! وقتی ما ایمان داریم که یک سیستم و نظامی هست که دارد کارش را درست انجام میدهد یک قوت قلب و اعتماد به نفس در ما ایجاد میشود و آن سیستم برایش فرقی ندارد که ما سیاه پوست هستیم یا سفید پوست ، همه انسانها در جایگاه انسانی برای خداوند محترم هستند ما هر چقدر در صراط مستقیم باشیم به خداوند نزدیکتریم. برای مثال ، یک سفر اولی که کارش را درست انجام میدهد یعنی همان عملکردی که راهنما میخواهد و کنگره می خواهد را انجام بدهد ، روز به روز به راهنمای خودش نزدیک میشود و اگر کارش را درست انجام ندهد از راهنمایش دور میشود و ارتباط قلبی شان قطع میشود ، سیستم خداوند هم همین طور هست که وقتی ما در صراط مستقیم هستیم به خداوند نزدیکتر میشویم. به این دلیل در انتهای وادی گفته شده است که پاکترین انسان ها ، به آن نیرو ، نزدیکترین افرادند . تهیه گزارش : همسفرپریسا ، وبلاگ نمایندگی هیدج
گرامیداشت جایگاه راهنما در لژیون
پیام جناب آقای مهندس دژاکام به مناسبت هفته راهنما
![]() ای عزیز ، اگر می دانی زهی سعادت ، و گر نه ! بیاد آور ! من نمی دانم که آیا تو می دانی در پیشگاه خداوند و دوستانت پیمان بسته ای که از راه معرفت، عمل سالم و عدالت خارج نشوی.
من نمی دانم که آیا تو بیاد داری چگونه، به اینجا آمده ای؟!
من نمی دانم که آیا تو بیاد داری چگونه، خود را به این جایگاه رسانده ای؟!
من نمی دانم که آیا تو می دانی چرا مورد احترام دیگران قرار داری؟!
ولی
این را نیک می دانم که اگر خوب بنگری می توانی تصویر گذشته، حال و آینده
را رویت کنی
و این را نیز نیک می دانم، اگر در جایگاه خودت استوار باشی و گرفتار اهریمن نشوی و جز عشق خدمت به همنوعان خودت سودای دیگری در سر نپرورانی به جایگاه بالاتری سوق داده خواهی شد که مملو از صلح و آرامش است، در غیر این صورت خود می دانی که به سرعت جهان به کامت تلخ خواهد شد. پس آن کنیم که فرمان عقل است
که فرمان خداوند هم، همین است.
با احترام
حسین دژاکام
هفته معلم و کمک راهنما را به تمام راهنمایان عزیز کنگره 60 تبریک عرض می نمایم
برایتان آرزو دارم عاشق شوی روزی بفهمی زندگی بی عشق نازیباست دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها بخوانی نغمه ای با مهر دعایت می کنم، در آسمان سینه ات خورشید مهری رخ بتاباند دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی بیاید راه چشمت را سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی دعایت می کنم، روزی بفهمی گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا بخوانی خالق خود را اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور ببوسی سجده گاه خالق خود را دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی پیدا شوی در او دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و با او بگویی: بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست دعایت می کنم، روزی نسیمی خوشه اندیشه ات را گرد و خاک غم بروباند کلام گرم محبوبی تو را عاشق کند بر نور دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی با موج های آبی دریا به رقص آیی و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی دعایت می کنم، روزی بفهمی در میان هستی بی انتها باید تو می بودی بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا برایت آرزو دارم که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد دعایت می کنم، عاشق شوی روزی بگیرد آن زبانت دست و پایت گم شود رخساره ات گلگون شود آهسته زیر لب بگویی، آمدم به هنگام سلام گرم محبوبت و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را ندانی کیستی معشوق عاشق؟ عاشق معشوق؟ آری، بگویی هیچ کس دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی ببندی کوله بارت را تو را در لحظه های روشن با او دعایت می کنم ای مهربان همراه تو هم ای خوب من گاهی دعایم کن هفته معلم و کمک راهنما را به تمام راهنمایان عزیز کنگره 60 تبریک عرض می پنمایم منبع تالار کنگره60 کاربر هاشمی
|