X
تبلیغات
بهترین راه درمان اعتیاد.




منوي اصلي

موضوعات


*******

امکانات ديگر

انواع مواد مخدر
سال نو کنار سفره هفت سین
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 93/01/04 چاپ اين صفحه


انواع مواد مخدر
شريك محبت
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 92/12/26 چاپ اين صفحه

به نام قدرت مطلق

در روز پنجشنبه 1392/12/22 جلسه ي سوم از دور سي وسوم كارگاه هاي آموزشي عمومي شعبه ي اصفهان بانگهباني:مسافر منصوراستادي :جناب آقاي امين دژاكام دبيري:مسافر پيام وبادستورجلسه ي"شريك محبت"راس ساعت 17:15 شروع به كار نمود
 
 

وقتي كه يك گله بوفالو در حال كوچ كردن است اگر يك اسب همراه اين بوفالوها باشد آن‌ها هيچ اعتنايي به اين اسب نمي کنند ممکن است كه همراه آن‌ها باشد ولي هیچ‌چیزی از آن‌ها دريافت نمی‌کند و اگر يك خطري هم به وجود بيايد و چیزی به گله حمله كند قطعاً اولين چيزي كه به چشم می‌آید و آسيب می‌بیند در گله‌ی بوفالوها اسب است كه يك وصله‌ی ناجور است ولي به همان اندازه كه وجود اين اسب در گله برايش خطرناك است جدا شدن او از گله نيز به همان اندازه موجب خطر برايش می‌شود.

 


برچسب‌ها: شريك محبت

انواع مواد مخدر
گفت و گو با «حسین دژاکام» از فعالان مدنی مبارزه با اعتیاد
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 92/11/29 چاپ اين صفحه
 
گفت و گو با «حسین دژاکام» از فعالان مدنی مبارزه با اعتیاد

«کنگره 60»؛ نماد توان جامعه ی مدنی در مبارزه با اعتیاد

تهران-ایرنا-درباره ی اعتیاد و گسترش آن بسیار صحبت شده است؛ اما آنچه کمتر به آن توجه شده، تلاش فعالان جامعه ی مدنی برای رویارویی و مهار این پدیده ی شوم است؛ «جمعیت احیای انسانی کنگره 60» یکی از ده ها سازمان مردم نهاد در این ارتباط است.

 

گرایش جوانان و بویژه قشر دانشجو به مصرف مواد مخدر طی سال های اخیر، زنگ خطر بزرگی را برای مسوولان و خانواده ها به صدا درآورده است. زنگ خطری که لزوم اتخاذ راهکارهای درست در راه مبارزه اصولی با این معضل را بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار می دهد. 

در کنار فعالیت نهادهای رسمی و حکومتی در راستای مبارزه با مواد مخدر، افراد و گروه هایی در عرصه ی جامعه ی مدنی ایران با انگیزه های انسانی و با ماهیتی غیرانتفاعی تلاش بسیاری را برای حل بحران مواد مخدر و به ویژه کمک برای ترک اعتیاد و بازیابی معتادان و بازگرداندن آنها به زندگی عادی می کنند. جمعیت احیای انسانی کنگره 60 یکی از این گروه ها است. این سازمان مردم نهاد که مسوول و موسس آن «حسین دژاکام» است، در شهریور سال 1378 تاسیس شد.

کنگره ی 60 اکنون به یکی از بزرگ ترین سازمان های مردم نهاد در ایران مبدل شده است که هزاران مصرف کننده را از دام اعتیاد رها کرده و شرایط و آموزش های لازم برای بازگشت آنها به جامعه به عنوان فردی عادی را فراهم کرده است. این سازمان شعبه های فراوانی در تهران و سراسر ایران دارد. شعبه ی اصلی آن که در اصطلاح به آن «آکادمی» گفته می شود در ابتدای خیابان سهروردی تهران قرار دارد. هم اکنون نزدیک به 800 نفر بطور داوطلبانه در این سازمان مردم نهاد فعالیت می کنند و همه ی حمایت های مالی آن نیز توسط مردم صورت می گیرد. 

درمان در کنگره 60 بصورت تدریجی و مرحله به مرحله و با کاهش پله ای میزان مصرف صورت می گیرد و تمامی این مراحل به صورت رایگان انجام می گیرد. 

گروه پژوهش های خبری ایرنا با هدف بررسی فعالیت های گروه های جامعه ی مدنی برای مبارزه با اعتیاد و به طور مشخص کنگره ی 60 با حسین دژاکام موسس و مسوول این کنگره به گفت و گو نشست و نظر وی را درباره ی شیوع اعتیاد، دلایل و روش های مبارزه با این پدیده خانمان سوز، جویا شد.

حسین دژاکام متولد 25 آبان 1328 و فارغ التحصیل رشته ی مهندسی الکترونیک از دانشگاه علم و صنعت است. تحقیق های چند ساله ی او در خصوص تولید چشم های الکترونیک به منظور حفظ سلامت و جان کارگران و کاربردهای دیگر صنعتی که به همراه جمعی دیگر از متخصصان در سال 1359 آغاز شد پس از سه سال به نتیجه رسید و به تولید و طراحی چشم های الکترونیک برای نخستین بار در ایران و تاسیس کارخانه ی چشم های الکترونیک در منطقه ی ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان منجر شد. 

حسین دژاکام خود از سال 1358 مصرف دایمی مواد مخدر را آغاز کرد؛ مصرفی که برای 12 سال او را درگیر کرد و تلاش های متعدد برای ترک آن به جایی نرسید. او خود علت برگشت به مواد را احیا نشدن سیستم های تخریب شده در اثر مصرف مواد، به کار نیفتادن غدد شبه افیونی و از تعادل خارج شدن سیستم های بدن عنوان می کند. 

دژاکام که به حوزه های عرفان، خودشناسی، روانشناسی، تاریخ و فلسفه نیز علاقه مند بود، مطالعات آزاد خود در این زمینه را از ابتدای دهه ی پنجاه آغاز و در پی آن کاوش در زمینه ی عرفان و خودشناسی را به طور جدی از دهه ی 1360 دنبال کرد که بیشتر انگیزه ی آن دانستن و یافتن راهی برای خروج از تاریکی و اعتیاد بود. 

تجربه ی سال ها مصرف مواد مخدر و مطالعات دژاکام در نهایت به ترک اعتیاد او در سال 1376 و ابداع روشی منجر شد که نتیجه ی سال ها تحقیق و کشف صورت مساله ی اعتیاد بود. نتیجه ی تحقیق وی در کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» و مقالات «سم زدایی»، «صورت مساله اعتیاد»، «آنچه خانواده ها باید بدانند» به چاپ رسیده است. 

او که پس از ترک تصمیم گرفته بود تجربه ها و آموخته های خود را در اختیار سایر مصرف کنندگان و خانواده های آنان قرار دهد در 31 شهریور 1378 جمعیت احیای انسانی کنگره 60 را با همکاری ستاد مبارزه با مواد مخدر تاسیس کرد. 

دژاکام در گفت و گو با ایرنا مهم ترین علت تمایل جوانان به اعتیاد را نبود سرگرمی و فعالیت های درخور آنها عنوان کرد. به گفته ی او نخستین قدم در راه سیاست گذاری برای ترک اعتیاد، رسیدن به این باور است که مشکل اعتیاد در کشور ما بسیار جدی و بحرانی است؛ تا حدی که ما هرگز قادر به حذف آن نخواهیم بود و با برداشتن گام ها و اتخاذ تصمیم های درست تنها می توانیم آن را کنترل کنیم و سپس به کاهش تدریجی آن امیدوار باشیم. 

دژاکام ضمن اشاره به اینکه همه ی سازمان های کشور می توانند در کنترل معضل اعتیاد موثر باشند، از سیاست گذاری های موجود انتقاد کرد و گفت: وقتی جوانان ما تفریح و سرگرمی مناسب بخصوص در دانشگاه ها ندارند و آموزش های مناسب در این حوزه را نیز ندیده اند، چگونه می توان به رفع اعتیاد آنان امیدوار بود؟ 

لزوم اختصاص سازمانی با مدیریت قدرتمند و شبانه روزی که بتواند همه ی وقت خود را به این مساله اختصاص دهد یکی دیگر از نکاتی بود که دژاکام به آن اشاره کرد. به گفته ی او اینکه وزیر کشور مسوول ستاد مبارزه با مواد مخدر است از این نظر که به این ستاد قدرت و اختیار لازم برای تصمیم گیری های حساس داده می شود مفید و قابل درک است ولی در کنار آن، وزیر کشور فعالیت های بسیاری دارد که رسیدگی به ستاد مبارزه با مواد مخدر را در اولویت های چندم قرار می دهد. 

او همچنین به رشد سریع و نگران کننده اعتیاد و در عین حال عقب ماندگی منابع مبارزه با آن در کشور و بویژه سازمان های مربوط اشاره کرد و گفت این منابع باید به روز شوند تا پاسخگوی میزان بحرانی اعتیاد در کشور باشند. 

موسس جمعیت کنگره ی 60 در سخنان خود به بسیاری از روش های مرسوم ترک اعتیاد نیز اشاره کرد و روش هایی را که ترک اعتیاد در آنها تنها با هدف پاکیزگی جسم صورت می گیرد شکست خورده توصیف کرد. به گفته ی او ترک تنها در صورتی دایمی می شود که جسم و روح و روان را با هم هدفگیری کند و مصرف کننده بعد از ترک جسمی به تعادل روحی نیز برسد. 

در ادامه متن کامل گفت و گوی گروه پژوهش های خبری ایرنا با حسین دژاکام مسوول و موسس جمعیت احیای انسانی کنگره ی 60 آمده است.



***ایرنا: آقای دژاکام چه تعداد از افرادی که برای ترک اعتیادشان به کنگره ی 60 مراجعه می کنند جوانان و بویژه جوانانی هستند که در خوابگاه ها معتاد شده اند؟ 

**دژاکام: در بین افرادی که به کنگره ی 60 مراجعه می کنند جوانان زیادی وجود دارند. بسیاری از آنها در خوابگاه یا حتی سال ها پیش از آن به مصرف مواد روی آورده اند. ولی نه من و نه هیچ کس دیگری نمی تواند ادعا کند که آمار درستی از تعداد جوانانی که در خوابگاه های دانشجویی معتاد شده اند وجود دارد. شاید برایتان جالب باشد که بدانید خود من هم حدود 30 سال پیش در خانه ی دانشجویی درگیر اعتیاد شدم. 



***ایرنا: در آن زمان چه چیزی بیش از همه شما را به سمت مصرف مواد مخدر و در نهایت اعتیاد کشاند؟ 

**دژاکام: گرایش به اعتیاد دلایل بسیار زیاد و متنوعی دارد؛ ولی دلیل اعتیاد من بسیار بی اهمیت بود. من بیش از همه از روی کنجکاوی و برای حضور در جمع دوستان به مصرف مواد مخدر گرایش پیدا کردم. 



***ایرنا: فکر می کنید در زمان حاضر نیز همین دلیل جوانان را به سمت مواد مخدر می کشاند؟ 

**دژاکام: به اعتقاد من اکنون اصلی ترین دلیل، نبودن مکانی برای گذران ساعات فراغت است. ما باید این پرسش را از خود بپرسیم که اوقات فراغت یک دانشجو چگونه باید سپری شود؟ آیا همه ی دانشجویان باید این زمان را صرف فعالیت های مذهبی، مطالعه و مرور درس های خود کنند؟ قدیمی ها می گفتند که اگر نفس را سر کار نگذاری، تو را سر کار می گذارد. پس مهم ترین مساله، فراهم کردن شرایط لازم برای اوقات فراغت دانشجویان است و در این راه باید سلیقه های مختلف نیز مورد توجه قرار بگیرند. بیشتر از دانشجویان انتظار می رود که سالم زندگی کنند، درس بخوانند و فارغ التحصیل شوند؛ ولی هیچ کس توجه چندانی به تفریح ها و اوقات فراغت آنها نمی شود. 



***ایرنا: آقای دژاکام برخی گزارش ها و مشاهده ها حکایت از آن دارد که مصرف مواد مخدر در میان دانشجویان خوابگاهی به شدت بالا رفته است و نگران کننده تر اینکه بسیاری از دانشجویان، مصرف مواد را نوعی «فاز» که محدود به دوره ای خاص است و از آن عبور خواهند کرد توصیف می کنند. شما خطر این مصرف دوره ای را چقدر جدی می دانید؟ 

**دژاکام: قدیمی ها می گفتند یک بز گَر، گله ای را آلوده می کند. کافی است در یک خوابگاه دانشجویی یک نفر مصرف کننده باشد. بدون شک خواسته یا ناخواسته بقیه را به سمت خود جذب می کند. متاسفانه مطلبی که مسوولان هرگز توجهی به آن نکرده اند این است که مواد مخدر جذابیت های فراوانی دارند. بسیاری تصور می کنند جوانان مواد مخدر را بدون هیچ دلیلی و تنها برای گذران وقت مصرف می کنند. در حالی که جذابیت های وسوسه برانگیز این مواد هستند که بسیاری از آنها را به سمت مواد می کشانند. 



***ایرنا: درباره ی این جذابیت ها بیشتر توضیح دهید. 

**دژاکام: نتایج یک بررسی نشان می دهد که مردم بین پُل های روگذر و زیرگذر، تمایل بیشتری به استفاده از گزینه ی دوم دارند. دلیل آن این است که آنها اول احساس سقوط آسان از سرازیری و سپس سختی سربالایی را تجربه می کنند. جذابیت های اعتیاد نیز چنین حسی را در انسان ایجاد می کند. یکی از جذابیت های این مواد که امروزه به بهانه ی بسیاری از دانشجویان در توجیه مصرف مواد مخدر تبدیل شده است، خاصیت «زورافزایی» (دُپینگ) این مواد است. این خاصیت علاوه بر قدرت بخشیدن به افراد حتی ممکن است منبع الهام و انگیزه ی آنها باشد. آنها می توانند با مصرف مواد، ساعت ها در پشت رایانه ی خود فعالیت کنند، اعتماد به نفس خود در برخورد با افراد و جنس مخالف را افزایش دهند، ساعت ها بیدار بمانند و برای امتحان های خود مطالعه کنند، داستان بنویسند، تمرین موسیقی کنند و دهها فعالیت دیگر. در چنین شرایطی آنها خیلی سخت به بلایی که تجربه ی این جذابیت ها در آینده بر سر آنها خواهد آورد فکر می کنند. شیطان همیشه به زیباترین شکل ممکن دام خود را برای انسان پهن می کند و وارد افکار و اندیشه او می شود و زیبایی او انسان را محسور می کند. مواد مخدر نیز در ابتدا با زیبایی محسور کننده خود انسان را می فریبد. 



***ایرنا: این جذابیت ها به تنهایی برای گرایش به مواد مخدر کافی است؟ 

**دژاکام: نه به تنهایی. مساله ای که من همواره به آن اشاره کرده ام این است که اعتیاد مانند دانه برای رشد نیاز به بستر مناسب دارد. بستری که در حال حاضر نه تنها در دانشگاه و خوابگاه، بلکه در سطح کشور به بهترین و آسان ترین شکل ممکن فراهم شده است. ما باید برای کمک به جوانان خود فکر درستی بکنیم و راه حل های درستی اتخاذ کنیم. 



***ایرنا: چه کسانی باید این کار را بکنند؟ 

**دژاکام: همه و در صدر آنها وزارت ورزش و جوانان، شهرداری و صدا و سیما. وزارت ورزش تنها وظیفه ی قهرمان سازی و ارسال ورزشکاران ما به رقابت های خارجی در یک ورزش تخصصی را ندارد. بزرگ ترین وظیفه ی این وزارتخانه افزایش و فراهم کردن ورزش همگانی است. در حال حاضر چنین چیزی در کشور وجود ندارد. قیمت ورودی ورزشگاه ها برای بیشتر جوانان ما خیلی گران است. همه ی زمین های ورزشی به بخش خصوصی واگذار شده اند و پولی هستند. برای انجام ارزان ترین و فراگیرترین ورزش های کشور نظیر فوتبال، فوتسال و والیبال باید حداقل 50 تا 100 هزار تومان هزینه کرد. شهرداری نیز در این حوزه بسیار کم کاری می کند. این نظریه که تنها سازمان فعال در مبارزه با مواد مخدر باید نیروی انتظامی، پلیس مبارزه با مواد مخدر و قوه قضاییه باشد بسیار غلط است. این سازمان ها باید زمانی که معضل اعتیاد از اندازه ای خاص عبور کرد با آن مبارزه کنند.

در حالی که وزارت ورزش و جوانان باید از فراهم شدن بستری که جوانان را به اعتیاد سوق می دهد ممانعت کنند، متاسفانه این وزارتخانه طی سال های گذشته به هیچ وجه راهکارهای مناسبی در خصوص افزایش ورزش همگانی در حوزه ی جوانان که بدون شک در کاستن از آمار معتادان نقش خواهد داشت، اتخاذ نکرده است. شهرداری ها نیز در این خصوص به شدت کم کاری کرده اند. 



***ایرنا: نقش دانشگاه ها را در این خصوص چقدر پررنگ می دانید؟ 

**دژاکام: برای بررسی نقش آنها باید چند پرسش ساده را از مسوولان دانشگاه پرسید. آیا آنها استخر، سالن های ورزشی، پیست اتوموبیلرانی و باشگاه اسب سواری رایگان یا کم خرج برای دختران و پسران دانشجو فراهم کرده اند؟ آیا تعداد، تنوع و هزینه ی اردوهای تفریحی به میزانی است که همه ی دانشجویان بتوانند از آنها استفاده بکنند؟ آیا صبحانه، ناهار و شامی که ما به دانشجو و بخصوص دانشجوی خوابگاهی می دهیم از کیفیت و حجم مناسب برخوردار است؟ آیا هزینه ی تحصیل در دانشگاه ها متناسب با تورم جامعه و به میزانی است که هیچ دانشجویی به دلایل اقتصادی تحصیل را رها نکند؟ اگر ما از جذابیت های اعتیاد سخن می گوییم پس باید جذابیت هایی فراتر از نرمش، دویدن دور زمین و بازی شطرنج را به دانشجویانمان عرضه کنیم. باید امکان تحصیل، ورزش و تغذیه ی رایگان برای همه افراد را فراهم کنیم.



***ایرنا: در این صورت می توان اعتیاد را در کشور ریشه کن کرد؟ 

**دژاکام: هرگز. در این شرایط نباید به نابودی کامل و ریشه کن کردن اعتیاد فکر کرد. نابودی اعتیاد نه یک تصور خوشبینانه بلکه یک توهم است. ما در شرایط کنونی با تصمیم ها و راهکارهای درست تنها می توانیم اعتیاد را مهار کنیم. 



***ایرنا: یعنی با وجود همه تلاش ها در این حوزه ما هنوز به مرحله مهار نیز نرسیده ایم؟ 

**دژاکام: خیر. مهار اعتیاد به این معنی است که اگر به عنوان مثال ما 2 هزار معتاد داشته باشیم، بتوانیم این آمار را در همین حد حفظ کنیم. ولی در شرایط کنونی ما نه تنها آمار معتادان را کنترل نکرده ایم بلکه توانایی جلوگیری از افزایش آن را نیز نداریم. لازم است که نهادهای مربوط تصمیم های درستی را در این خصوص بگیرند.



***ایرنا: از کجا می توان این اصلاحات را شروع کرد؟ 

**دژاکام: از الگوهای سازمانی مبارزه با مواد مخدر. منظور من از این حرف به هیچ وجه کم کردن ارزش تلاش های صورت گرفته در این خصوص نیست؛ ولی چرا باید ما وزیر کشور را به دبیری ستاد مبارزه با مواد مخدر که قطب اول مبارزه با اعتیاد در کشور است انتخاب کنیم؟ وزیر کشور یکی از پرمشغله ترین افراد مملکت است. او باید بیشتر وقت خود را به بررسی مسایل وزارت کشور بپردازد. در حالی که ستاد مبارزه با مواد مخدر خود سازمانی بسیار بزرگ و پیچیده و نیازمند صرف زمان و انرژی صد در صدی است. همچنین، ریاست ستاد مبارزه با مواد مخدر را رییس جمهوری بر عهده دارد. مشغله و فعالیت های رییس جمهوری، هرگز امکان حضور و نظارت مستقیم بر فعالیت های ستاد را به او نمی دهد. البته هیچ کس منکر تلاش های دلسوزانه ی وزیر کشور در این حوزه نیست؛ ولی مبارزه با مواد مخدر مستلزم فعالیت 24 ساعته فردی به عنوان رییس این حوزه است. وزیر کشور باید هر چند وقت یکبار، برنامه ی گسترده ی خود در وزارت کشور را خالی کند تا وقتی برای حضوری کوتاه در ستاد مبارزه با مواد مخدر بیابد. نکته ی جالب اینکه در بسیاری موارد این مشغله موجب می شود که وزیر بجای خود قایم مقامی تعیین می کند که او نیز به طور معمول نمی تواند به صورت کامل در اختیار ستاد باشد. 

ریشه ی اصلی انتخاب رییس جمهوری به عنوان رییس و وزیر کشور به عنوان دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر، در افزایش قدرت و اختیار و در نتیجه اِعمال نفوذ است. در شهرستان ها نیز به همین دلیل، استاندارها مسوول ستادهای مبارزه با مواد مخدر هستند. ولی این قدرت و نفوذ تحت تاثیر حضور نیافتن و نظارت کامل و 24 ساعته ی این افراد بی اثر خواهد شد. من خود مسوولیت اداره ی یک سازمان مردم نهاد کوچک را بر عهده دارم. ولی از صبح زود تا غروب و حتی بیشتر سر کار هستم و ممکن است در این بین باز هم وقت کافی برای برخی کارها نداشته باشم. 



***ایرنا: نقش تجربه را در فعالیت موفقیت آمیز این افراد چقدر می دانید؟ 

**دژاکام: خیلی زیاد. افرادی که به این پست می رسند به طور معمول تجربه ای در حوزه ی مواد مخدر ندارند و تجربه ی آنها مدیریتی است. مشکل دیگر انتخاب وزیر کشور به دبیری این ستاد این است که در پایان دوره ی چهار ساله ی ریاست جمهوری، دبیر ستاد تغییر خواهد کرد و اتفاق ها و سیاست گذاری های مثبتی که در این چهار سال در ستاد رخ داده است به نقطه ی صفر باز خواهد گشت؛ یعنی حتی اگر در این چهار سال فردی تجربه ی کافی برای چنین کاری را کسب کرده است باید جای خود را به دیگری بدهد. دبیر ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز باید فردی باشد که افزون بر دارا بودن اختیارهای کافی، بتواند همه ی وقت خود را در این ستاد صرف کند. 

از سال 1381 تا کنون ما نزدیک به هفت دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر داشته ایم. این تخصص نباید با تغییر دولت تغییر کند. همه ی این افراد و سازمان ها صادقانه در راه مبارزه با مواد مخدر تلاش می کنند؛ ولی در صورتی که می خواهیم نتیجه ای مطلوب از این مبارزه کسب کنیم باید در ساختار کنونی تجدیدنظر کنیم. 



***ایرنا: آقای مهندس می توانید تعدادی از مصداق های این اصلاح الگو را برای ما نام ببرید. 

**دژاکام: یکی از مصداق های آن نکته ای است که پیشتر در خصوص اوقات فراغت و سرگرمی جوانان و مردم به آن اشاره کردم. نکته ی مهم دیگر اینکه منابع و کتاب هایی که در زمان حاضر در وزارتخانه های فرهنگ و ارشاد اسلامی و کشور برای مبارزه با مواد مخدر مورد استفاده قرار می گیرد باید به روز شوند. این منابع با سرعتی که مواد مخدر در حال رشد و بروز هستند به روز نمی شوند. ما باید آموزش دانشگاهی در خصوص اعتیاد را وارد فاز جدیدی کنیم و حتی رشته های تخصصی نظیر روانشناسی، مشاوره و پزشکی اعتیاد راه اندازی کنیم. ما امروزه در همه ی حوزه ها یک پزشک متخصص داریم و دلیل آن وجود بیماران و افرادی است که از این مشکل ها رنج می برند. با این توجیه ما باید برای میلیون ها انسانی که از مشکل اعتیاد رنج می برند و همچنین برای کمک به افرادی که ممکن است تحت تاثیر این معتادان قرار بگیرند، رشته های تخصصی داشته باشیم. طبق آمار دولت ما اکنون 2 میلیون مصرف کننده ی مواد مخدر داریم که می گویند یک میلیون و 300 هزار نفر از آنها دایمی و 700 هزار نفر تفننی هستند. 



***ایرنا: به نظر شما این آمار درست است؟ 

**دژاکام: اجازه دهید من پاسخ شما را با یک مثال بدهم. از شخصی پرسیدند چند سال داری و او پاسخ داد 60 سال. 10 سال بعد هم که این سوال را از او پرسیدند جواب مشابهی داد. وقتی دلیل این پاسخ را از او پرسیدند گفت: حرف مرد یکی است! ما نیز نزدیک به 10 سال است که حرفمان یکی است و می گوییم تعداد معتادان ما 2 میلیون نفر است. حتی اگر این تعداد رشد نکرده باشد که بدون شک کرده است، من به شما اطمینان می دهم آن 700 هزار مصرف کننده که آنها را مصرف کننده ی تفننی می خوانند اکنون به معتاد دایمی تبدیل شده اند. این را نیز باید بگویم که تقسیم بندی معتادان به دایمی و تفننی به صورت کامل غلط است. 



***ایرنا: یعنی شما کسانی را که میزان مصرف کم یا گاه به گاه دارند را نیز معتاد دایمی می خوانید؟ 

**دژاکام: آیا شما چاقوکشی تفننی دارید؟ دزدی تفننی دارید؟ قتل، خلاف و فساد تفننی دارید؟ ما در مقوله ی اعتیاد چیزی به نام تفنن نداریم. من نام این افراد را نامزد اعتیاد گذاشته ام و این نامزدها بدون شک معتاد خواهند شد؛ چراکه عقد آنها از نخستین مرتبه ی مصرف خوانده شده است. همه ی کسانی که مصرف تفریحی داشته اند معتاد شده اند. افرادی که 20 سال مصرف مواد مخدر خود را به بهانه ی تفنن توجیه می کنند، تنها خود را فریب می دهند. پس ما در درجه ی نخست احتیاج به برنامه ریزی دقیق و درست در راستای مهار و کنترل تعداد معتادان خود داریم. اگر موفق شویم این کار را بکنیم بزرگ ترین موفقیت را کسب کرده ایم. 



***ایرنا: همزمان چه راهکارهای دیگری را می توان پی گرفت؟ 

**دژاکام: حمایت از سازمان های مردم نهاد یکی دیگر از عوامل مهمی است که در این راه اثربخش خواهد بود. این سازمان ها باید توسعه پیدا کنند و فعالیتشان در سطح کشور گسترده شود. زمانی که یک یا 10 نفر در یک تصادف رانندگی مجروح می شوند آمبولانس ها توانایی رسیدگی و انتقال آنها را خواهند داشت. این در حالی است که اگر تعداد مجروحان به بیش از 50 نفر برسد، انتقال آنها بسیار دشوار خواهد بود. حالا تصور کنید تعداد این مجروحان به 2 میلیون نفر برسد؛ آیا می توان به راحتی به آنها کمک کرد؟ سازمان های مردم نهاد حکم ماشین های شخصی را دارند که می توانند عده ی زیادی از مجروحان را منتقل کرده و جان آنها را نجات دهند. اعتیاد در تمام دنیا به مرحله ای رسیده است که دولت ها به تنهایی قادر به کنترل و رسیدگی به مشکلات آن نیستند. پس مردم و سازمان های مردم نهاد باید به یاری دولت بیایند. در این میان دولت نیز باید با حمایت از آنها، راه فعالیت این سازمان ها را هموار کند. 



***ایرنا: منظور شما بیشتر حمایت مادی است یا معنوی؟ 

**دژاکام: من به هیچ وجه حمایت مالی در این حوزه را تایید نمی کنم. این سازمان ها می آیند که به دولت کمک کنند نه اینکه خود باری بر دوش دولت باشند. منظور من از حمایت، اعطای مجوز و اجازه ی فعالیت در این حوزه است. البته در برخی موارد دولت می تواند مکانی را برای آغاز فعالیت در اختیار این سازمان ها قرار دهد. ولی به نظر من نباید بودجه ای از جانب دولت به این سازمان ها برسد؛ چرا که در آن صورت هدف اصلی چنین سازمان هایی تغییر خواهد کرد. 



***ایرنا: آیا چنین حمایتی از کنگره ی 60 به عنوان شناخته شده ترین سازمان مردم نهاد در راه مبارزه با مواد مخدر شده است؟ 

**دژاکام: ما هیچ وقت به دنبال حمایت مالی نبوده ایم و خوشبختانه حمایت معنوی نیز از ما صورت گرفته است. همانطور که من پیشتر گفتم با حمایت مالی در این حوزه مخالفم. 



***ایرنا: در شرایط کنونی فکر نمی کنید مبارزه با اعتیاد نیاز به حمایت مالی بیشتری دارد؟ 

**دژاکام: نه. ممکن است بسیاری با این حرف من مخالف باشند ولی من ضرر حمایت مالی را بیش از فایده ی آن می دانم. شرایط کنونی اعتیاد در کشور با صرف پول بیشتر بهبود نخواهد یافت. بجای حمایت مالی، دولت و سایر نهادها می توانند با در اختیار گذاشتن مکانی برای آغاز فعالیت نظیر حسینیه ها با اعتیاد مبارزه کنند. چه اشکالی دارد مکان هایی نظیر حسینیه ها که درِ آنها تا عاشورای سال بعد بسته می شود در اختیار سازمان های مردم نهاد قرار گیرند تا ملاقات های آنها با افرادی که تصمیم گرفته اند خود را از دام اعتیاد رها کنند در آنها انجام شوند؟ چه اشکالی دارد که مهدیه ی تهران، مساجد و مکان هایی از این دست در روزهایی خاص به این هدف اختصاص پیدا کنند؟ چرا شب ها درِ مسجد که خانه خداست را به روی معتادان بی پناهی که در سرمای خیابان رها شده اند باز نمی کنیم. اگر نگران هستیم که آنها لوازم مسجد را بدزدند شب ها فرش مسجد را جمع کنیم و در آن زیلو بیندازیم. حتی ممکن است پذیرایی مسجد از این افراد به این گونه راهگشای هدایت این افراد باشد. ما ادعا می کنیم که معتاد یک بیمار است. ولی آیا با معتادان مانند بیماران رفتار می کنیم؟ 



***ایرنا: شما به بسته بودن درِ مساجد و حسینیه ها در شب اشاره کردید. فکر نمی کنید نبود زندگی شبانه در کشور، علاوه بر بی توجهی به تغییر عادت های نسل جوان، عاملی در جهت پناه بردن آنها به جمع هایی است که ممکن است آنها را به سمت اعتیاد سوق دهد؟ 

**دژاکام: بدون شک همینطور است. ممکن است یک جوان ساعت 12 شب دچار بی خوابی شود و نیاز داشته باشد از خانه خارج شود. در این ساعت از شب، درِ همه ی استخرها، سالن ها و باشگاه ها و حتی کافه ها و رستوران ها بسته است؛ حتی اگر هم باز باشد استفاده از آنها هزینه ی بالایی دارد. ولی این جوان با پرداخت تنها پنج هزار تومان می تواند مقداری کراک تهیه کند و تنهایی شبانه ی خود را پر کند. 



***ایرنا: از کجا و چگونه باید مبارزه با اعتیاد را آغاز کرد؟ 

**دژاکام: در وهله ی نخست، نباید مبارزه با مواد مخدر و اعتیاد محدود به حمایت مالی شود. سازمان ما هم اکنون نزدیک به 40 شعبه در سراسر ایران دارد که 800 کارمند در آنها بصورت داوطلبانه فعالیت می کنند. پس مشکل ما مشکل مالی نیست. ما باید این تصور را که معتادان جامعه همگی فقیر و کارتن خواب هستند ریشه کن کنیم. به اعتقاد من شاید یک یا دو درصد از معتادان کارتن خواب باشند و درصد باقی مانده خانواده دار و دارای زندگی عادی و فعال در جامعه هستند. ما در همه ی صنف ها و طبقات اجتماعی جامعه مصرف کننده ی مواد مخدر داریم. پس می توان گفت که سرمایه، علم، هنر و قدرت بزرگی میان این افراد وجود دارد. در صورتی که مردم حس کنند سازمان های مردم نهاد بدون چشم داشت و از راه درست به این افراد کمک کنند، به راحتی به چنین سازمان هایی اعتماد می کنند و حتی برای فعالیت در آنها داوطلب می شوند. 

افزون بر این، همه ی سازمان ها و نهادهای کشور باید به این باور برسند که تک تک آنها می توانند در راه مبارزه با اعتیاد موثر باشند. هیچ سازمانی وجود ندارد که نتواند در این راه نقشی ایفا کند. همه ی وزارتخانه ها، بسیج، سپاه، راهنمایی و رانندگی، حوزه ی علمیه، وزارت علوم و ... همگی می توانند کمک کنند. نکته ی دیگری که در راه مبارزه با مواد مخدر و بخصوص روش های ترک اعتیاد باید مورد توجه قرار بگیرد این است که بدانیم کنار گذاشتن مصرف مواد مخدر با درمان اعتیاد به صورت کامل متفاوت است. ما در مرحله ی نخست تَرک، در مرحله ی دوم درمان و در مرحله ی نهایی رسیدن به تعادل را داریم که در صورت تحقق نیافتن آن، امکان بازگشت به اعتیاد حتمی خواهد بود. درمان حداقل یک سال به طول می انجامد و در نهایت با به تعادل رسیدن فرد به اتمام می رسد. 



***ایرنا: با توجه به صحبت های شما، بدون شک افرادی در میان جامعه ی هنری، موسیقی، ورزش و حتی سیاست وجود دارند که در گذشته و حتی اکنون مصرف کننده ی مواد مخدر بوده اند. تصور می کنید حضور این افراد شناخته شده در جمع کسانی که تصمیم به ترک اعتیاد گرفته اند موثر خواهد بود؟ آیا جامعه آنها را طرد خواهد کرد؟ 

**دژاکام: به عقیده ی من جامعه نه تنها این افراد را طرد نخواهد کرد بلکه پذیرای آنها نیز خواهد بود. البته این در صورتی است که این افراد صادقانه مساله ی اعتیاد خود را مطرح و از روش درمانی درستی که به دستیابی آنها به تعادلی که پیشتر به آن اشاره کردم منجر می شود، استفاده کنند. ما باید ترس یک معتاد از جامعه را از بین ببریم. فرهنگ سازی در این خصوص باید با کمک همه ی افراد و نهادها آغاز شود. زمانی که من برای نظام وظیفه، ارتش، قاضی دادگاه، دانشگاه، اداره های مختلف یا هر فرد و سازمان دیگری نامه ای برای معرفی فردی که در حال سپری کردن دوران ترک اعتیاد است می نویسم، همه ی این افراد همکاری لازم را با فرد معتاد می کنند. ممکن است اندکی زمان ببرد ولی همه به فردی که تصمیم برای ترک گرفته است، کمک می کنند و مشوق او هستند. پس جامعه، مشوق و پذیرای افراد شناخته شده نیز خواهد بود.

مردم صداقت را دوست دارند و در صورت صادق بودن این افراد، مردم بدون شک آنها را با آغوش باز خواهند پذیرفت. خودِ من نمونه ی یکی از این افراد هستم. زمانی که من مصرف کننده بودم همه ی اطرافیان من از این موضوع باخبر بودند ولی چیزی را به روی من نمی آوردند. چون من مرتب این قضیه را انکار می کردم و آنها تصور می کردند دیگر نمی توان به من کمک کرد. ولی زمانی که من در تلویزیون حاضر شدم و اعلام کردم که مصرف کننده بوده ام و اکنون ترک کرده ام همه از من حمایت کردند. خبرهای متفاوت از اعتیاد چهره های شناخته شده نیز به گوش مردم می رسد و انکار این قضیه از سوی آنها مردم را آزرده و بی اعتماد خواهد کرد. ولی در صورتی که آنها وارد سیستم شوند و به عنوان مصرف کننده ای که تصمیم به ترک گرفته تقاضای کمک کنند، مردم آنها را خواهند پذیرفت. 



***ایرنا: جامعه تا چه حد پذیرای معتادانی که شما به آنها برای درمان کمک کرده اید بوده است؟ 

**دژاکام: خیلی زیاد. این افراد بعد از ترک و درمان به خوبی از سوی خانواده و دوستان پذیرفته می شوند؛ چون آنها به این باور می رسند که درمان این افراد قطعی است و تحول آنها را به چشم می بینند. حتی در برخی موارد فردی که درمان شده است به من مراجعه می کند و تردید خود را در خصوص طرح سابقه ی اعتیاد با خانواده ی دختری که تصمیم دارند با او ازدواج کنند، مطرح می کنند. من همیشه آنها را تشویق به صداقت می کنم و در همه ی مواردی که از آنها خبر دارم و به چشم دیده ام، خانواده ی همسر آنها بعد از تحقیقات کامل و مراجعه به کنگره و صحبت با سایر افراد حاضر در اینجا با ازدواج فرزندشان با این افراد موافقت می کنند. فرزندان خیلی از این افراد اکنون به همراه پدرانشان در جشن ها و مراسم کنگره ی 60 شرکت می کنند. 



***ایرنا: پس فرهنگ سازی در این خصوص زمان بر ولی ممکن است. 

**دژاکام: بدون شک همینطور است. جنگ بدون کشته و خونریزی بی معنی است. ولی تهور و شجاعت همه ی محاسبات را به گونه ای دیگر رقم خواهد زد. اقدام یک چهره ی شناخته شده در اذعان به اعتیاد و درخواست کمک برای ترک آن عین تهور است و مردم از این اقدام شجاعانه استقبال خواهند کرد. البته این افراد باید منتظر رهایی تیرهای فراوان به سوی آنها از سوی برخی نیز باشند. ولی جامعه و مردم از آنها و اقدام شجاعانه و صادقانه ی آنها استقبال خواهند کرد. 



***ایرنا: چرا برنامه هایی که به بازگشت این افراد به زندگی اختصاص دارد بسیار کم در سطح جامعه و بخصوص در صدا و سیما برگزار می شوند؟ 

**دژاکام: متاسفانه زمانی که القاعده اقدام به یک حمله تروریستی می کند و چهار نفر را می کشد، این خبر به تیتر نخست خبرهای ما تبدیل می شود. ولی خبر بازگشت چهار معتاد به زندگی و تولد دوباره ی آنها از ارزش مشابهی برخوردار نیست. حتی برنامه های محدود تلویزیون با موضوع اعتیاد نیز از جدول پخش منظمی برخوردار نیستند. ما سازمانی هستیم که هزاران معتاد را درمان و به آغوش جامعه بازگردانده ایم، ولی هنگام مصاحبه این افراد در رادیو و تلویزیون از آنها خواسته می شود نامی از کنگره ی 60 یا من نبرند. نه من نه هیچ یک از افرادی که در اینجا فعالیت می کنند در فکر تشویق و دریافت جایزه نیستند ولی چرا نباید از چهره ها و نهادهایی که در این راه ثمربخش بوده اند، تجلیل شود؟ این فضا و ساختن یک تابوی بزرگ از اعتیاد سبب می شود که در برخی موارد حتی چهره های شناخته شده نیز تصور کنند ورود به برنامه ی ترک، آبروی آنها و خانواده شان را از بین خواهد برد.



***ایرنا: صدا و سیما چقدر توانسته است در آموزش، پیشگیری یا تشویق افراد به ترک موثر باشد؟ 

**دژاکام: همانطور که پیشتر گفتم برنامه های آسیب شناسانه ی تلویزیون در حوزه ی اعتیاد بسیار محدود هستند. تنها برنامه ای که اکنون در این حوزه وجود دارد «شروع خوب» شبکه ی 3 است که آن هم برنامه ی پخش مشخصی ندارد. ما باید برنامه ای در این خصوص در همه ی کانال ها داشته باشیم و پخش آنها در بهترین و پربیننده ترین ساعت شب صورت بگیرد. صدا و سیما به اندازه ی کافی از تبلیغات و پخش برنامه های مختلف کسب درآمد می کند. چرا نباید بودجه ی خوبی برای برنامه سازی در حوزه ی اعتیاد اختصاص پیدا کند؟ سریال هایی که به این موضوع می پردازند نیز به شدت کلیشه ای هستند و تیم کارگردانی آنها علاقه دارند تصویری به بیننده ارایه کنند که در آن افراد معتاد و چندش آور و بی خانمان در بیغوله ها مشغول جان دادن هستند و از کرده ی خود پشیمان شده اند. مردم این تصاویر را بارها دیده اند و برایشان جنبه ی تکرار پیدا کرده است. آنها با ارایه ی چنین تصویری از اعتیاد، سعی در پیشگیری از آن دارند؛ در حالی که این تولیدها تنها حال مردم را خراب و آنها را بی انگیزه خواهد کرد. 

ما باید در کنار برنامه های آموزشی برنامه هایی مفرح و شاد و مناسب حال جامعه تولید کنیم که به آنها انگیزه و شادی بدهد و در معتادان القای انرژی کند تا برای ورود به کارزار جنگ علیه اعتیاد تهییج شوند. باید به این افراد پیام بدهیم که تو قابلیت و توانایی درمان و رهایی از اعتیاد را داری؛ نه اینکه تو بدبخت و مجرم هستی و اشتباه تو در مصرف مواد مخدر جبران ناپذیر و عاقبت آن تباهی خواهد بود. مهم این نیست که ما برنامه های متعددی در این حوزه داشته باشیم. مهم این است که در این برنامه ها حرف حساب در قالبی درست زده شود. تنها در این صورت است که این برنامه ها مخاطب درستی خواهند داشت. حرف درست باید از حلقوم درست زده شود. همه نمی توانند در حوزه ی اعتیاد صاحب نظر باشند. باید از نظرهای کارشناسی درست و افرادی که تجربه ی زیادی در این حوزه دارند در برنامه سازی در زمینه ی اعتیاد استفاده کنیم. همچنین مصاحبه و انتشار زندگی نامه ی ورزشکاران و افرادی که از دام اعتیاد رها شده اند نباید محدود به وبلاگ های کنگره ی 60 باشد. باید از این افراد مثل یک قهرمان تجلیل شود. 



***ایرنا: راه مبارزه قطعی با اعتیاد را از کجا می توان آغاز کرد؟ 

**دژاکام: شروع قطعی مبارزه زمانی رخ خواهد بود که سازمان هایی که مبارزه با مواد مخدر جزو شرح وظایف آنهاست، این مساله را جدی بگیرند. باید همه ی سازمان ها فعالیتی آشکار و هماهنگ با یکدیگر را در این راه آغاز کنند و مدیران آنها دلسوزانه و شبانه روزی در این خصوص فعالیت کنند. چون ممکن است در آینده، فرزندان خود آنها گرفتار این معضل شوند. الگوهای مبارزه با مواد مخدر باید اصلاح و به روز شوند. مواد مخدر می تواند همه ی مناسبات کشور را تحت الشعاع قرار دهد؛ پس نباید آن را در اولویت های فرعی نسبت به سایر امور قرار داد. در صورتی که وزارت کشور نمی تواند زمان لازم برای رسیدگی به این بحران در حال رشد را صرف کند چه اشکالی دارد که ستاد مبارزه با مواد مخدر را به یک وزارتخانه تبدیل کنیم و برای آن وزیر تعیین شود؟ علاوه بر این باید از نگاه کارشناسی و تخصصی در این حوزه استفاده بیشتری شود. 



***ایرنا: خانواده ها چگونه می توانند در این راه کمک کنند؟ 

**دژاکام: خانواده ها باید در این خصوص آموزش ببینند؛ در غیر این صورت نمی توانند به فرزندان خود کمکی بکنند. شما برای فراگیری زبان های خارجی، موسیقی و هر هنر و مهارت دیگری باید زمان و هزینه زیادی را صرف کنید؛ پس چرا عده ای تصور می کنند که مبارزه با مواد مخدر با ارایه ی راهکاری شفاهی و ساده ممکن خواهد شد؟ در بیشتر موارد، رفتار خانواده ها با فرزندان مصرف کننده شان نظیر برخورد افرادی است که شعله ی آتشی کوچک را با بیل و کلنگ خاموش می کنند و این ناشی از آموزش ندادن صحیح و به روز است. 



***ایرنا: به نظر شما این آموزش باید به دانش آموزان در مدارس نیز داده شود؟ 

**دژاکام: بچه های این نسل چیزهایی می دانند که حتی والدین از آنها بی خبر هستند. این آگاهی نه تنها به اعتیاد بلکه به همه ی حوزه ها نظیر مسایل جنسی و ... نیز مربوط می شود. ولی می توان با آموزش های صحیح از خطرهایی که این آگاهی و اطلاعات می تواند برای آنها در پی داشته باشد، پیشگیری کرد. ما از اعتیاد یک تابو ساخته ایم و دوست داریم وجود آن را تکذیب کنیم. کشور ما نیز مانند همه ی جوامع با این معضل روبرو است . در صورت پذیرش این واقعیت و آغاز آموزش های صحیح می توانیم از کشیده شدن بسیاری از جوانان به دام اعتیاد جلوگیری کنیم. وقتی از آگاهی و دسترسی دانش آموزان نسبت به مواد مخدر آگاه هستیم چرا نباید در کتاب های درسی، فصلی با عنوان پیشگیری از اعتیاد که در آن انواع مواد مخدر و تاثیرات مصرف آنها، روش معتاد شدن و فیزیولوژی اعتیاد ذکر شده است، داشته باشیم؟



***ایرنا: آقای دژاکام اگر سخنی در پایان دارید بفرمایید. 

**دژاکام: سخن در این خصوص بسیار زیاد است. هر یک از ما به عنوان یک فرد باید معضل اعتیاد را جدی بگیریم تا در بُعد سازمانی نیز بتوانیم برخوردی جدی با این مساله داشته باشیم. افرادی که درگیر اعتیاد هستند نیز نباید فراموش کنند که نخستین گام در راه مبارزه با این معضل صداقت است. آنها باید صادقانه گام در این راه بگذارند و در عین حال حمایت کافی از سوی مسوولان و سازمان ها نیز باید از آنها صورت بگیرد. 



**گزارش و گفت و گو از: عطیه میرقراه چولو

منبع: ایرنا


انواع مواد مخدر
اوردوز و پیشگیری از مرگ حتمی
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 92/11/14 چاپ اين صفحه

اوردوز و پیشگیری از مرگ حتمی

در حال حاضر اوردوز بیشترین علت مرگ و میر در بین استفاده کنندگان تمواد مخدر است.خصوصاً افرادی که به مواد مخدر خطرناکی همچون هروئین ، کرک ف شیشه ف متادن و یا مصرف همزمان دو یا چند نوع ماده گرایش می یابند.

مهمترین دلایلی که باعث اوردوز می شوند شامل :
1- تزریق مواد مخدر از هر نوع بدون درنظر گرفتن دوز مصرفی و تحمل جسمی فرد. خصوصاً مصرف کنند گاه هر
ویین .
2- تداخل داروئی با الکل یا دارو :

مصرف بیش از حد اپیوئیدها ، هرویین با مواد دیگر که حاوی الکل یا بنزودیازپینها (مثل دیازپام واکثر خواب آورها) استفاده شود.

3- استفاده مواد بیش از حد تحمل بدن:

فرد پس از چند روز ، ماه و یا سال به مصرف مواد برگشت خورده و تصور نماید که اخرین دوز مصرفی خود را بایستی مصرف کند.


باورهای غلط در مورد درمان افراد اوردوز:

1- تلاش برای راه رفتن فرد اوردوز کرده :نه تنها کمکی نمی کند بلکه باعث اتلاف وقت نیز می شود.و حتی با فعالیت کردن فرد ضربان قلب نیز افزایش میابد و این خود باعث افزایش جذب مواد با سرعت بیشتری میشود.


2- ریختن آب سرد روی فرد اوردوز کرده:اگر از فردی شنیده اید که با این کار به هوش آمده فقط به این دلیل بوده که خوش شانس بوده و مقدار موادی که مصرف کرده بوده مقدار کشنده ای نبوده است وآب سرد هیچ نقشی در به هوش آمدن وی نداشته است. این کار نیز علاوه بر اتلاف وقت بسیار خطرناک است زیرا انذاختن فرد بی هوش در آب ممکن است باعث خفگی وی شود.

3- سیلی زدن یا سوزاندن فرد این نیز نیازی به توضیح ندارد این کارها تنها باعث آسیب و صدمه به فرد بی هوش می شود. با سیلی زدن تنها می شود فهمید که فرد خواب است یا بی هوش است.

4- تزریق آب نمک به فرد اوردوز کرده: آب نمک هیچ تأثیری بر روی هرویین و دیگر مواد مخدر ندارد و رعایت نکردن مسایل استریل در حین تزریق و استریل نبودن خود آب نمک تزریقی باعث انتقال عفونتهای خونی و مسایل جدی دیگر می شود.

علائم اوردوز

 فردی که اوردوز کرده را در وضعیت ریکاوری قرار دهید به عبارتی بر روی پشت خابانیده و وضعیت گردن وی را طوری قرار دهید که بهترین وضعیت جهت تنفس وی ایجاد گردد.با صدا زدن ، تکان دادن و در آخر با سیلی آهسته می توانیند ضریب هوشی وی را تشخیص دهید.

حتی ممکن است ضربان قلب و تعداد دفعات دم و بازدم وی در هر دقیقه به یکبار برسد تا هنگامی که اورانس نرسیده مجاری تنفسی وی را باز نگاه دارید.

علائم دیگر در یک فرد بیهوش عبارتند از:
-خرناس عمیق کشیدن

-آبی و کبود شدن

-نفس نکشیدن


انواع مواد مخدر
راستی شما چی از زندگی فهمیده اید؟!
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 92/10/22 چاپ اين صفحه
راستی شما چی از زندگی فهمیده اید؟!

فهمیدم که هیچی نفهمیدم.
فهمیدم که برای زندگی کردن باید زندگی کرد. نه کار دیگه.

فهمیدم که اگه می خوم اعتیادم درمان بشه باید برم کنگره.

فهمیدم  که برای درمان ده ماه وقت لازمه.

فهمیدم که
وقتی بارون میاد خدا نیست که گریه می کنه!

فهمیدم تلاش روح زندگی و کار تفریح خوبی.
فهمــیده ام که باز کردن پاکت شیر از طرفی که نوشته " از این قسمت باز کنید" سخت تر از طرف دیگر است  

فهمــیده ام که هیچ وقت نباید وقتی دستت تو جیبته روی یخ راه بری . 

فهمــیده ام که نباید بگذاری حتی یک روز هم بگذرد بدون آنکه به همسرت بگویی " دوستت دارم" . 61 ساله

فهمــیده ام که وقتی گرسنه ام نباید به سوپر مارکت بروم .

برچسب‌ها: راستی شما چی از زندگی فهمیده اید

انواع مواد مخدر
دوستت دارم ای فرشته زميني
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 92/10/20 چاپ اين صفحه
 اگر عاشق نيستی پس كه هستي؟؟ لااقل عاشق خودت باش...
خيلی زيبا بود. زيباييش در همان لحظه اول تمام وجودم را تسخير كرد.آن قدر زيبا بود كه دلم نمی خواست حتی لحظه ای چشم از چشم هايش بردارم.چشم هايش آيينه زندگی بود.سرشار از صداقت و يكرنگي.
احساس می كردم كه او لياقت به دست آوردن همه چيز را دارد. احساس می كردم تمام دنيا و كائنات فقط به خاطر او در گردش و تكاپو هستند.
روح بزرگ و خدايی اش آنقدر زيبا و خواستنی بود كه نه تنها من بلكه همه اطرافيان را به سوی خويش جذب می كرد.فقط كافی بود لبخند بزند.
اگر به خودش ايمان پيدا می كرد می توانست حتی كوه ها را هم جابه جا كند.در مقابل ايمان و اراده او هر كاری شدنی بود.همه جنبه های او برايم دوست داشتنی بود.آنقدر در كنار او بودن برايم لذت بخش بود كه تمام غصه هايم را فراموش می كردم.در مقابل روح ملكوتی او حتی غم ها و غصه های بزرگ هم می توانست مثل يك امتحان ساده زندگی باشد.اصلا ارزش او بيش از آن بود كه لحظه هايش را با ناراحتی های عادی روزمره ام غم انگيز كنم.
آغوش گرم و مهربان او می توانست پناه همه اطرافيانش باشد.روح يگانه و خلاق و بی انتهای او در قالب جسمی دوست داشتنی در اين دنيا نمايان شده بود.
و اين فرشته زمينی تمام وجودم را از عشق لبريز كرد و از آن زمان به بعد هر زمان كه او را می بينم بر لبانم ‹‹ فتبارك الله احسن الخالقين›› جاری می شود. به نظر من او ارزشمندترين كسی است كه هر روز در آيينه نصب شده به ديوار اتاقم می بينم.
آخر من عاشق كسی هستم كه هر موقع در آيينه نگاه می كنـــــم با چشم هايش به من سلام می كند.
دوستت دارم ای فرشته زميني


برچسب‌ها: دوستت دارم ای فرشته زميني

انواع مواد مخدر
جزئیات تازه ای از حادثه تلخ خیابان سپهسالار اصفهان 92
نويسنده : مسافر مجید موضوع : 92/10/16 چاپ اين صفحه

جزئیات تازه ای از حادثه تلخ خیابان سپهسالار اصفهان پسر 28 ساله ای در منزل خود واقع در خیابان‌ سپهسالار اصفهان، حادثه ای تلخ و مرگبار را رقم زد.

 به گزارش سرویس حوادث جام نیوز، پسر 28 ساله ای در منزل خود واقع در خیابان‌ سپهسالار اصفهان، مادر خود را به قتل رساند و گوش های پدرش را برید.


درباره ما

نويسندگان سايت

پيوند روزانه

جست وجو
پيوند وبلاگ
آرشيو مطالب

آخرين مطالب
پشتيباني آنلاين