منوي اصلي

موضوعات


*******

امکانات ديگر

انواع مواد مخدر
نويسنده : مسافر مجید موضوع : ۹۳/۱۲/۲۳ چاپ اين صفحه
پست رمزدار


انواع مواد مخدر
هفت سوال از دیده بان جهانبینی
نويسنده : مسافر مجید موضوع : ۹۳/۱۲/۲۳ چاپ اين صفحه

پست رمزدار ادامه مطالب را می توانید باز کنید


انواع مواد مخدر
پست رمزدار ادامه مطالب را می توانید باز کنید
نويسنده : مسافر مجید موضوع : ۹۳/۱۲/۲۰ چاپ اين صفحه

پست رمزدار ادامه مطالب را می توانید باز کنید


انواع مواد مخدر
استادى از شاگردانش پرسید:
نويسنده : مسافر مجید موضوع : ۹۳/۱۲/۰۴ چاپ اين صفحه
استادى از شاگردانش پرسید:

چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد می‌زنیم؟

چرا مردم هنگامى ک...ه خشمگین هستند صدایشان را بلند می‌کنندو سر هم داد می‌کشند؟

شاگردان فکرى کردند و یکى از آن‌ها گفت:

چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست می‌دهیم

استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست می‌دهیم درست است

امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد می‌زنیم؟

آیا نمی‌توان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین

هستیم داد می‌زنیم؟

شاگردان هر کدام جواب‌هایى دادند امّا پاسخ‌هاى هیچکدام استاد

را راضى نکرد.

سرانجام او چنین توضیح داد:

هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلب‌هایشان

از یکدیگر فاصله می‌گیرد.

آن‌ها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند.

هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است

و آن‌ها باید صدایشان را بلندتر کنند.

سپس استاد پرسید:

هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها سر هم داد نمی‌زنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت می‌کنند. چرا؟

چون قلب‌هایشان خیلى به هم نزدیک است.

فاصله قلب‌هاشان بسیار کم است.

استاد ادامه داد:

هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى می‌افتد؟

آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمی‌زنند و فقط در گوش هم

نجوا می‌کنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر می‌شود.

سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بی‌نیاز می‌شوند و فقط به یکدیگر

نگاه می‌کنند. این هنگامى است که دیگر هیچ فاصله‌اى بین

قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد...


انواع مواد مخدر
فرم ثبت نام تیم های ورزشی جشنواره عقاب طلایی
نويسنده : مسافر مجید موضوع : ۹۳/۰۹/۲۰ چاپ اين صفحه

فرم ثبت نام تیم های ورزشی جشنواره عقاب طلایی

 

 

برای دانلود کلیک کنید

برای دانلود هر یک از فرم ها به صورت جداگانه کلیک کنید

 

1- فرم ثبت نام تیم های والیبال

2- لیست درخواست بیمه ورزشی

3- قوانین مصوبات شورای ورزشی

4- فرم ثبت نام تیم های فوتبال

 


انواع مواد مخدر
رهایی
نويسنده : مسافر مجید موضوع : ۹۳/۰۸/۲۳ چاپ اين صفحه

رهایی

  ♫♫♫

تو دلواپسی چشات اشکیه
نمیشه بگی دلیلش چیه
خستگیارو از این خسته بگیر
چی میدونی از غم تو دل تنگ ِ عقاب اسیر
که از دور باید نگاهت کنه گریه کنه دل اسیر

یه نگاه تو برام خاطره شده خاطر من جمع
به خدا دل منم معنی تو و عشقتو میفهمه
تو اتاق خودمم فکر توئمو حالمو میدونی
تو که میدونی فقط چی میکشه این عاشق زندونی
زندونی..

  ♫♫♫

تو باعث شدی حواسم بره
خودم حالم از خودم بدتره
تا دلت از همچی با خبره
بمیرم برات که هر ثانیه
چشمای تو به دره
هوا ابریه دل ِ تنگ تو
اینهمه منتظره..

یه نگاه تو برام خاطره شده خاطر من جمعه
به خدا دل منم معنی تو و عشقتو میفهمه
تو اتاق خودمم فکر توئمو حالمو میدونی
تو که میدونی فقط چی میکشه این عاشق زندونی
زندونی..

دانلود


برچسب‌ها: رهایی

انواع مواد مخدر
داستان زیبای شیخ صنعان
نويسنده : مسافر مجید موضوع : ۹۳/۰۸/۱۳ چاپ اين صفحه
داستان زیبای شیخ صنعان

گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن
شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار داشت

شیخ صنعان پیر صاحب کمال و پیشواری مردم زمان خویش بودو قریب پنجاه سال در کعبه اقامت داشت. هر کس به حلقـ? ارادت او در می‌آمد از ریاضت و عبادت نمی‌آسود. شیخ خود نیز هیچ سّنتی را فرو نمی ‌گذاشت و نماز و روز? بیحد بجا می ‌آورد. پنجاه بار حج کرده و در کشف ‌اسرار به مقام کرامت رسیده بود.

هر که بیماری و سستی یافتی
از دم او تندرستی یافتی

پیشوایانی که در پیش آمدند
پیش او از خویش بیخویش آمدند

چنان اتفاق افتاد که شیخ چندین شب در خواب دید که از کعبه گذارش به روم افتاده و در برابر بتی سجده می ‌کند. از این خواب آشفته گشت و دانست که راه دشواری در پیش دارد که جان بدر بردن از آن آسان نیست. اندیشید که اگر بهنگام در این بیراهه قدم نهد راه تاریک بر وی روشن گردد و اگر سستی کند همیشه در عقوبت و شکنجه خواهد ماند. آخر الامر به رفتن مصمم گشت و مطلب را با مریدان در میان گذاشت و گفت باید زودتر قدم در راه بنهم و عزم سفر روم کنم تا تعبیر خوابم معلوم گردد. یاران در سفر با وی همراه گشتند و به خذاک روم قدم گذاشتند و همه جا سیر می‌کردند تا ناگهان در ایوانی دختر ترسائی دیدند چون آفتاب درخشان:

برچسب‌ها: داستان زیبای شیخ صنعان

درباره ما

نويسندگان سايت

پيوند روزانه

جست وجو
پيوند وبلاگ
آرشيو مطالب

آخرين مطالب
پشتيباني آنلاين